طلوعی دیگر؛ پایانِ اسطوره‌ی آمریکای مغرور

«طلوعی دیگر؛ پایانِ اسطوره‌ی آمریکای مغرور»

 

اینجا ایران است؛ سرزمینی که نه در هیاهوی تهدیدها، که در کوره‌ی آزمون‌های سخت، هویتِ تازه‌ای یافته است. جنگِ ۱۲ روزه، پایانِ یک دوران بود؛ نه برای ما که برای آنها. آمریکایی که با تکیه بر انبارهای تسلیحاتیش، نغمه‌ی «حمله‌ی شیران» سر می‌داد، پس از ۱۲ روز، نه به‌عنوان یک پیروز، که به‌عنوان یک التماس‌کننده‌ی آتش‌بس، صحنه را ترک کرد. این پایانِ «افسانه‌ی شکست‌ناپذیری» آنها بود.

ایرانِ امروز، دیگر ایرانِ محتاطِ دیروز نیست. ما از آن نبردِ کوتاه اما پرمعنا، به مثابه یک «دانشگاهِ رزمی» درس گرفتیم؛ نه فقط در تاکتیک، که در نگاه راهبردی. تصویرِ آمریکا در ذهنِ نسلِ جوانِ این مرزوبوم، دیگر آن چهره‌ی دروغینِ صلح‌طلب و حامیِ پیشرفت نیست. امروز، او را با چهره‌ی واقعی‌اش مختلف می‌شناسند؛ چهره‌ی یک بزهکارِ شکست‌خورده که به مدارس، به ورزشگاه‌ها و به حریمِ انسانی  رهبر شهید، فرماندهان،دانش آموزان ما تعرض و جنایت کرد. این آگاهیِ جدید، یک سرمایه‌ی ملیِ عظیم است. تقابلِ امروز، تقابلِ یک ملتِ پنج‌هزارساله با تمدنی کهن، در برابرِ یک دولتِ ۲۵۰ ساله با کارنامه‌ای از خشونت و تجاوز است. دنیا به این حقیقت پی برده و جوانانِ جهان، اکنون با شگفتی به عمقِ فرهنگِ ایرانی نظر می‌کنند. این «تغییرِ نگاه»، بزرگ‌ترین دستاوردِ ما در این نبردِ تمام‌عیار است.

ما از دلِ این حادثه، سربلندتر بیرون آمدیم. وحدتِ ملی، که در غیابِ رهبریِ داهیانه‌ی و شهید  انقلاب، غیرممکن بود، امروز به یک گسلِ راهبردی علیه دشمن تبدیل شده است. همان طور که رهبر فرزانه‌مان فرمودند، ما در یک «رویاروییِ بزرگ» هستیم؛ رویاروییِ «افتخارآمیزترین دفاع» در مقابل «احمقانه‌ترین جنگ». و ما در این رویارویی، نه با سلاح که با اراده‌ای پولادین، پیش می‌رویم. آمریکا، در حالی که در باتلاقِ اختلافاتِ داخلی و نارضایتیِ دو‌سومِ مردمِ خود دست‌وپا می‌زند، در مقابلِ ایرانِ یکپارچه و همدل، زانو زده است. این، طلوعِ یک نظمِ نوینِ منطقه‌ای است که در آن، «اسطوره‌ی آمریکا» برای همیشه فرو ریخته است.

✍️ حسین قمی

آمریکااسطورهطلوعمغرور
Comments (0)
Add Comment