
جبر و اختیار به زبان ساده
مجید بهمنی
بسم الله الرحمن الرحیم
مقدمه:
در باب جبر و اختیار شاید بتوان مثالی ساده و روان بیان نمود. خداوند متعال در بسیاری از آیات دنیا را لهو و لعب و بازیچه میخواند. با هم از طریق همین بازیچه بودن دنیا، به جواب این سوال برسیم که آیا جبر وجود دارد یا اختیار؟ یعنی این که مردم در کارهایشان صد در صد به جبر دچار هستند و از خود اختیاری ندارند یا بر عکس صد در صد مختار هستند تا هر گونه افعالی را انجام دهندو خداوند هیچ گونه تصرفی بر رفتار انسان ندارد…
یا وجه سوم در کار است و بنابه اقوال امامان شیعه جبر و اختیار یک امر بین امریین است و این دو در به گونه ائی در هم مخلوط شده که هیچکدام بر دیگری غلبه ندارد.
در این یادداشت کوتاه بدون ورود به مباحث فلسفی یا کلامی و احادیث تنها از طریق یک موضوع ساده موضوع جبر و اختیار در زندگی بشر توضیح داده می شود.
بازی:
امروزه وجه ملموس بازی؛ ورزشهایی است که بشر انجام میدهد تا جائی که برای آن المپیکهای جهانی و بازیهای داخلی برگزار میشود، بازی های مختلفی از رشتههای متنوع ورزشی وجود دارد که بشر خود را به آن مشغول میسازد و تنوع این ورزشها آنقدر بسیار است که شمردن آنان به سادگی میسر نیست.
همه انسان ها میدانند این ورزش ها نوعی بازی برای وقت گذرانی ما ادم ها است، اما برای همین بازیها که به آن ورزش می نامند؛ شاهد هستیم انسان ها قراردادها، دستورها و قوانین کلان و خردی وضع کرده اند و آنان را در عین حال که بازی هستند ولی حرفه ای برای امرار معاش و زندگی قرار داده اند.
ارتباط ورزش با جبر و اختیار:
مسئله ورزش چه ارتباطی با موضوع جبر و اختیار دارد؟
برای روشن شدن پاسخ به این سوال مجبور هستیم یکی از این ورزشها که بیشترین نشانه ها را دارد برای پاسخ نهایی انتخاب کرده به عنوان نمونه ذکر کنیم.
اکثریت جوامع بشری میدانند ورزش فوتبال؛ ورزشی است که مخلوق دست انسان است. یعنی این که؛ این ورزش از خود و جدا از انسان به ذات؛ وجودی مستقل ندارد، بلکه این انسان است که به آن از طریق قوانین و مقررات، ماهیت مستقل حقوقی بخشیده است .
فوتبال:
هر کشور یا سرزمینی بخواهد ورزش فوتبال را دنبال کند؛ باید ابتدا به فکر فدراسیون باشد. در این فدراسیون طبق ضوابط حقوقی ویژه به صورت داخلی و بین المللی که مورد پذیرش فدراسیون جهانی قرار گرفته ؛ عمل نماید و حتی فدراسیون داخلی باید برای عضویت در این جامعه جهانی که به آن فدراسیون جهانی می گویند؛ حق عضویت نیز بپردازد.
فدراسیون فوتبال برای این که بتوانند این جامعه جهانی خود ساخته را نظم بدهد؛ قوانین و مقررات ویژهای وضع کرده و این قوانین را به تصویب همه اعضای خود میرساند.
قوانین و مقررات فوتبال:
بعد از عضویت در فدراسیون جهانی فوتبال، هر کس بخواهد ورزش فوتبال را در سرزمین خودش دنبال کند باید از قواعد و مقررات اعلامی از سوی فدراسیون جهانی پیروی کند.
در همه این مراحل شاهد هستیم کشورهای عضو قادر نیستند به تنهائی نسبت به قواعد و مقررات اقدام نمایند و بایستی مقررات خود را به تصویب جامعه جهانی فوتبال یا همان فدراسیون جهانی فوتبال برساند.
لذا کشورها برغم حاکمیت ملی و مشروع داخلی خود مجبور هستند با تصویب مقررات ویژه ای این ورزش را بدان سبکی که مد نظر فدراسیون جهانی است پذیرفته و دنبال کنند و حق مخالفت با دگرگون کردن این مقررات را ندارند و اگر این کار را بکند توسط همان فدراسیون جهانی تنبیه می شود.
جبر و ارتباط ان با فوتبال:
پس در اینجا نوعی جبر بر کشورهایی که درخواست عضویت در جامعه جهانی فوتبال دارند، حاکم میشود. در این جامعه کسی نمیتواند بگوید مثلاً من در زمین فوتبال بازی میکنم که ابعاد آن کوچکتر یا بزرگتر از اندازه اعلام شده فدراسیون جهانی باشد. یا این که بگوید به جای یک توپ از دو توپ استفاده میکنم که وزن هر توپ بیشتر یا کمتر از مقدار اعلام شده باشد. یا دروازهها کوچکتر یا بزرگتر باشد. این گونه قواعد نیز در مورد تعداد بازیکنان و سایر مقررات بازی هم حاکم خواهد بود…
همه اعضای این فدراسیون تابع قوانین اعلامی بوده و همه باید در یک زمین مستطیل با توپی ۵۰۰ گرمی بازی کنند و باید تابع دستورات داور زمین باشند.
در این حالت؛ هیچ تیم فوتبالی حق اعتراض ندارد و اگر اعتراضی دارد باید مورد پذیرش فدراسیون جهانی و قواعد آن باشد که آن هم خودش مقرراتی دارد.
اختیار و ارتباط آن با فوتبال:
بعد از این، چه اتفاقی میافتد؟ فدراسیون فوتبال به بازیکنان در زمین فوتبال این اختیار را میدهد که در چهارچوب مقررات اعلامی، بازی کرده و هنر نمایی نمایند و گل زده، پیروز شده، یا اگر گل دریافت کردند بازنده خواهند بود…
در این حالت؛ فعل اختیار بر جبر حاکم بر فوتبال غلبه میکند. یعنی این که بازیکن فوتبال با اختیار خودش در زمین سبز تواناییهای خودش را نشان داده، گل میزند یا دریبل میکند یا شوت میزند. زمین بازی بازیکن را مجبور نمیکند که مثلاً در شرایطی شوت نکند، دریب نزند یا این که آنچه دارد را خوب استفاده نکند و فکرش به کار نیفتد. یا این که بازیکن حریف کاری کند که بازیکن مقابل نتواند از اختیارات خودش استفاده کند و توپی را وارد دروازه کند….
بازی بازیکن فوتبال در این عرصه نمونه ای از اختیار است که وی از هر آنچه در اختیارش است یعنی توانایی فردی با بهره گیری از توانائی فردی و قوانین مقررات فوتبالی توپی را وارد دروازه حریف کرده و پیروز شود.
بنابراین بازی بازیکن فوتبال در حیطه اختیارش قرار دارد ولی وی ناگزیر است این اختیار را فقط در میدان مستطیل شکلی به صورت جبری نشان دهد.
چالش:
شاید این موضوع به این گونه به چالش کشیده شود؛ بازیکن فوتبال با اختیار خودش، بازی می کند، ولی در این عالم چه کسی از ما اجازه گرفت و این جبر را بر ما تحمیل کرده است؟
در پاسخ باید گفت: وجود بازیکن در زمین نشانه وجود نیاز فرد به بازی برای نشان دادن توانائی های خودش است و این نیاز در شکل و قواره فوتبال بروز پیدا می کند.
نشان دادن این نیاز امری جبری است و انسان جبراً احساس نیاز را درک میکند. نیاز از قواعد و خصوصیات ذاتی انسان است و انسان نمیتواند در اصل نیاز خود تصرف کند، اما میتواند نیاز خود را شکلهای گوناگون نمایش داده و برای رفع آن تلاش کند.
قواعد و مقررات بشری است که انسان در خلق آن اختیاری ندارد ولی در برآورده کردن نیاز، اختیار دارد.
یک ورزشکار بازی می کند. اما نوع ورزش را خودش با توجه به استعداد، علاقه و توانایی و فرصتهایی که در اختیار دارد انتخاب کرده و با اختیار خودش آن را شکل میدهد.
در اینجا جبر همان قواعد و دستورات بازی است و اختیار همان فعالیت ها و رفتارها بازیکن در میدان فوتبال است.
نتیجه:
با این توصیف میتوان گفت بازیکن فوتبال با این قواعد جبری توانست با اختیار خودش فلان نتیجه را بگیرد.
یعنی این که عامل اصلی نتیجه؛ همان قوانین بوده است و برای رسیدن به این نتیجه باید این افعال را بدین گونه انجام داد و انجام دادن این افعال همان چگونگی بازی کردن بازیکن فوتبال می باشد که به صورت اختیاری عمل می شود.
نتیجه؛ تا بازیکن فوتبال به اختیار، با توانایی، فکر و اراده خودش توپی که بر اساس مقررات فوتبال از خط دروازهای عبور ندهد، گلی به دست نمیآید. پس در این جا یک مقررات و قوانین داریم و آن هم انجام بازی طبق مقررات است که جبر خوانده می شود و بازی بازیکانان در چهار چوب مقررات بر اساس توانائی های فردی یا تیمی؛ همان اختیار است و وقتی این دو با هم مخلوط شود بازی فوتبال کامل می گردد.
عالم هستی در نزد خداوند متعال آنجا که به انسان ها مربوط میشود، فقط یک بازی است، انسان بر اساس قواعد و مقرراتی که همان جبر باشد، با اراده خداوند وارد این بازی شده است و به انسان نیز بر اساس امکانات و فرصتهایی که در اختیارش قرار گرفته اختیار دادهاند تا بتواند نتیجه یا شکل این بازی را رقم بزند.
پس آنجا که خداوند میفرماید من هر آنچه را عمل میکنید میدانم، یعنی بر اساس همین قوانین است و آنجا که میفرماید شما انسان هر چه کسب میکنید نتیجه اعمال خودتان است منظورش نوع بازی است که در این زمینه، بازی با اراده خودش صورت میدهد و انجام میدهد. پس در یک جمله طراحی بازی از سوی خداست که همان جبر است و انجام بازی از سوی انسان که همان اختیار است. فرایند این جبر و اختیار میشود آنچه در این دنیا روی می دهد.
والسلام