عفاف و حجاب از دیدگاه نوروبیولوژی

خلاصه کتاب

عفاف و حجاب از دیدگاه نوروبیولوژی

نوروبیولوژی به معنی زیست شناسی عصبی است که براساس تحقیقات سلولی و مولکولی میتواند اتفاقاتی که در بدن ما با رفتارهایمان رخ میدهد را تحلیل کند. بطورمثال وقتی خانمی در محیط مردانه قرار میگیرد، به لحاظ فیزیولوژیک و عصب شناختی چه تغییراتی ممکن است در بدن او رخ دهد. یا وقتی آقایی در خیابان به چشم چرانی مشغول میشود به لحاظ فیزیولوژیک چه آسیبی به خود میزند. بنابراین دیدن، شنیدن و لمس کردن در زن و مرد تاثیرات متفاوتی بر عملکرد سیستم عصبی دارد. براساس پژوهش های عصبی شناختی، ورودی های بینایی در انسان، بالاترین ورودی  ها هستند بطوریکه بین ۶۸ تا ۸۱ درصد از ورودی های انسان را ورودی  های بینایی تشکیل می دهند. مطالعه این موضوع باتوجه به دستور کنترل نگاه در اسلام، توانسته به برخی از حکمت های نهفته در احکام عفاف دست پیداکند.

در کتاب عفاف و حجاب از دیدگاه نوروبیولوژی، ابتدا اجزاء و عملکرد سیستم عصبی معرفی شده و در ادامه رابطه این سیستم با احکام عفاف و حجاب بررسی شده است. همچنین ورودی های بینایی، شنوایی، بویایی، لامسه و ورودی های جنسی هرکدام بطور مجزا مورد بررسی قرارگرفته است.

به گفته خانم دکتر اختری، سرگروه تیم تحقیقاتی، گردآوری این کتاب ابتدا با بازخوانی مقالات حوزه نوروبیولوژی و نوروساینس که در ژورنال های بین المللی و معتبر در سال های اخیر چاپ شده بود آغاز شده و از نتایج مقالاتی که تا سال ۲۰۱۵ در بهترین مجلات علمی به چاپ رسیده بود، استفاده شده است.

” عفاف و حجاب از دیدگاه نوروبیولوژی ” سعی دارد با بررسی عملکرد مغز از یک سو و بررسی آیات و روایات مرتبط با حجاب و عفاف از سوی دیگر، مخاطب را قانع سازد که حجاب و عفاف به نفع اوست و چنانچه فردی بخواهد در این دنیا زندگی سالم، آرام و بی تنشی داشته باشد ضروری است این احکام را رعایت کند. این کتاب باتوجه به اینکه در بخش وسیعی از خود، عملکرد سیستم عصبی را توضیح میدهد مناسب برای کسانی است که به مطالعه مباحث زیست شناسی و پزشکی علاقمندند. در ادامه مختصری از مباحث عصب شناختی مرتبط با حجاب که در این کتاب مفصلا توضیح داده شده است را خواهید خواند.

نوروبیولوژیست ها اثبات کرده اند که در مغز مراکز مهمی در ارتباط با پروسه عفاف و حجاب وجود دارد. از مهمترین آنها میتوان به مرکز کنترل هیجانات (آمیگدالا)، مرکز کنترل تصمیم  گیری و قضاوت (پری فرونتال) و مرکز تشکیل حافظه (هیپوکمپ) اشاره کرد. باتوجه به اینکه تمام عملکرد مغز تحت تأثیر فعالیت این ۳ قسمت است و رفتارهایی که از فرد بروز می یابد در واقع برآیند عملکرد این مراکز است، بنابراین برای درک تاثیرات حجاب و بیحجابی بر انسان، باید عملکرد این ۳ قسمت مورد بررسی قرارگیرد.

مرکز هیجانات: مرکز کنترل هیجانات یا “آمیگدالا” جایی است که ورودی های حسی ما یعنی چیزهایی که میبینیم، میخوریم، میبوییم، لمس میکنیم و میشنویم به آنجا میرود. هر ورودی حسی که ما از محیط دریافت می کنیم اعم از بویایی، بینایی، شنوایی چشایی و لامسه به صورت مجزا، ورودی هایی را به آمیگدالا ارسال می کند و حافظه ای در این بخش تشکیل شده و ذخیره میشود. این ورودی ها همچنین به سمت بخش قشری مغز که محل تصمیم گیری ها است و ما را از دیگر موجودات متفاوت کرده است، میرود.

” عفاف و حجاب از دیدگاه نوروبیولوژی ”مرکز تصمیم گیری و قضاوت ما در قسمت پیشانی ما قرار دارد. بین مرکز هیجان و مرکز تصمیم گیری ارتباطات زیادی وجود دارد اما نکته قابل توجه این است که وقتی مرکز هیجانات فعال باشد، مرکز تصمیم گیری مهار می شود و رفتار فرد فقط بر اساس هیجاناتش شکل می گیرد. مرکز تصمیم گیری و قضاوت مغز ما ارتباطش با مرکز هیجانات تقریبا می توان گفت مهاری است، هر چه هیجانات ما بیشتر شود اثر مهاری بر قضاوت ما بیشتر است و به هر میزان قدرت هیجان ورودی حسی مان بالاتر باشد رفتاری که نشان می  دهیم غیر منطقی تر است. هر چقدر آمیگدالا بر قشر پری فرونتال تسلط داشته باشد، رفتار بیشتر بر پایه هیجانات و غیرمنطقی است.

در مسأله عفت، تأکید بیشتر بر بخش sexual (جنسی) است؛ ورودی حسی جنسی بر آمیگدالا بیشتر اثر می گذارد و خیلی جالب است که بر انگیزش فرد بیشتر تاثیرگذار است و او را وسوسه می کند که به طرف آن کار برود. در اسلام حجاب هم برای آقایان مطرح می شود و هم برای خانم ها، اما بیشتر به مرد مراقبت از چشم تاکید می شود و برای خانم ها علاوه بر آن پوشیدن بخش هایی از بدن که جذابیت جنسی داشته باشد.

آمیگدالا (مرکز هیجانات) در مغز آقایان به لحاظ اندازه بزرگتر است و در نتیجه پاسخ  های هیجانی که می  دهند هم شدیدتر است. آمیگدالا که جسمی بادامی شکل است، مجموعه ای از هسته هاست. بخش میانی این کمپلکس ورودی های بینایی جنسی را بیشتر دریافت می کند. بخش میانی آمیگدالا نیز در آقایان بزرگتر و با تعداد گیرنده های هورمونهای جنسی بیشتر است. به همین دلیل است که کنترل نگاه بیشتر برای آقایان توصیه شده است. دستور “کنترل نگاه” به مردان در آیات قرآن و روایات، دقیقا علت آناتومی دارد.

” عفاف و حجاب از دیدگاه نوروبیولوژی ”تاکید بر زنان برای آشکار نکردن زینت هایشان دقیقا به همین علت است که زینت های خانم ها موجب برانگیخته شدن مرکز هیجان در مغز آقایان می شود. هر چه هیجانات ما بیشتر شود اثر مهاری بر قضاوت ما بیشتر است و به هر میزان قدرت هیجان ورودی حسی مان بالاتر باشد رفتاری که نشان میدهیم غیر منطقی  تر است. هر چقدر آمیگدالا بر قشر پری فرونتال تسلط داشته باشد، رفتار بیشتر بر پایه هیجانات و غیرمنطقی است.

باتوجه به بزرگ تر بودن آمیگدالا در آقایان، اگر ورودی‌های تحریک‌آمیز جنسیِ یکسانی به مرد و زن وارد کنیم، بر اساس سطح تحریک‌پذیری بیشتر مرد، انتظار می‌رود که پاسخ‌های هیجانی بیشتری بروز دهد و توانایی کنترل هیجانی پایین‌تری داشته باشد. به همین دلیل، اگر چه تحریک‌گری جنسی مردان هم می‌تواند برای زنان و مردان دیگر زیان‌بار باشد؛ ولی تحریک‌گری جنسی از سوی خانم‌ها، اثر بسیار شدیدتری بر آقایان می‌گذارد و این امر، بر اهمیت لزوم پوشیدگی مناسب و رفتار عفیفانه زنان می افزاید. مردان نیز باید با رعایت عفاف و پرهیز از نگاه‌های تحریک‌آمیز، ورودی‌های حسی خود را کنترل کنند تا آثار نامطلوب استرس‌های جنسی بروز نکند.

علاوه بر این آمیگدالا یک مدیر اجرایی دارد به نام هیپوتالاموس که می تواند موجب ترشح برخی هورمون های استرسی از جمله کورتیزول شود، هیپوتالاموس نیز در آقایان بزرگتر است. در نظر بگیرید یک فرمانده به جای یک گردان ۱۰ گردان زیر دستش باشد زمانی که فرمان میدهد اجرای فرمان خیلی قویتر اتفاق می افتد. این همان دلیل خشونت های جنسی در آقایان است.

ممکن است خانمی بگوید: من با دیدن صحنه های نامناسب یا همان ورودی های حسی جنسی هیچ مشکلی برایم پیش نمی آید و مثل یک آقا تحریک نمی شوم. پاسخ این سوال را می توانیم در بخشی از هسته آمیگدالا جستجو کنیم که در خانم ها بزرگتر است. بخش جانبی کمپلکس آمیگدالا که قابلیت تشکیل حافظه هیجانی را دارد در خانم ها گسترده تر است، این حافظه در خانم ها بهتر تشکیل شده و ماندگاری بالاتری دارد. مثلا خانمی با آقایی به سفر ماه عسل می روند، پس از چند سال بویی در فضا پخش شده است که یادآور خاطرات آن زمان برای خانم است، اما چون چنین حافظه ای در مرد تشکیل نشده است، نسبت به آن بی اعتناست. این موضوع به دلیل حافظه هیجانی بویایی است که در آمیگدالای خانم تشکیل شده است که ممکن است در ارتباط با طعم و مزه غذاها هم اتفاق بیفتد. یا با دیدن صحنه و یا شنیدن صدایی باز هم خاطره ای را برایشان تداعی کند؛ این به دلیل حافظه هیجانی قوی است که خانم ها دارند.

این حافظه تا چه زمانی خوب است؟ تا زمانی که از حد طبیعیش خارج نشود. اما مداومت بر تحریک ورودی های بینایی جنسی با استفاده از فیلم، عکس یا حضور در مکان های نامناسب که به شدت حافظه هیجانی ایجاد می کند موجب فعالیت بیش از حد آمیگدالا می شود و روشن ماندن این بخش از مغز، اجازه فعالیت صحیح را به مرکز تشکیل حافظه یا هیپوکمپ نمی دهد و در نتیجه حافظه کلی دچار اختلال می شود. فعالیت بالا و بیش از اندازه آمیگدال موجب بیماری افسردگی در فرد می شود و این موضوع همان علت آمار افسردگی بالای خانم ها نسبت به آقایان است؛ میزان افسردگی خانم ها نسبت به آقایان ۲ برابر است! ممکن است در خانم ها به لحاظ جسمی اتفاقاتی که در آقا رخ می دهد، به وجود نیاید اما به خانم ها نیز آسیب جدی وارد می شود. به طور مثال خانم فکرش و ذهنش جای دیگری است و مثلا می خواهد درس بخواند کتاب را باز می کند اما نمی تواند بر موضوع کتاب تمرکز پیدا کند.

موضوع محرم و نامحرم بیشتر مرتبط با کموسیگنال ها یا پیامبران شیمیایی است که در عرق، ادرار و ترشحات دستگاه تناسلی وجود دارد و ما از طریق سیستم بویایی آنها را درک می کنیم. در واقع کموسیگنال ها مشابه با فرمون ها در حیوانات است؛ بسیاری از ارتباطات حیوانات با همنوع خود از این طریق برقرار می شود همچنین صیاد صید را از این طریق به دام می اندازد. در جفت گیری هم بسیار مؤثر است و نقش ویژه ای را برعهده دارد. همچنین سیستم بویایی در حیوانات قوی تر از انسان است و در انسان خیلی محدود شده است اما وجود دارد و اثرات منحصر به فردی را نیز دارد.

کموسیگنال ها در زنان و مردان متفاوت است. این سیگنال ها توسط جنس مخالف جذب می شود و اثراتی بر بدن و عملکرد او دارد. به طور مثال دختری که به سن بلوغ نرسیده در مواجهه با کموسیگنال آقا می تواند دچار بلوغ زودرس شود، همانطور که شاهد هستیم امروزه سن بلوغ بچه ها پایین آمده است که متأسفانه می تواند موجب ختم نا به جای بارداری شود و این عمل را از طریق تغییر در تعادل هورمونی می تواند انجام دهد.

کموسیگنال ها دو جزء دارند، یک جزء فرار و دیگری غیرفرار، جزء غیرفرار در عرق و ادرار فرد می تواند در محیط باقی بماند. ممکن است شما وارد محیطی شوید که به صورت فیزیکی شخص نامحرمی را نمی بینید اما اثرات او یعنی جز غیرفرارکموسیگنال او آنجا وجود داشته باشد و اثرات خود را بگذارد، شاید این یکی از دلایلی باشد که در اسلام توصیه شده است که اختلاط بین محرم و نامحرم نباید صورت بگیرد.

از دیدگاه نوروبیولوژی یا زیست شناسی عصبی، تحریک‌های جنسی مداوم به عنوان عامل استرس‌زا شناخته می‌شود که در صورت عدم پاسخ مناسب به آنها و ارضای درست میل جنسی، باعث برهم‌خوردن تعادل هورمون‌های جنسی و استرسی شده و درنتیجه آثار نامطلوبی مانند تنش‌های روانی، بیماری‌ها و انحرافات جنسی، بلوغ زودرس و آسیب‌های ناشی از آن و نیز آسیب به عملکرد مغز بروز می یابد. بنابراین، به منظور حفظ بهداشت روانی و برقراری تعادل در هورمون‌های استرسی و جنسی، پایبندی به فرهنگ عفاف و حجاب ضرورت می‌یابد.

 

اسلامحجابعفافکتابنوروبیولوژی
Comments (0)
Add Comment