پس از نماز صبح، خواب بر من غلبه نکرد و دوباره وسایل ساکم را وارسی کردم، مبادا چیزی از قلم بیفتد. زمان به کندی میگذشت. دود اسفند در اتاق میچرخید و از بالای سرم برنمیخورد. پنجره را باز کردم و دود خاکستری رنگ بیرون کشید. هوای اتاق روشن و تمیز شد. همه داخل حیاط منتظر من بودند؛ عمه لیلا، حاج عمو به همراه پسرش، غلام، زن دایی، زکیه دختر دایی، فاطمه، خواهرم و چند تن از همسایهها. باخبر شده بودند که قرار است به جبهه بروم و برای وداع، آمده بودند.
شرایط امروز جنگ
تاریخ انتشار: 28 مهر 1405
وقتی ترس ترامپ، آمریکا را بهسمت حماقت میرانَد
تاریخ انتشار: 28 مهر 1405
اخراج آمریکا از منطقه یک امر قطعی است
تاریخ انتشار: 28 مهر 1405
جبهه مقاومت و تحولات منطقه
تاریخ انتشار: 28 مهر 1405
قدرت ایران در چیست؟
تاریخ انتشار: 15 مهر 1405