جامعهای که دشمن را ناکام گذاشت باید از قدرت بگوید
غلامعلی دهقان
شرایط فعلی کشور از جهت موقعیت زمانی و تاریخی بسیار حائز اهمیت است؛ دلیل آن نیز واضح و روشن است. زیرا درگیری نزدیک به نیمقرن میان ایران و آمریکا وارد مرحلهای نوین شده است. پیش از این، نزاعها عمدتا در قالب درگیریهای کلامی، رسانهای و برخوردهای نظامی در سطح حداقلی بود؛ نمونههایی همچون لشکرکشی آمریکاییها در واقعه ۵ اردیبهشت ۱۳۵۹ که منجر به شکست شد یا درگیریهای پراکنده میان نیروی دریایی ایران و آمریکا در سال ۱۳۶۶ و اوایل ۱۳۶۷ از آن جمله هستند. اما آنچه در نهم اسفندماه سال گذشته رخ داد، یک حمله بزرگ، حسابشده و با انگیزه از سوی قوای آمریکایی و اسرائیلی بود. خوشبختانه به مدد انگیزههای بالای ملت ایران، استفاده درست از جغرافیای سرزمینی و بهرهبرداری هوشمندانه از تاریخ ایرانزمین، این لشکرکشی گسترده با ناکامی مواجه شد و آمریکاییها ضربات خردکنندهای متحمل شدند. عامل تعیینکننده در عدم موفقیت دشمن «انسجام و اتحاد ملی» ایرانیان و همبستگی آنها است. تودههای مردم از اقشار و اصناف گوناگون به صحنه آمدند و تصاویری که در رسانههای جهان منعکس شد، نشان داد که حمله آمریکا نه تنها به نیات خود نرسیده بلکه سبب انسجام ملی ایرانیان و به فراموشی سپردن اختلافات داخلی شده است. درگیریهای داخلی موجب شد تا مسلمانها بیش از آنکه در فکر مقابله با دشمن باشند علیه یکدیگر وارد جنگ شوند. این درگیریها که ریشه در تاریخ اسلام دارد، مصداق بارز بیت معروف حافظ است که به «جنگ ۷۲ ملت» اشاره دارد؛ چرا که هر یک از آنها حقیقت را تنها از منظر خود میدیدند. مصلحان مسلمان تلاشهایی برای حل این معضل انجام دادند که بازتاب آن در همان بیت حافظ مشهود است: «جنگ هفتاد و دو ملت را همه را عضو بنه / چون ندیدند حقیقت، ره افسانه زدند». واقعیت این است که این نزاعها به دلیل همراهی با تعصبات فرقهای و گروهی مانع از بازسازی وحدت مسلمین شد. با این حال، تحول بزرگی که باعث شد جهان اسلام به خود بیاید، دیده «استعمارگری اروپاییها» بود.
♦️ضرورت دشمنشناسی
شناساندن دشمن مشترک به جهان اسلام، برملاکردن نقشههای آنها و مسدودکردن هر روزنهای که بوی اختلاف و نفاق از آن به مشام برسد، از اولویتهای حیاتی است. بنابراین هشدارهای اخیر رهبر انقلاب درست و بهموقع ارزیابی میشود. از آنجا که ما هنوز از صحنه تقابل با آمریکا خیلی دور نشدهایم و خود بازیگران این میدان بودهایم شاید هنوز به عظمت کاری که انجام دادهایم، پی نبردهایم. آمریکا طی ۳۵ سال گذشته در هر نبردی که وارد شده، پیروز میدان بوده است؛ پیش از آن نیز در نبردهای دیگر، اگر چه دچار شکست شده بود اما در مقاطع اولیه پیروز میدان محسوب میشد. تنها موردی که آمریکاییها نه در مقطع اولیه و نه در ادامه پیروز نشدند، «نبرد نهم اسفند» بود. اراده یک ملت، درایت مسئولان، قوای نظامی قدرتمند، استحکام درونی، استفاده از جغرافیای ایران و بهرهبرداری از تاریخ حماسی آن سبب شد که دشمن به اهداف خود نرسد. البته باید تأکید کرد که جنگ، جنگ است و تبعات خاص خود را دارد؛ هیچکس نمیتواند ادعا کند که جنگ بدون تبعات و آسیبها است. درحالی که آمریکا همواره با ادعاهای گسترده از ابرقدرتی خود، گوش جهانیان را کر کرده است اما در آخرین برآورد رسمی هزینه نظامی جنگ اخیرش را ۳۷ میلیارد دلار اعلام کرده است که البته این رقم با واقعیت متفاوت است. زیرا بر اساس آمارهای موجود میتواند ثابت کرد که آمریکا از جهت نظامی دستکم ۱۰۰ میلیارد دلار هزینه کرده است. اینکه عدهای تلاش کنند فقط ضعفها و آسیبهای وارده را ببینند، مانند این است که فردی فقط بخش خالی لیوان را ببیند و از بخش پر آن که مملو از آب است غافل بماند. ضعفها باید شناسایی و برطرف شوند و حتی به نقاط قوت تبدیل گردند، با این حال، دامن زدن به این گزاره که کشور در اثر حمله متجاوز دچار ضعف شده، یک خطای استراتژیک و محاسباتی است. جامعهای که از خود دفاع کرده و در این نبرد ضربات سنگینی به دشمن وارد ساخته باید از قدرت و دستاوردهای خود نیز سخن بسیار بگوید. ایرانیان توانستند دشمنان را به عقب رانند، محاسبات آنها را بههم ریخته و ضربات کاری وارد کنند؛ تا اینکه ترامپ، اعتراف کرد من از اینکه ایرانیان پایگاههای ما در منطقه را این چنین مورد خشم و غضب قرار دادند، در حال سکته بودم. اگرچه ضعفها در داخل کشور وجود دارند باید با فداکاری برطرف شوند.
تحلیلگر سیاسی و مدرس تاریخ