نود و چهار نوع از  شکنجه های عصر پهلوی -10

94 نوع از انواع شکنجه های ساواک

نود و چهار نوع از  شکنجه های عصر پهلوی -10

 

قسمت قبل

 

66 اجبار متهم به ایستادن

یکی از شکنجه های رایج در بازجویی ها اجبار به ایستادن متهم در شرایط مختلف زیر بوده که تا ۲۴ ساعت طول می کشیده است.

۱- اجبار متهم به ایستادن به مدت کوتاه

2- اجبار متهم به ایستادن به مدت طولانی (1)

3- اجبار متهم به ایستادن با چشم و دست بسته

4- اجبار متهم به ایستادن زندانی توأم با بی خوابی

(نگهبان مانع خواب و یا بسته شدن چشم می شده است)(2)

5- اجبار متهم به ایستادن رو به دیوار در حالی که بینی مماس با دیوار است.

6-اجبار متهم به ایستادن متهم در پشت اطاق بازجویی درحالی که سروصدای متهم از داخل اطاق به گوش میرسد.

7- اجبار متهم به ایستادن با پای برهنه بر روی گونی و با پارچه خیس

8-اجبار متهم به ایستادن با چشم بسته در حالی که دستبند قبانی به متهم زده بودند حداکثر به مدت یک ساعت.

9- اجبار متهم به ایستادن عریان در کنار اطاق

۱۰- اجبار متهم به ایستادن به صورت عریان و یا نیمه عریان و بستن آلت تناسلی با نخ و یا سیم به سقف و یا میله که امکان حرکت را از متهم سلب می کند.

۶۷ اجبار متهم به ایستادن رو به دیوار با چشم و دست بسته

یکی از شکنجه ها در کمیته مشترک اجبار به ایستادن رو به دیوار با چشم و دست بسته بوده است. چشم های متهم را با چشم بند میبسته اند و آنگاه دست متهم را در دستبند قرار داده و به پشت میبردند و متهم را مجبور می کردند پیشانی را بر روی دیوار گذاشته و نوک پا را به دیوار چسبانده آنگاه به مدت طولانی که گاه به بیش از چند ساعت می کشیده است وادار میکردند که بایستد. در اثر  ایستادن پاها سنگین و به گزگز افتاده و به خواب می رفته است.

سر نیز به درد افتاده و حالت خواب ایجاد می شده است. بعد از سه تا چهار ساعت متهم دچار عدم تعادل شده و سقوط می کرده است، چون به اجبار او را وادار می کردند. پس از مدتی ریزش ادرار شروع می شده است. پیچش دل، حالت تهوع، گزگز گوش و خشکی گلو از عوارض اوج کار بوده است. کمتر متهمی می توانسته ۱۲ تا ۱۳ ساعت را تحمل نماید.

۶۸ اجبار متهم به ایستادن رو به دیوار، طوری که سنگینی بدن روی بینی متهم قرار میگرفته

یکی از شکنجه های رایج که هیچ گونه اثر ظاهری ایجاد نمی کرده ولی رنجی فراوان بر متهم وارد می ساخته ایستادن رو به دیوار بوده است که متهم را وادار می کرده اند انگشتهای شصت را با دیوار مماس گردانیده آنگاه پیشانی را روی دیوار قرار داده و نوک دماغ را مماس دیوار کند. این شکنجه اگر چه ظاهرا هیچ گونه عارضه ای را ایجاد نمی کرد ولی پس از یک ساعت باعث خواب رفتن چشم وز وز در گوش کرخ شدن پیشانی و بینی، روان شدن آب بینی و خشکی آن ایجاد نوعی تحرک در گلو، سنگینی پا فشار برروی گردن سنگینی در شانه ها و فشار بر روی باسن میشده است. مقاومت اشخاص بعد از حداکثر ۵۰ تا ۶۰ دقیقه شکسته و میل به نشستن تشدید میشد به طور معمول هیچ کس حداکثر تا چند ساعت بیشتر نمی توانست مقاومت کند. البته بسیاری از زندانیان مدعی بودند که حتی ۲۴ ساعت به آن صورت قرار گرفته اند ولی آنچه که مسلم است حداکثر ۶ یا ۷ ساعت متهم این شکنجه را تحمل می کرد و در نهایت سقوط فرد و عدم تعادل عارضه ای بود که به متهم رویداد می کرد. مقاومت در مقابل اوج مدت بسیار سخت بوده است.

۶۹ اجبار متهم به ایستادن روی گونی خیس با پای لخت و مجروح پشت در اتاق شکنجه

یکی از شکنجه های رایج آن بوده است که متهم را علاوه آنکه پشت در اتاق شکنجه گر قرار می دادند پای او را لخت کرده به روی موکت یا گونی خیس اجبار می کردند که بایستد. علاوه بر شکنجه روحی، به علت اینکه با روی جسم مرطوب قرار گرفته و خون در آنجا متمرکز می شده و حرارت خود را از دست میداد کف پا دردناک شده و پس از مدتی کرخت میگردد و بعد از مدتی با سنگین  شده و مانند دو وزنه سنگین که به پا بسته شده میباشد. آرام آرام درد به پا و زانو سرایت میکند حتی تکان دادن پا هم در اوج درد بهبود نمی یابد. طوری که انسان احساس میکند آرام آرام سست و سنگین میشود ۴ یا ۵ ساعت این طور قرار گرفتن موجب آن است که ۲۴ ساعت عدم تحرک پیش بیاید و درد شدید با بیشتر شدید میشود (مانند پای خواب رفته)

. اجبار متهم به ایستادن و سپس مهار یا بستن آلت وی با نخ یا طناب به دیوار یا سقف

یکی دیگر از شکنجه های ابتکاری کمیته مشترک ضد خرابکاری آن بوده است که متهم را نیمه عریان یا عریان کرده او را در کنار اتاق قرار داده آنگاه آلت تناسلی او را با نـخ گره زده و آن نخ را به سقف یا پنجره اتاق وصل می کردند.

متهم با هر تکان درد شدیدی را احساس میکرد اوج کار علاوه بر تحقیر روحی شدید، موجب درد سوزشی و کشیدگی در آن عضو شده و دردی مضاعف را بر متهم بیچاره جاری می ساخت. گاه بازجویان بر روی نخ زده و یا آن را می کشیدند که خود رنجی دیگر بر متهم رخ میداد(3)

۷۱ اجبار متهم به ایستادن به مدت طولانی

این شکنجه موجب خستگی شدید عضلات توأم با رنج بسیار متهم و در عضلات پشت پا ریزش ادرار، خشکی گلو سنگینی پلک چشم ورم پا درد زانو وز وز گوش سنگینی بدن گزگز نوک انگشتان دست فشار عروق در پا .

اجبار متهم به ایستادن طولانی موجب کندی جریانات خون گردیده و پس از مدتی موجب تورم پاها و درد شدید در ناحیه عضلات ساق و درد ناحیه ران و کف پا تورم کف پا و بی حسی آن میگردد و پس از ۲۴ ساعت موجب درد کمر شدید شده و خستگی و استفراغ به دنبال دارد. پس از آن موجب ریزش ادرار و فشار در مقعد میگردد.(4)

۷۲ کشیدن ناخن با انبر دست

ناخن کشیدن از شکنجه های بسیار قدیمی است. چون اعصاب بسیاری به انگشتان ختم میشود از همین جهت حس لامسه در نوک انگشتان بیشتر از نقاط دیگر است.

افراد روشن دل (اعمی) به وسیله انگشتان خود حروف بریل میخوانند و انسان به وسیله انگشتان بهتر از نقاط دیگر می تواند لمس نماید. با وجود این همه عصب نوک انگشتان بسیار دردناک میشود از این جهت شکنجه گران از این ضعف استفاده کرده و به چند وسیله مجرم یا متهم را شکنجه میکردند که فرو کردن وسایل تیز مانند پوست نی یا تراشه استخوان یا تراشه فلز یا چوب و فرو کردن

سوزن به زیر ناخن و سپس کشیدن ناخن به وسیله گازانبر بسیاری از مجرمین به خصوص سارقین مورد این نوع شکنجه قرار میگرفتند ناخن های آنها را با گازانبر می کشیدند. ناخن اغلب انگشتان زندانیان را جدا می کردند و برخی از زندانیان را که انگشتان آنها را زیر فشار قرار می دادند و ناخن های آنها می شکست. بدین وسیله ناخن ها را از گوشت جدا می گردند. بسیاری از زندانیان سارق فاقد ناخن یا دارای ناختهای کج و کوله بوده اند. در کمیته مشترک به چند مورد خاص از این موضوع بر می خوریم. به خصوص زندانیانی که براثر شلاق خوردن ناخن های پا یا دست آنها جدا می شد یا می شکست پس از مدتی این ناخن ها را برای درمان با شکنجه بیشتر میکشیدند بسیاری از اشخاص که شلاق خورده اند روی ناخنهای آنها شکستگی و چین و چروک  دیده می شود. برخی از شکنجه گران چنان تخصص در این کار داشتند که ناخن را وقتی با گاز انبر می گرفتند اول به طرف راست یا چپ به سرعت برده و آنگاه عکس این عمل را انجام داده و در مرحله سوم با فشاری که به طرف پایین میکشیدند و ناخن را از ریشه جدا میکردند. درد ناخن کشیدن اغلب موجب بیهوشی و بعد گز گز بر روی دست و با تا چند روز ادامه داشته است و بیشتر اوقات منجر به عفونت می گردید.(5)

۷۳ ادرار کردن زندانی در ظرف غذا به علت ممانعت از دستشویی رفتن

سلولهای انفرادی اغلب برای مدتهای مدید که بیش از ۱۰ یا ۲۰ ساعت بوده است بسته می شده است. زندانیان که احتیاج به دستشویی داشته اند بالاجبار در ظروفی که از آن برای غذا خوردن استفاده میکردند کار دفع خویش را انجام می دادند و پس از باز شدن در سلول آن را خالی کرده و پس از شستشوی مختصر از آن برای غذا استفاده می کردند.

گاهی اجازه نمی دادند ظرف شسته گردد و بالاجبار غذا در همان ظرف به زندانی میدادند.(6)

۷۴ ادرار کردن بر روی متهم

شکنجه گران و مأمورین جهنمی دستگاه حاکمه پهلوی گاه چنان اعمالی را انجام می دادند که ذکر آن موجب شرمساری است. اگر چه شرم بر بی شرمان تاریخ نبود و نیست ولی این بی شرمان چنان از انسانیت به دور بودند که حدی بر آن نمی شود مشخص کرد که متهم بیماری که مدتها و ساعتها مورد شکنجه بوده نیاز به آب پیدا می کرده است.

این جنایتکاران به متهم وعده آب می دادند سپس در نهایت بی شرمی متهم دست بسته را در برابر خویش گرفته و آنگاه در دهان تشنه وخشک او ادرار می کردند. این بی شرمی چنان است که حتی قلم نگارنده از شدت زشتی آن به جای نگارش شرم را بر روی کاغذ می آورد.(7)

۷۵ قفس داغ

 

این قفس که با لوله های فلزی ساخته شده بود دارای ۸۰ سانتیمتر ارتفاع با طول و عرض نیم متر که سقف آن را با ورقه ای فلزی پوشانده بودند. ابتدا زندانی را با فشار فراوان از ورودی کوچک و تنگ آن داخل قفس نموده و سپس در قفس را قفل می کردند. آنگاه شروع به داغ کردن قفس توسط اجاق بزرگی از زیر قفس می نمودند زندانی که جای هیچگونه حرکتی نداشت و بدن برهنه اش با تمامی قسمتهای فلزی قفس در تماس بود دچار سوختگی شدید از کف پا تا فرق سر می شد که آثار این سوختگی تا مدتها بر روی بدن زندانی باقی می ماند. در بعضی موارد نیز با کوبیدن اشیایی به سقف قفس فلزی ایجاد صداهای ناهنجار به مدت طولانی اعصاب و روان زندانی را تحت فشارهای شدید عصبی قرار میدادند پس از بیرون آوردن زندانی از قفس به علت این که به مدت طولانی در فضایی محدود قرار گرفته بود نا ساعتها عضلات و استخوانهای او به حالت مچاله شده باقی می ماند.(8)

 

 

ادامه دارد….

 

(1) سید احمدیان اردستانی محمدرضا حقیقت غلامعلی ازگلی و دهها زندانی دیگر

(2) سید محمد میلانی، حسین فدایی مصطفی نیکو حرف، محمود جوادیان و ده ها زندانی دیگر

(3)مرحوم استاد غلامرضا قدسی مشهدی

(4) محمد نقی هاشمیان، غلامرضا لنگرودی قزوینی نژاد

(5)فریبرز فلاح، علیرضا مشایخ، حسین مرادی و –

(6) کتاب خاطرات خانم مرضیه دباغ و…

(7) به نقل از مشاهدات احمد احمد

(8) سید مهدی غنی فریبرز فلاح، محمد صادق نوروزی و …

 

ادرارانبردستایستادنقفس داغناخن
Comments (0)
Add Comment