راهکارهای تقویت سرمایه اجتماعی
در جنگ ترکیبی تحمیلی ؟!؟
دکتر حسن خسروی
جنگ تحمیلی آمریکای جهانخوار و اسرائیل جنایتکار علیه ملت شجاع و آزاده ایران، یک جنگ ترکیبی نظامی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی است.
در عرصه نظامی، دشمن با استفاده از پايگاه های نظامی خود در اقصی نقاط خاورمیانه اقدام به بمباران ایران کرده و از هیچ جنایتی ولو بمباران مدرسه و بیمارستان و مناطق مسکونی نیز دریغ نمینماید.
از جنبه فرهنگی، دشمن سالهای متمادی است که با استفاده از امپراطوری رسانهای بیرحم خود در قالب شبکههای ماهوارهای، ساخت فیلمهای ضد ایرانی، چاپ کاریکاتور و مقالات فراوان و غوغای رسانهای خصوصا از طریق پیام رسانها در فضای مجازی و… فرهنگ ما را نشانه گرفته و بهصورت برنامه ریزی شده و هدفمند، مردم ایران را بمباران فرهنگی مینماید.
در بعد سیاسی، دشمن از طریق سفارتخانهها و نفوذیها که در سازمانهای بینالمللی دارد تلاش میکند تا ایران هراسی را گسترش داده و کشور ما را ناامن و تروریست و مشکل آفرین معرفی نماید.
در حوزه امور اقتصادی نیز، دشمن همواره کوشش نموده تا با القای ناامیدی و ناکارآمدی و تصویب و اجرای انواع تحریمها؛ اقتصاد ما را به سوی ورشکستگی سوق دهد.
طبیعی است که در این جنگ نابرابر سرمایه اجتماعی ما آسیبهای فراوانی دیده است. زیرا تهدیدات همه جانبه دشمن باعث میشود که مسئولان جامعه بعضا در تشخیص درست از نادرست رویدادها و وقایع و اتفاقات دچار مشکل شده و با مردم درگیر شده و بدین ترتیب، رابطه دولت – ملت آسیب ببیند که این وضعیت ضربه زدن به سرمایه اجتماعی است.
سرمایه اجتماعی، چسب شیرازه روابط اجتماعی است. اگر این چسب وجود نداشته یا بیخاصیت باشد، آحاد جامعه انسجام و وحدت و یکپارچگی خود را از دست داده و جامعه چند پاره و پراکنده و از هم گسیخته و آشفته میشود. خروجی چنین حالتی به شورشها و تظاهراتها با روشها و اشکال مختلف اعتراضی منجر می گردد که سرانجام آن ممکن است به نوعی انقلاب از سوی آحاد مردم تبدیل گردد…
از این رو به منظور مقابله و خنثی سازی تهدیدات دشمن میبایست سرمایه اجتماعی را در جهت افزایش تابآوری جامعه در همه ابعاد آن تقویت نماییم تا دشمن را در میدان و خیابان زمین گیر نماییم.
مهم ترین راهکارهای تقویت سرمایه اجتماعی عبارتند از:
1 – سیستم حکمرانی کشور میبایست تلاش کند تا جامعه از هرگونه دوقطبی سازی بهدور باشد. ایران برای همه ایرانیان است و همه شهروندان بر اساس حقوق شهروندی و مسئولیت اجتماعی که بر دوش آنهاست، در تعیین سرنوشت خود نقش آفرین هستند. بنابراین، دولتمردان میبایست کوشش حداکثری خود را بر افزایش اتحاد و همبستگی و یکپارچگی مردم قرار دهند تا رابطه دولت – ملت نیز ترمیم و تقویت گردد.
2 – یکی از علل نارضایتی و ناامیدیهای آزار دهنده، وجود فساد و رانت و ویژه خواری هاست. مبارزه با فساد و رانت مسئله بسیار مهمی است که باید بطور جدی و مستمر و بدون مصلحت مورد توجه و عمل قرار گیرد. مردم باید بدانند و مطمئن باشند که حکومت بر سر منفعت عامه و دفاع از بیتالمال با کسی سر شوخی و سازش ندارد.
3 – شایسته گزینی و شایسته سالاری یک امر حیاتی در حکمرانی است. رفاقت بازی ، باند بازی، رابطه بازی مردم را دلسرد و ناامید میکند.
4 – هرگونه تصمیم سازی و تصمیم گیری مسئولان کشور در تمام ردهها و در تمام ابعاد آن باید منجر به رنگینتر شدن سفره مردم گردد در غیر این صورت اتلاف منابع و انحراف از اهداف انقلاب اسلامی است.
5 – گرانی و تورم افسارگسیخته، دشمن اتحاد و انسجام مردم است. توزیع عادلانه ثروت و بودجه ریزی کشور بر اساس اصل مهم “” الاهم فالاهم “” پاشنه آشیل برنامههای توسعه و پیشرفت کشور باید باشد. امکانات و قابلیتها و ظرفیتهای کشور بایستی بر اساس آمایش سرزمینی و بسط عدالت اجتماعی همواره بهدور از هرگونه سلیقه بازی و حرکات هیجانی و مقطعی باشد تا مردم احساس کنند همه در چشم حکومت یکی هستند.
6 – آنچه که تأثیر شدیدی بر تقویت سرمایه اجتماعی در زمان جنگ دارد، توجه به امر ارتباطات و رسانه است. ما در زمینه جنگ سخت، دشمن را ناامید کرده و شکست دادهایم اما در جنگ نرم و جنگ رسانهای و بحث روایتگری و داستان سرایی از جنگ بسیار عقب میباشیم.
باید با برنامه ریزی هوشمندانه برای مردم خوراک فکری سازنده و امید آفرین تدارک دید. قدرت نرم یعنی استفاده بهینه و هدفمند از رسانه و ارتباطات زیرا ارتباطات ( مکتوب و غیر مکتوب، حقیقی یا مجازی) نقشی تعیین کننده در مدیریت افکار عمومی دارند. ما باید ارتباطات میان مردم را همدلانه، محترمانه و بر مدار عقلانیت و خرد جمعی و منفعت عامه تنظیم گری و اجرا نماییم.
مدرس دانشگاه
و متخصص امور برنامه و بودجه کشور.