با خون امضا کرد
مجید بهمنی
شاید برای میلیونها انسان در جهان این سوال پیش آمده باشد؛ چرا حضرت آیتالله شهید سید علی خامنهای با توجه به این که احتمال قوی میدادند در روز دهم رمضان بیتشان مورد تهاجم حمله موشکی قرار میگیرد ولی نپذیرفتند به سنگر و پناهگاه بروند.
پاسخ به این سوال هیچ مشکل نیست و دلایل متعددی داشت.
اول
او از مردم بود. مرجعی که از مردم برخاسته بود و زندگی سراسر مبارزه برای دادخواهی و تظلم خواهی به نفع مردم چه در دوران مبارزه در زمان طاغوت و تحمل زندان و تبعید و چه در دوران امامت جمعه تهران بعد از انقلاب اسلامی و جانباز شدن و چه در دوران ریاست جمهوریش و چه در دوران بالاترین مقام یک کشور به عنوان رهبر نشان داده بود و نیازی به باز گویی نیست. او خواست همچون مردم کوچه و بازار باشد و هیچگاه پناهگاه را ترجیح نداد و گفت اگر همه مردم در پناهگاه باشند او به عنوان نفر آخر؛ این پناهگاه را انتخاب خواهد کرد.
دوم
انتخاب کسوت روحانیت، او را در جایگاهی قرار داده بود که باید هدایت مردم را پیشه خود کند.
او متواضعانه و خارج از همه ایسمهای کذایی فقط از اسلام دم زد و نوشت. بیش از ۶۰ سال عمر با برکت و بیش از ۳۷ سال زعامت مردم این فرصت را برای او فراهم کرده بود که تا آن چه در توان دارد از اسلام بگوید و بنویسد و عمل کند. او هیچگاه خارج از این مرام شریف قدم برنداشت و جان خود را بر سر این راه گذاشت.
سوم
۳۷ سال رهبری انقلابیترین کشور دنیا با بیش از ۵۰ میلیون مردم آزاده، به او این فرصت را داده بود که تمامی داشتههای انقلابی خود را به دنیا عرضه کند.
ماهرترین کتاب خوان دنیا بود و صاحب نظر در اکثر علوم انسانی، فرهنگی و شعر و ادب به اضافه جایگاهش از او شخصی ممتاز و ویژه ساخته بود و به اندازه خردلی از جایگاهش سوءاستفاده نکرد و ساده زیست بودن او شهره عام و خاص و حتی دشمنانش بود. او هیچگاه تسلیم ذخارف و مادیات دنیا نشد و این واقعیت انکار ناپذیر را برای دوست و دشمن مثل روز روشن ساخته بود.
چهارم
۳۷ سال مرجعیت و رهبریت به او این فرصت را داد که هر آن چه اُمت اسلام لازم دارد بداند، بر زبان جاری سازد و ضمن گفتن هم بنویسد و هم عمل کند .
او که قبل از انقلاب در لباس مبارزه با طاغوت پیام خود را میداد و بعد از پیروزی انقلاب در همان جایگاه امامت جمعه تهران به دست منافقین پلید به مقام رفیع جانبازی نائل شد و سپس ۸ سال ریاست جمهوری فرصتی شد که هم چنان خدمتگذاری به مردم را سرلوحه کارش قرار بدهد و آگاه که به خواست خبرگان مردم، کسوت رهبری اُمت انقلابی ایران را به تن کرد، فرصتی برای او پیش اورد تا هر آنچه اُمت اسلامی در جهان اسلام نیاز به دانستن آن دارد را بر زبان جاری سازد.
۳۷ سال و تقریبا هر هفته سخنرانی عمومی و مناسبتی برای مردم دنیا داشتن، بدون تکرار و تقلید، خود بزرگترین گواه این است که او هر چه از اسلام می دانست ارائه داد و در این کار هیچ کوتاهی نکرد.
عدم سازش و تسلیم پذیری در برابر زورگویان عالم. حق پذیری و انصاف در بیانات و تصمیمات و رعایت عدالت در امور و ایجاد فضای ارائه ارادهها و تصمیمات مردم با گردش نخبگان در کشور با همه سلایق و توجه به اولویتهای مردم و ایران را در بیش بیست حوزه در رده ده کشور برتر دنیا رهبری کردن به لحاظ علمی، سیاسی، ورزشی و فرهنگی خود گویای عملکرد او در طی ۳۷ سال زعامت بر این اُمت بود.
پنجم
در پایان، همه و همه آن چه او گفت و نوشت و عمل نمود، فقط به یک چیز نیاز داشت امضای خونین بر راهی که انتخاب کرده و عمل نموده بود و این را در روز دهم رمضان اسفند ۱۴۰۴ شمسی به دنیا نشان داد و با خون خود، همسر، داماد، عروس و نوهاش کمتر از سه سالش نشان داد و به هر آنچه در طی بیش از ۸۰ سال عمر پر برکتشان عمل کردهاند اعتقاد راسخ داشته و تا پای ایثار جان پای ان ایستادند .
حضرت آیت الله شهید سید علی حسینی خامنهای مرجع عالیقدر و رهبر جمهوری اسلامی انتهای عمر با برکت خود را با خونشان امضاء کردند تا سندی باشد بر الگوی جاودان بودن برای مردم قهرمان ایران. همانی که در عمر با برکت خود حتی یک وجب خاک کشورش را به وطن فروشان تجزیه طلب واگذار نکرد و مردانه در مقابل همه تهمتها و شایعات دروغ علیه خود و خانوادهاش ایستاد تا رسم جوانمردی را نشان دنیا بدهد.
وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا
یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.