ایران ابرقدرت است؟
چگونه چهارمین ابرقدرت جهان متولد شد؟
مجید بهمنی
به نام خدا
مولفههای لازم برای اینکه یک واحد سیاسی یا کشور بهعنوان ابرقدرت شناخته شود چند چیز است، از جمله:
۱. جمعیت۲. توان نظامی۳. خاک(سرزمین)
هماکنون این ۳ مولفه به صورت عینی در کشورهای چین، روسیه و آمریکا وجود داشته و دنیا این کشورها را بهعنوان ابرقدرت میشناسد.
اما مهمترین مولفه یک ابرقدرت، توانایی اعلام و اعمال اراده خود بر اساس اهداف استراتژیک در سطح منطقه و بینالمللی است.
ایران با داشتن بیش از ۸۰ میلیون جمعیت که اکثریت آن در صحنه مبارزه هستند به اضافه توان نظامی و موشکی در حفاظت و صیانت از مرزهای کشور و پاسخگویی به تجاوزات دشمن در فراتر از مرزها و برخورداری از خاک و سرزمین وسیع و متنوع قطعا امروزه از مولفههای لازم برای اینکه یک ابرقدرت جدید باشد را دارا است. بهخصوص اینکه ایران در طول جنگ تحمیلی سوم به خوبی نشان داد توانمندی لازم را از ابعاد گفته شده دارد تا بتواند اراده و خواست خود را به سایر ابرقدرتها تحمیل کرده و بدون کمترین تزلزلی بر این خواستهها استوار مانده و پافشاری کند.
ایران طی بیش از ۱۰۰ روز که همزمان در ۶ جبهه جنگی: موشکی، دیپلماسی، خیابان، رسانهایی، دریایی، خاکی درگیر بود، در پایان این جنگ با قدرت هرچه تمامتر قادر گردید اراده خود را بر ارتش مسلح آمریکا و نیروی نظامی اسرائیل جانی و کودکش تحمیل کند و خواستههای خود را با قدرت هر چه تمامتر به این دشمنان زبون تحمیل کند.
این اراده و خواستهها در تفاهمنامهای بین ایران و آمریکا نمودار گردید و به اعتراف کلیه رسانههای بیگانه از جمله الجزیره، CNN، العربیه و فرانس۲۴ و حتی شبکههای نظامی ۱۲ و ۱۳ رژیم صهیونیستی پیروز نهایی و راهبردی جنگ تحمیلی سوم، ایران بوده است و ایران را برخوردار از نوعی حق وتو در جنگ لبنان دانستند تا جاییکه رئیسجمهور نادان و قمارباز آمریکا به شکست راهبردی در جنگ ایران اذعان کرد و نیویورکتایمز نیز آغاز جنگ را اشتباه هولناک ترامپ و شکستی دیگر برای او خواند. قبل از بیان بخشی از مفاد تفاهمنامه باید در تعریف گفت: تفاهمنامه به محورهای مورد بحث در گفتگوها میپردازد و با توافق نامه که در انتهای گفتگوها طرفین با آن موافقت میکنند، فرق دارد. بنابراین بر اساس این تعریف ایران هنوز با آمریکا در جبهه دیپلماسی در حال جنگ است که امیدواریم دیپلماتهای ایرانی با عنایت الهی و حمایت مردمی از این نبرد سرافراز بیرون بیایند.
برخی از بندهای تفاهمنامه که در گفتگوها مطرح میشود(اکثر رسانهها این تفاهمنامه را در 14 بند نوشتهاند)
۱. اعمال مدیریت ایرانی و عمانی بر تنگههرمز
۲. عدم پیششرط گفتوگو در خصوص توان هستهای صلحآمیز ایران
۳. خارج کردن هرگونه گفتوگو در خصوص توان نظامی و موشکی ایران
۴. اتمام جنگ در تمامی سطوح در ایران و مقاومت که دایره آن حتی تا کشورهای غیرایرانی همچون لبنان نیز کشانده شده است، قبل از اعلام توافقنامه
۵. آزادسازی بخش زیادی از اموال و پولهای بلوکه شده ایران
۶. برداشته شدن محاصره دریایی ایران قبل از توافقنامه
۷. بازسازی و تعیین خسارات وارده به ایران و مقاومت
۸. تعیین زمان ۶۰ روزه بر اجرای تفاهمنامه و شروع مذاکرات برای امضای توافقنامه نهائی که این زمان قابل تمدید خواهد بود
با توجه به سوابق بدعهدی طرف ایرانی یعنی آمریکا در طول مذاکرات یا توافقات قبلی با ایران، میتوان گفت هیچ اعتمادی بر اجرای تفاهمنامه مذکور از سوی رژیمهای متجاوز آمریکا و اسرائیل وجود ندارد، اما این دو کشور متجاوز برغم خسارتهای زیادی که به ایران زدند اما نتوانستند به هیچیک از اهداف خود که به هنگام تجاوز اعلام کرده بودند، از جمله سرنگونی نظام جمهوری اسلامی و دسترسی به اورانیوم غنیشده ایران و… برسند و عملا با شکستی که در جنگ تحمیلی سوم متحمل شدند موجب تولد ابرقدرت جدیدی در دنیا و ایجاد نظم نویی در جهان سیاست بهنام ایران شدند.
کارشناس علوم سیاسی
خرداد 1405

