🌿عشق…، دُردانه‌ است و…، من…، غوّاص و…، دریا…، میکده…!

⚘دیوان حافظ . غزل شماره ۳۴۶⚘

عشق غوّاص میکده

عشق در دیوان حافظ 

🌿عشق…، دُردانه‌ است و…، من…، غوّاص و…، دریا…، میکده…!

🌿سر فروبردم در آن جا…، تا کجا سر برکنم…!

⚘دیوان حافظ . غزل شماره ۳۴۶⚘

 

🖊در این بیت، عشق و عاشق و میکده…، به مروارید و غوّاص و دریا تشبیه شده است…!

🖊در این تشبیه سه گانه…، مروارید و دریا محکم و استوار در جایگاه خود قرار دارند و غواص نیز، اگر در پیِ مروارید است، چاره ای جز اینکه دل به دریا بزند، ندارد…!

📚غوّاص را هم آب باز معنی کرده اند و هم گوهرجوی…!

🖊و در اینجا…، منظور همان گوهرجوست که در آب فرو می رود برایِ صیدِ مروارید…!

📚دل به دریا زدن…، هم بسیار دشوار است و هم بسیار خطرناک…!

غواصی که برای به دست آوردن گوهر در آبِ دریا غوطه ور می شود…، آن هم به روشِ سنتی…؛ نیازمند توانائی هائی است به شرح زیر..‌.؛

⬅️الف . آشنائی با فنون شناگری در دریا…!

⬅️ب . قدرت نگهداریِ نَفَس و مقابله با خفگی…!

⬅️ج . توانائی برخورد با صخره ها و بدنه ی غارهای زیرِ آب…!

⬅️د . قدرت مقابله با حیوانات دریائی از جمله کوسه ها…!

🖊الحق که آگاهی از چنین خطراتی و دل به دریا زدن…، جگرِ شیر می خواهد…؛ همان جگری که صائب تبریزی درباره ی آن می گوید…؛

⚘جگرِ شیر نداری…، سفرِ عشق مکن…!

⚘سبزه ی تیغ در این ره…، ز کمر می گذرد…!

🖊حال که صحبت از غوّاص و غوّاصی در میکده ی عشق است…، بسیار بجاست تا یادی شود از غواصانِ عملیاتِ والفجر هشت، که با جگری فراتر از جگرِ شیر، دل به اروند زدند…؛ اروندی که ایستادگی در برابرِ خروشِ آن، فقط و فقط در گروِ عشق بود…!

⚘عاقلان…، نقطه ی پرگارِ وجودند…، ولی…؛

⚘عشق داند که در این دایره…، سرگردانند…!

⚘زاهد اَر رندی حافظ نکند فهم…، چه شَد…؟!

⚘دیو…، بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند…!

🍀🍀🍀

                الف – حجت

تحلیل ایرانیحافظحجتعشقعواصی
Comments (0)
Add Comment