سند تفاهم نه سند تسلیم
حسین عکاف
سند ۱۴ بندی: نه سند تسلیم، که نقشه راهی برای عبور از طوفان
آیا گفتگو در این شرایط شبه خیانت است؟ آیا شرایط و تاب آوری اقتصادی، اجتماعی، نظامی، سیاسی را به طور جامع و مانع میدانیم؟ آیا از تمام واقعیتهای موجود آگاه هستیم؟ آیا میتوانیم بدون توجه به شرایط قضاوت کنیم؟
چرا وقتی ایران در اوج قدرت نظامی، تنگه هرمز را بسته و پهپادهایش تا قلب اردن را نشانه رفته، دشمن به جای بمباران، بعد از ۲ساعت از اعلام زدن پلها، زیر ساختها، از طریق واسطهها پیام آتش بس میدهد و عقب نشینی میکند، آیا این ضعف و فرار آنها از جنگ نیست؟ و آیا این عقبنشینی اعلام قدرتمندی عزت ایران عزیزمان نیست؟ .و …؟
پیش نویس ۱۴ بندی که منتشر شده، یک سند از سوی ایران است. نه یک توافق. بندهایی مثل «بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری» یا «خروج کامل آمریکا از پیرامون ایران» نشان میدهد که ما از موضع قهرمانانه فرصتهای کشف شده خودمان را در برابر همه چیز دشمن قرار داده و از طریق واسطهها با در خواست دشمن زبون موافقت کرده ایم.
واقعیت این است: توافق نهایی، قطعاً همان ۱۴ بند نیست. اما دستاورد این لحظه، شکستن تابوی «عدم مذاکره» است. مردم ایران به حق از خاطره برجام زخم خوردهاند. اما این بار، قواعد بازی عوض شده. این بار، نه تحریمها ما را به زانو درآورده، بلکه انسداد تنگه هرمز، اقتصاد جهان و نظام سلطه را به لرزانده در آورده است.
آنچه در راه است، «توافق هرمز» نام دارد، نه «توافق هستهای». توافقی که در آن، ایران بدون دادن امتیاز راهبردی در بحث موشکی و مقاومت، محاصره دریایی را میشکند و پولهای بلوکه شده را آزاد میکند. این یک «نفسگیری اقتصادی» برای بازسازی وطن است، نه «تسلیم شدن».
به آنهایی که میگویند «هر که مذاکره کند خائن است» بگویید: قهرمان واقعی کسی است که در اوج قدرت، برای رفع گرفتاری مردم، از میز مذاکره نمیگریزد.
قهرمان کسی است که همزمان هم موشک میزند و هم پولهای بلوکه شده را برمیگرداند.
نگاه به آینده:
آچه مسلم است آتشبس شکننده میباشد. اما همین آتشبس، فرصتی است تا اقتصادمان را احیا کنیم. امید ما به هوشمندی رهبری و قدرت میدان است. نه به وعدههای شیرین توافق که فرمایش امام شهیدمان بارها این وعدهها به شکست منجر شده است.»
واقعیت تلخ و شیرین ماجرا:
1. چرا مردم به مذاکره حساسیت دارند؟
مردم حق به مذاکره و گفتگو با دشمن حساسیت داشته باشند. برجام به ملت ایران وعده اقتصاد داد، اما تحریمها بیشتر شد. اما اینبار شرایط شاید فرق میکند. در شرایط کنونی آمریکا به خاطر جایگاه نظامی و باز تعریف جدیدی از قدرت منطقهای ایران، بحران انرژی و بحران در تنگه هرمز، به میز آمده، نه به خاطر «مهرههای هستهای». این یعنی اهرم فشار دست ایران است.
- آیا ۱۴ بند امضا میشود؟
شاید خیر. اما بندهایی مانند مدیریت تنگه هرمز، تعلیق تحریم نفت، آزادسازی دارایی و همچنین بازپس گیری نصف ۲۴ میلیارد دلار قبل از مذاکره و رفع محاصره، شدنی است.
البته خواست مردم انتقام خون امام شهیدمان و دیگر شهدا بر قوت خود پابر جا است.
-
آینده را چگونه ببینیم؟
منطقه وارد فاز جدیدی میشود:
«نه جنگ تمامعیار، نه صلح واقعی» شکل گیری نظم نوین منطقهای ایران در جهان برای ما ایرانیان، مهمترین دستآورد است، خریدن زمان برای بازسازی اقتصادی، اجتماعی و نشان دادن اقتدار از تحمیل مدیریت آبراهه هرمز بر نظام سلطه است. زمان، بزرگترین سرمایه ایران امروز است.
حرف آخر :
گاهی «نه» گفتن به مذاکره، نه به مقاومت است، که ترس از میدان دادن به دیپلمات به خاطره عملکرد قبلی آنهاست . اگر سردار سلیمانی میتوانست همزمان در میدان بجنگد و با اربابان جنگ حرف بزند، چرا ما نتوانیم؟ قهرمانی در این است که بدانیم کی باید شمشیر بکشیم و کی باید قلک پولهای بلوکه شده را باز کنیم.
خرداد 1405