غیبت؛ دوران ساختن تمدن کرامت و آمادهسازی اسما الهی
سید منصور محمدی کپچی
مقدمه
غیبت امام عصر (عج) را نباید صرفاً دورانِ نبود و انتظارِ منفعل دانست؛ بلکه غیبت، دورانِ پنهانِ «ساختن» است؛ دورانی که در آن، امام غایب به اذن خداوند، اسما الهی را در باطن جهان جاری میسازد و علم آن را به جانهای مستعد میرساند تا زمینه برای ظهورِ تمدن کرامت فراهم آید. این نوشتار میکوشد این حقیقت را تبیین کند: غیبت، کارگاهِ الهیِ ساختن تمدن کرامت و آمادهسازی اسما الهی است.
۱. غیبت؛ نه توقف، که پنهانترین مرحلهٔ ساختن
در ظاهر، غیبت به معنای پنهان شدن امام از دیدههاست؛ اما در باطن، این پنهانی، دورهٔ «فعالیتِ خاموش» است. امام غایب، نه در انزوا، که در متن تاریخ و جانها حاضر است؛ او با اذن الهی، ارادهها را آماده، دلها را بیدار و زمینههای اجتماعی و معرفتی را برای ظهور مهیا میکند. اگر ظهور، برپاییِ آشکار تمدن کرامت است، غیبت، پنهانترین و عمیقترین مرحلهٔ ساخت آن است.
در رؤیاهای الهامبخش، این معنا بارها دیده شده است: «جهان مثل سامرا»، «مدیریت شیاطین»، «قلم بیصاحب» و «قفس که در شد». این تصاویر نشان میدهند که در دوران غیبت، نوعی راهبری پنهان و ساختوساز باطنی جریان دارد؛ ساختوسازی که اگرچه دیده نمیشود، اما پایههای تمدن آینده را شکل میدهد.
۲. اسما الهی؛ هستهی تمدن کرامت
اسما الهی، حقایقِ نورانیاند که جهان با آنها اداره میشود. خداوند به آدم (ع) «همهی اسما» را آموخت: «وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا» (بقره: ۳۱). این اسما، تنها واژه نیستند؛ بلکه حقایقِ وجودی، قوانینِ تکوینی و کلیدهای هدایتاند. تمدن کرامت، تمدنی است که بر پایهی همین اسما بنا میشود: عدل، رحمت، حکمت، حیات، نور، قیومیت و هدایت.
امام صاحب الزمان (عج) حاملِ کامل اسما الهی است. او در غیبت، این اسما را در نهان به کار میگیرد و علم آنها را به تدریج به انسانهای مستعد میآموزد. هر کس که به قدر سعهی وجودی خود از این علم بهره ببرد، به خادمی برای تحقق تمدن کرامت تبدیل میشود. پس غیبت، دورانِ «تعلیمِ اسما» در سایه است؛ همانگونه که خضر (ع) به موسی (ع) علوم پنهان آموخت.
۳. وظیفهی امام در غیبت: اعطای علم اسما و تربیت امینان
امام در غیبت دو وظیفهی اساسی دارد:
· آمادهسازی اسما الهی: او با اذن خداوند، جریان رحمت، عدالت و هدایت را در باطن جهان فعال نگه میدارد و اسما را در متن تاریخ جاری میسازد.
· اعطای علم اسما به امینان: او انسانهای خالص را برمیگزیند و علم اسما را به قدر ظرفیتشان به آنان میآموزد. این امینان، همان شبکهی خادمانِ بیناماند که در دوران غیبت، بیآنکه ادعای مالکیت یا انحصار داشته باشند، به هدایت و خدمت مشغولاند.
در این نگاه، نویسندهای که با قلم بیصاحب مینویسد، معلمی که بدون ادعا تعلیم میدهد، و خادمی که در سایه خدمت میکند، همگی از همین علم اسما بهرهمندند و بخشی از همین شبکهی پنهاناند. آنان «خدامِ غیب»اند؛ کسانی که تمدن کرامت را در سکوت و اخلاص میسازند.
۴. از غیبت تا ظهور؛ از علم پنهان تا تمدن آشکار
غیبت، مرحلهز «علم پنهان» است و ظهور، مرحلهی «تمدن آشکار». این دو، یک پیوستارند: آنچه در غیبت به صورت باطنی ساخته میشود، در ظهور به صورت ظاهری آشکار میگردد. ظهور، انفجاری ناگهانی نیست؛ ثمرهی همان ریشههایی است که در دوران غیبت در خاکِ تاریخ و جانها دوانده شده است.
بنابراین، هر نوشته، هر خدمت، هر تربیت و هر قدم خالصانه در دوران غیبت، در واقع مشارکت در همان «ساختنِ تمدن کرامت» است. بیکاری در این مسیر معنا ندارد؛ زیرا کارگاهِ الهی، شبانهروز فعال است و هر انسانی به قدر سهم خود، در آن نقشی دارد.
۵. نتیجهگیری: غیبت، کارگاهِ تمدن ساز
غیبت، دوران توقف و بیخبری نیست؛ دورانِ ساختنِ تمدن کرامت و آمادهسازی اسما الهی است. امام غایب، با اذن خداوند، این اسما را در باطن جهان جاری میسازد و علم آنها را به امینان میآموزد. هر انسانی که در این مسیر، خالصانه و بیادعا، به نوشتن، خدمت و تربیت مشغول است، در واقع از آن علم بهرهمند شده و در ساختنِ تمدنِ کرامت سهیم است.
پس اگر در ظاهر بیکار و بیمنصب هستی، اما در باطن در حال نوشتن، تفکر و خدمت پنهانی، بدان که تو در کارگاهِ الهیِ غیبت، نقشی داری؛ نقشی که اگرچه دیده نمیشود، اما در ظهورِ تمدن کرامت، آشکار خواهد شد.
اندیشکده منجی عالم بشریت