مولانا طبيعت شر را از لحاظ اخلاقي مورد بحث قرار ميدهد و ميگويد شر هر چند نمودي مبني است. در واقع امور به خودي خود نه خوبند نه بد.
مولانا در عصري به سر ميبرد كه علم و فلسفه، عرفان و معارف اسلامي در تمامي زمينهها به رشد و تكامل خود رسيده بود لذا به پاسخهاي كلامي و فلسفي جواب هاي دقيق داده شده بود. او چون به مسائل احاطه كاملي داشت در هر ﻣﺴﺄله از بهترين مواد بهره گرفته و در بيان مسائل فلسفي و كلامي خلاقيت به خرج داده است.
آنچه در بخش اول این نوشتار مورد توجه و تمرکز جدی قرار گرفت این فراز از نوشته های رنه دکارت بود که: اساسا به دلیل محدود و محصور بودن دایره معرفت انسانها، نباید به موضوعات مختلف نگاهی شتابزده و ساده داشت لذا منطبق با این نگاه دکارت تلاش می گردد تا بخش مهم دیگری از آثار ایشان مورد اشاره و کنکاش قرار گیرد:
دکتر ابراهیم اخلاصی پژوهشگر و محقق نگاهی بر کتاب گفتار در روش درست راه بردن عقل اثر دکارت انداخته و معتقد است این کتاب یک اثر زیبا و بی نظیر فلسفی است که در سال 1637 منتشر شده است و بعدها در ایران توسط محمد علی فروغی در 136 صفحه ترجمه و به رشته تحریر درآمده است. این یادداشت در دو قسمت به نگاهی تفسیری و کوتاه بر محتوای این کتاب دارد.
دکتر اخلاصی با بهره گیری از کتاب ارزشمند چیستی علم، نگاهی تفسیری به فلسفه وجودی علم و چگونگی ساخته شدن علم منطبق با نیازهای امروزه بشریت انداخته است.
نویسنده این کتاب آلن اف. چالمرز، مترجم سعید زیبا کلام و از انتشارات سمت می باشد که در 14 فصل و 215 صفحه تنظیم و تدوین گردیده است، چالمرز هدف از نوشتن این کتاب را قابل فهم بودن مساله علم و روشن ساختن نظریات مختلف دانسته است و در تمامی مراحل تاکید دارد که شواهد و قرائن فراوانی حکایت از آن دارد که علم همیشه مورد توجه و احترام مردم و گروه های مختلف انسانی بوده است.
ابوعلی سینا در این کتاب اخیر خود که از دو قسمتِ منطق و حکمت اسلامی تشکیل شده است علاوه بر مطرح کردن مطالب فلسفی به سیاق گذشته، در نَمَطِ (راه و روش) هشتم و نهم و دهم از راه های دهگانه ی حکمت اسلامی، از تمایل خود به عرفان و تصوّف و به اعتباری دقیق تر فلسفهی اشراقی پرده برداشته است.
عالمِ علوم فلسفه، عرفان و کلام، از طریق مبانی این علوم، برخی اعتقادات دینی را بحث یا اثبات می کند یا بعضی اعتقادات (خرافی و…) را مردود می نماید.
خواجه یوسف همدانی در دوره ای می زیست که مصادف با حاکمیت و استقرار سیاست های مذهبی دولت های غزنوی و سلجوقی و تسلط طریقه اشعری بود. طریقه اشعری در اصول عقاید و گرمی بازار تعصب و تنگ نظری در زمینه دانش و فکر باعث شده بود که تصوف هم حال و هوای دیگری بیابد. در عصر خواجه یوسف همدانی آزاد اندیشی و بی پروایی برای صوفیان قرن سوم و چهارم چون بایزید بسطامی وحسین منصور حلاج کنار گذاشته شده بود و سه رکن بزرگ عرفان آن روز شیخ جام و پیر هرات و امام غزالی نمونه کامل آن تعصب شده بودند.
سهروردي با تدوين نظام حکمت الاشراق که بر نقادي فلسفه يوناني و مشايي استوار است، بستر گفت و گویی را فراهم کرد که تمامي تاريخ انديشه پس از خود را متاثر کرد و به پارادايم غالب در نيمه دوم سده هاي مياني اسلام به ويژه در ايران بدل شد. از منظر این فیلسوف مي بايست تاريخ فلسفه عربي و غيرعربي از هرگونه ادعاهاي مطلق بودن بگونه اي نقادانه پاك شوند. و فلسفه اسلامي را با «فلسفة عرب» و زباني را كه قالب بيان انديشه ها بوده است، را يكي ندانست و دچار پيش داوري ها و كج داوري ها دربارة روح فلسفة اسلامي، در عرصه تفكر فلسفي نشد.
نقشه راه جامع دشمن شناسی
تاریخ انتشار: 22 تیر 1405
یک پیام، هفده رهنمود
تاریخ انتشار: 22 تیر 1405
رفراندوم ایران انجام شد
تاریخ انتشار: 22 تیر 1405
گردشگری جنگ و گردشگران در روزگار جنگی
تاریخ انتشار: 22 تیر 1405
با خون امضا کرد
تاریخ انتشار: 11 تیر 1405