صفحه اصلی > اجتماعی و اسناد : پرویز خسروانی کیست؟- آخرین قسمت
پرویز خسروانی کیست؟- آخرین قسمت

پرویز خسروانی کیست؟- آخرین قسمت

پرویز خسروانی کیست؟- آخرینی قسمت

در قسمت قبل به مفاسدی  همچون  باند بازی واعمال نفوذ در مراکز قدرت، رشوه خواری، قاچاق کالا و مواد مخدر از سوی پرویز خسروانی اشاره شد در اخرین قسمت فسادهایی همچون قمار بازی، همسویی این فرد با سیاست های رژیم پهلوی در چهار بند می اید.

قماربازی

درآمدهای هنگفت و بی شماری که از راههای غیرقانونی به دست می آمد . لاجرم نیاز به محلی برای صرف کردن داشت ، ساختن کاخ های متعدد ، سپرده گذاری در بانک های خارجی ، عیاشی و لهوولعب و زن بارگی و … از جمله راههای متداول خرج کردن این پولها بود . قمار بازی های مستمر و میلیونی که در جلسات شبانه درباریان و رجال رژیم پهلوی یک پای ثابت خوشگذرانی بود و معمولاً در کنارش انواع و اقسام کارهای خلاف دیگر نیز انجام می شد. چنان قبول عام افتاده بود که حتی خود شاه و درباریان را نیز برای به باد دادن دارائی های مملکت به پای میز قمار می کشاند.

یکی از معروفترین جلسات قماربازی در منزل خسروانی برگزار می شد . که در آن چندین وزیر و وکیل و عده ی دیگری از مسئولین عالیرتبه حضوری همیشگی داشتند و مبالغ  میلیونی برد وباخت می شد. در نتیجه یکی از این باختها خسروانی به دلیل این که مبالغی سنگین باخته بود مجبور می شود تا با زور اسلحه ، چکی را که به طرف برنده داده پس بگیرد. در نتیجه این جنجال ، موضوع مورد بررسی ساواک قرار گرفت و تعدادی از آنان احضار ومورد بازجویی قرار گرفتند. یکی از وزرا در جواب ساواک گفته بود که برای سرگرمی به این کار اقدام کرده است و قبل از انجام مجوز آن را از شاه گرفته است . شاه به این شخص گفته بود که قماربازی موضوعی شخصی است و ایرادی ندارد. اسناد حکایت از دلمشغولی دائمی خسروانی در این زمینه دارد . وی تمام فکرو ذکرش قمار و تخته نرد بوده است . در واقع می توان گفت که او زندگی اش را روی قمار گذاشت . موضوعی که همسرش نیز آن را تائید کرده است . او دائماً با فروش املاک وکارخانجات و رشوه گیری و رشوه دهی بدنبال تهیه پول برای پاس کردن چک های برگشتی اش بود .

جلسات قمار منزل خسروانی و مبالغ برد وباخت در آن تنها گوشه ای از فساد رجال و دولتمردان پهلوی را هویدا می کند.

خسروانی و سیاست های رژیم پهلوی

الف : جان نثار محمدرضا پهلوی

وی از جمله رجال جان نثار شاه و رژیم پهلوی بود که حیات و ممات خود را در حمایت از شخص شاه و رژیم پهلوی می دید. او به همین لحاظ بهترین پست برای خدمت به رژیم را شغل نظامی گری می دانست ، رفتن به ژاندارمری را باید در همین چارچوب مورد امعان نظر قرار داد.

از آنجایی که در دوران رضا شاه و سپس محمدرضا نظامیان همه کاره بودند ، شغل نظامی گری سکوی پرشی برای رسیدن به مناصب مهم به شمار می آمد . خسروانی از یک سو با پذیرش مسلک بهائیت که پیروانش فعال مایشاء در عرصه های سیاسی ، نظامی و اقتصادی بودند ، تلاش می کرد برای ارضای جاه طلبی هایش راه میانبری را در پیش بگیرد و با استفاده از اهرم قدرت و نفوذ بهائیان به مناصب بالایی برسد ، وصلت با خانواده نعیمی به دنبال این هدف بود.

خسروانی مشاغل مهمی را تصاحب کرد و به معاونت نخست وزیری نیز رسید که برای او جایگاه بسیار مهمی بود و لذا این پیشرفت خود را مدیون شاه می دانست و برای حفظ این سیستم هر آنچه در توان داشت انجام می داد .

یکی از اقدامات او در این زمینه تاسیس “باشگاه تاج” بود . وی با تاسیس این باشگاه ، قصد مطرح کردن شاه و خاندان سلطنت در صحنه های مختلف داخلی و خارجی را داشت . او با احراز مدیریت این باشگاه از یک سو کمکهای زیادی از شاه و وزارتخانه ها و نهادهای رسمی دریافت می کرد و از سوی دیگر هر گونه مخالفت با خود را مخالفت با سلطنت و شاه تعبیر می کرد و شخص را تحت فشار قرار می داد .

ب : خسروانی و کودتای 28 مرداد 1332

فردوست در خاطراتش در باره نقش خسروانی در این دوره می نویسد :

” خسروانی در زمان مصدق باشگاه ورزشی تاج را داشت و در آن تعداد زیادی از ورزشکاران و باج گیران سرشناس تهران (مانند شعبان بی مخ) را جمع کرده بود.

او از هر طرف که باد می آمد بدان سو می رفت. در زمان مصدق ورزشکاران را به خیابان ریخته و به نفع مصدق شعار می داد . یا در 9 اسفند به طرفداری از شاه شعار می داد ، ولی وقتی شاه از ایران فرار کرد پنج هزار تومان برای تعمیر ساختمان پان ایرانیست ها پرداخت و نام تاج را از باشگاه حذف و اسم مصدق را بر باشگاه نهاد ، با جلب همکاری از طرف اشرف پهلوی به همراهی با او در جریان کودتا گام برداشت و باشگاهش را محل جمع آوری اوباش قرار داد و از آنان به عنوان مخالفان مصدق استفاده کرد و ورزشکاران را به خیابان ریخت و علیه مصدق و به نفع شاه شعار داد . فردوست می گوید یک بار همین موضوع را به محمدرضا گفتم ، پاسخ داد بی اشکال است ، حال که به نفع من عمل می کند.

ج : خسروانی و واقعه 15 خرداد

پس از این قیام که به سرکوب و کشتار خونین مردم منجر شد ، بهائیان که در قتل و غارت سابقه ی طولانی داشتند ، تنها پس از 5 روز از این واقعه ، ضمن ابراز خوشحالی از این کشتار وحشیانه در قالب نامه ای از خسروانی (فرمانده ژاندارمری ناحیه مرکز) به عنوان یکی از سردمداران این جنایت تشکر کردند، در سندی در این مورد آمده است :

” سرتیپ خسروانی فرمانده ژاندارمری ناحیه مرکز ( تاریخ یکصد و بیست ساله جهان بهایی ) بخصوص در ایران همواره مشحون از شهادت نفوس و تاراج دارائی و اموال آنان به دست ارازل و اوباش و به تحریک ارباب عمائم و یا افرادی نادان است. اما در خلال صفحات این تاریخ همواره ستاره های درخشانی در مقامات دولتی وجود داشته اند که با توجه به وظایف اساسیه وجدانیه و اجتماعی خود نوع دوستی و عدالت گستری نموده و به کرات منع تجاوز رجاله و یا علمای بد عمل شده اند . در اثر همین حسن تشخیص ومیهن دوستی و نوع پروری واقعی آنان در واقع آبروی کشور ایران تا اندازه ای محفوظ مانده و از سوء شهرتی که دیگران ایجاد نموده اند کاسته شده است . زحمات و خدمات و سرعت عمل نیز در جلوگیری از تجاوز اراذل و اوباش و رجاله کراراً در سنین اخیر ، دراین محفل مذکورشده است. بخصوص دراین ایام که بحمدالله اولیای امورنیزبه رای العین سوء عمل جمله ای معروف به علما ء را مشاهده کرده و هر دیده منصفی ، رذالت و جهالت و پستی فطرت این افراد را گواهی می دهد . یقین است عموم دوستداران مدنیت و علم و اخلاق و دیانت زحمات را با دیده و احترام و تقدیر نگریسته و تاریخ امر بهائی آن جناب را در ردیف همان چهره های درخشان حافظ و نگهبان مدنیت عالم انسانی ثبت و ضبط خواهد نمود. 20/ 3/ 1342 منشی محفل

د : خسروانی ورژیم صهیونیستی

رژیم پهلوی در سال 1328 شمسی رژیم صهیونیستی را به صورت “دوفاکتو” به رسمیت شناخت و کنسولگری ایران در سرزمین های اشغالی شروع به فعالیت نمود . هر چند این به رسمیت شناختن هرگز به مرحله ای نرسید که رژیم بتواند به صورت رسمی با اسرائیل رابطه داشته باشد ، با این وجود در طول حکومت محمدرضا این مشکل همواره گریبانگیر رژیم پهلوی بود . محمدرضا به منظور فشار بر دول اسلامی و با اشاره ی کشورهای غربی خصوصاً امریکا و انگلیس قصد اعلام رسمی روابط سیاسی با رژیم صهیونیستی را داشت . اما به دلیل مخالفت افکار عمومی داخلی و طرفداری مردم از فلسطین و هم چنین حساسیت کشورهای عربی ، هیچ وقت نتوانست روابط رسمی با اسرائیل برقرار کند . دو رژیم برای این که تحولی در روابط اسرائیل با کشورهای عربی ایجاد نمایند به این توافق رسیدند که حداقل سطحی از روابط رسمی و علنی شود و برای این منظور روابط فرهنگی و تشکیل سازمانها و نهادهای غیر دولتی را راهی برای این منظور تلقی و سعی کردند با رفت و آمد رسمی خبرنگاران ایرانی و اسرائیلی به سرزمین های اشغالی و بالعکس به تدریج اذهان را برای رسمی شده روابط آماده نمایند .

گام بعدی در این زمینه تبادل تیم های ورزشی بود . سفر تیم هایی از اسرائیل به ایران و یا بالعکس می توانست آمادگی لازم را در این زمینه ایجاد نماید . ترفندی که در پوشش آن ، دو رژیم برنامه هایشان را اجرایی کنند.

خسروانی که به پیوند مستحکم میان بهائیت و صهیونیست ها وقوف کامل داشت و حتی تمام کلیمی ها را بهائی می دانست رسالت خاصی برای خود قائل بود . از طرفی وی برای خدمت به دربار پهلوی کوشید تا برای عملی شدن سیاست خارجی رژیم پهلوی در تقویت صهیونیست وارد عمل شده و از باشگاه تاج در این زمینه نهایت استفاده را کرد و تیم های اسرائیلی به دعوت باشگاه تاج برای برگزاری مسابقه به ایران دعوت شده و تیم تاج نیز به سرزمین های اشغالی سفر می کرد.

شهرت طلبی، مقام پرستی، زد و بندهای اداری، سوء استفاده از سر سپردگی به دربار پهلوی، جان نثاری برای شاه، بیگانه پرستی، وابستگی و بویژه خدمت به توسعه و گسترش مسلک ضاله بهائیت از عمده مفاسد رجال عصر پهلوی دوم از جمله تیمسار خسروانی با جایگاه نظامی بویژه خدمت در ژاندارمری است که از مصادیق و موارد این مفاسد در این مختصر ارائه گردید.

 در پایان متذکر می گردد ، خوانندگان محترم برای آشنائی و اطلاع بیشتر از موضوع مطروحه می توانند به منبع زیر مراجعه نمایند .

پرویز خسروانی به روایت اسناد ساواک ، مرکز بررسی اسناد تاریخی ، 1384

 

مقالات مرتبط

رفراندوم ایران انجام شد

رفراندوم ایران انجام شد مجید بهمنی بسمه تعالی ساعت‌ها است که می‌خواهم…

22 تیر 1405

گردشگری جنگ و گردشگران در روزگار جنگی

گردشگری جنگ و گردشگران در روزگار جنگی   دکتر رضا رسولی باسمه…

22 تیر 1405

راه‌کارهای تقویت سرمایه اجتماعی

راه‌کارهای تقویت سرمایه اجتماعی در جنگ ترکیبی تحمیلی ؟!؟ دکتر حسن خسروی…

27 خرداد 1405

دیدگاهتان را بنویسید