مسئله چیست؟ و مشکل کجا است؟
از : دکتر حسن خسروی مدرس دانشگاه و مؤلف کتاب مهارتهای زندگی.
حرف که می خواهی بزنی،
ببین دردی را دوا می کنی
یا دردی را اضافه می کنی ؟!؟
صدها بار گفته شده بسیاری از ما ایرانیها بلد نیستیم:
1 – حرف درست بزنیم.
یا
2 – درست حرف بزنیم.
این درد بزرگی است که در جایی مورد حسابرسی هزینه های اجتماعی قرار نمیگیرد و ضرر و زیان های آن در هیچ دفتری ثبت و ضبط نمیگردد.
اوضاع مردمداری، روابط عمومی و ارتباطات فردی و اجتماعی ما بسیار بد است. ما در ارتباطات مان به شدت با هم در تعارض و تضاد هستیم.
صبر و تحمل و ظرفیت ما بسیار کم شده و زود عصبانی شده و پرخاشگری و دعوا می کنیم. صرف نظر از تأثیر مستقیم مشکلات مالی و اقتصادی و فرهنگی بر خلق و خوی ما باید اعتراف کنیم که در زمینه آموزش مهارتهای زندگی واقعا ضعف های فراوانی داریم و اغلب نسبت به آن بی تفاوتیم.
کافی است از فرزندتان بپرسید روابط بچه ها و همکلاسی ها با هم در مدرسه چگونه است؟ و موقع زنگ تفریح بچه ها با هم چقدر مهارت گفتگو و مذاکره و تعامل دارند؟
بدتر از این، رابطه برخی معلمان و مدیران و کادر مدرسه با دانش آموزان و رابطه مثلا اداره آموزش دانشگاه با دانشجویان و ده ها و صدها مثال و مصداق از مشاغل و صنوف و اقشار مختلف که نشان می دهند حال ارتباطی ما اصلا خوب نیست.
کاش تمام رشته های دانشگاهی دو یا چهار واحد درسی مهارتهای زندگی داشتند.
کاش موقع استخدام و گزینش افراد در سازمان ها به این امر توجه کنند که فرد چقدر در برقراری ارتباط موثر آموزش دیده و دانا است.
کاش در مساجد ما در سخنرانی ها و حتی بین دو نماز ولو به اندازه پنج دقیقه، دو سه جمله درباره ارتباطات و توسعه توانمندیهای فردی و اصول و فنون مذاکره و فن بیان و مهارتهای زندگی صحبت کنند.
کاش در پاساژها و روی شیشه مغازه ها بنر و تراکت های آموزشی با مفاهیم و مضامین مهارتهای زندگی نصب کنند تا مردم مدام در حال بهتر شدن و توسعه فردی باشند.
این نقایص و کمبودها در ادارات و سازمانها بی داد می کند. مدیر بلد نیست با کارکنان درست ارتباط بگیرد، کارکنان مدام در حال زیرآب زنی و چاپلوسی و ریاکاری هستند و بازار غیبت و تهمت داغ داغ است.
فاجعه وقتی دردناک تر است که مشاهده می کنیم زن و شوهرها ارتباطاتشان افتضاح است. زن دائما شوهر خود را تحقیر، تهدید، تنبیه و سرزنش می کند و مرد دائما به زن خود یادآور میشود که اگر من با تو ازدواج نمی کردم هیچ کس تو را تحمل نمیکرد.
ما با این همه سابقه تمدنی و با این حجم عظیم از کتاب ها و دانشمندان و شاعران شیرین سخن و منابع بسیار غنی فرهنگی چرا باید در زمینه مهارتهای زندگی اینقدر عقب بوده و آسیب پذیر باشیم.
ما اغلب وقتی با هم دیگر دعوا داریم نمی توانیم درک و شناخت درست و دقیقی در مورد این که “” مسئله چیست؟ و مشکل کجاست؟ “” داشته باشیم و این امر سبب میشود از یک دیگر عصبانی و متنفر و دور شویم.
بحران طلاق عاطفی در خانه ها بیشتر از همین جا نشأت می گیرد که بسیار خانمان سوز و پرهزینه است. زن و شوهری که در زیر یک سقف زندگی میکنند اما نه تفاهم دارند و نه حرف هم را میفهمند و هزار جور درد و مرض دیگر که همگی ناشی از فقدان آموزشهای لازم و کافی است.
به نظر میرسد باید یک جنبش و نهضت فراگیر راه اندازی شود برای آموزش و یادگیری مهارت های زندگی و همه شهروندان الزاما و اجبارا یک گواهی نامه طی دوره آموزشی در این خصوص داشته باشند.

