
آیا عربستان مستقل می شود؟
نگاه دیگران
پس از ایران نوبت پادشاهی سعودی است!
شَستِ بنسلمان خبردار شده است؟ نتانیاهو چه خوابی برای ایران و عربستان دیده است؟
همان جنگندههایی که توانستند عمق خاک ایران را از تهران تا مشهد هدف قرار دهند، در آیندهای نزدیک قادر خواهند بود ریاض و جده عربستان را نیز نشانه بگیرند؛ همانطور که پیشتر دوحه قطر را مورد حمله قرار داده بودند.
حساسیت برای عربستان زمانی بیشتر میشود که تهران حداقل یک شبکه بومی از موشکها و پهپادهای ارزانقیمت در اختیار داشت؛ ظرفیتی که میتواند مراکز حساس اسرائیل را تهدید کند یا دستکم هزینههای سنگینی بر سامانههای پدافندی آمریکا و اسرائیل تحمیل کند. افزون بر این، توان بالقوه ساخت سلاح هستهای ایران نیز همیشه در ارزیابیها مطرح بوده است.
از همین رو، پرسش کلیدی مطرح میشود: عربستان چه ابزار بازدارندهای در برابر هژمونی فزاینده اسرائیل دارد؟ پرسشی که به باور بسیاری از تحلیلگران، در سناریوی شکست ایران از اسرائیل، میتواند ریاض را به «لقمهای آسانتر» برای تلآویو تبدیل کند. زیرا اسرائیل بهدنبال آن است که ساختار سیاسی دولتهای منطقه — از سوریه و عراق گرفته تا ایران و حتی عربستان — در مسیری شکل بگیرد که با منافع تلآویو هماهنگ باشد. از نگاه این تحلیلها، پس از ایران، تغییر جهت یا تغییر ساختار در پادشاهی سعودی میتواند آخرین حلقهای باشد که به اسرائیل امکان میدهد هژمونی خود را برای سالها در خاورمیانه تثبیت کند.
در چنین فضای پرتنشی، بنسلمان به آمریکا سفر و با دونالد ترامپ دیدار کرد؛ سفری که بهگفته تحلیلگران با یک پرسش بنیادین آغاز شده بود: «در بازی بزرگ خاورمیانه، عربستان دقیقاً در چه موقعیتی ایستاده است؟»
بنسلمان در این دیدار خواستار دریافت جنگندههای F-35 شد؛ درخواستی که بسیاری آن را ابزاری برای «راستیآزمایی» میزان تعهد واشنگتن به امنیت عربستان میدانند. اما طبق گزارشها، ترامپ تنها قول تجهیزاتی را داده که «ضعیفتر از نسخه اسرائیلی» هستند؛ پاسخی که پیام روشنی داشت: آمریکا قصد ندارد توان هوایی عربستان را به سطح اسرائیل ارتقا دهد.
بر پایه همین تحلیلها، بنسلمان به این جمعبندی رسیده که برنامه نظامی اسرائیل علیه ایران ممکن است در مرحله بعد، فشارها را متوجه عربستان کند. او تأکید دارد که مسئله ایران باید «حل شود»، اما نه از مسیری که نتانیاهو دنبال میکند؛ زیرا چنین رویکردی ممکن است مستقیم به زیان ریاض تمام شود.
بر اساس روایتی منتشرشده، ترامپ در پاسخ به این نگرانی گفته است: «برو و اگر میتوانی، مشکل ایران را خودت حل کن.» تحلیلگران معتقدند بنسلمان نمیخواهد «راهحل نتانیاهو» تعیینکننده آینده منطقه باشد، زیرا پیامدهای آن برای خود عربستان نیز خطرناک و بیثباتکننده است.
در این ارزیابی تأکید میشود که در صورت تضعیف یا سقوط ایران، اسرائیل میتواند نفوذ منطقهای خود را با سرعتی بیسابقه گسترش دهد و حتی به حضور نظامی مستقیم در خلیج فارس دست یابد؛ تا جایی که استقرار جنگندههای اسرائیلی در پایگاههای منطقه — از جمله در عربستان یا امارات — دیگر سناریویی دور از ذهن نخواهد بود. به باور برخی تحلیلگران، چنین تحولی پادشاهی سعودی را بهتدریج به «نقشی تشریفاتی» سوق میدهد؛ وضعیتی که در آن تصمیمهای راهبردی کشور بیش از آنکه در ریاض گرفته شود، زیر نظر آمریکا و اسرائیل تعیین خواهد شد. در این چارچوب، اسرائیل عملاً ثمره تمام جنگها و رقابتهای چندینساله میان محور ایران و عربستان را در منطقه برداشت خواهد کرد.
منابع منطقهای میگویند رهبران عرب بهخوبی میدانند سناریویی که نتانیاهو برای تغییر موازنه قدرت در منطقه دنبال میکند، چه پیامدهایی خواهد داشت. به همین دلیل است که حتی با وجود فعال شدن مکانیسم ماشه و تشدید فشارهای غرب بر تهران، پسران زاید در امارات همچنان مسیرهای اقتصادی و مالی ایران را باز نگه داشتهاند؛ اقدامی که برخی ناظران آن را تلاشی حسابشده برای جلوگیری از «برتری مطلق اسرائیل بر ایران» تفسیر میکنند.
تحلیلگران میگویند بنسلمان سیاستمداری زیرک و عملگراست که برخلاف ظاهر، مسیر استقلال از غرب را دنبال میکند. او با تقویت روابط راهبردی با روسیه و چین نشان داده که در حال هدایت عربستان بهسوی نوعی استقلال حداکثری و ایجاد توازن میان قدرتهاست؛ مسیری که این کشور را از اتکا به یک بلوک ثابت، به بازیگری چندقطبی و انعطافپذیر در منطقه تبدیل میکند.
این تحولات در حالی رخ میدهد که چین و روسیه نیز راهبردهای مستقل خود را در منطقه دنبال میکنند و در همکاریهای اقتصادی و امنیتی با ایران، عربستان و امارات فعالاند. از همین رو، آینده خاورمیانه امروز در قالب یک معادله چندلایه و پیچیده تعریف میشود…
منبع:
uaeفارسی