جنگ 12 روزه و مواضع روشن و تاریک روشنفکران ایرانی-2
بهروز رئیسی دهکردی
پژوهشگرعلوم سیاسی
آن چه در طی سه قسمت به نظر مخاطبین محترم رسانده می شود با اندک اصلاحاتی عینا از مجله شماره 4 گواه نقل شده است.
در قسمت اول با عنوان خط قرمز وطن به مقدمه ای به واکنش روشنفکران و هنرمندان ایرانی اعم از لیبرال و ملی گرا به تجاوز رژیم اسرائیل به ایران طی جنگ 12 روزه و…. پرداخته است.
در قسمت دوم نویسنده متن با ذکر نمونه هایی از بیانیه های روشنفکران و هنرمندان ایرانی در قبال جنگ تحمیل به مواضع روشن این دسته از روشنفکران در آن مقطع پرداخته است.
در قسمت سوم مواضع تاریک و همدلی برخی از روشنفکران با حمله اسرائیل آمده و به سکوت برخی دیگر اشاره شده و برای درج در تاریخ نتیجه گیری می کند.
حمله اسرائیل به ایران
در فضای ناپدیدی که پس از حمله مستقیم اسرائیل ایران شکل گرفت طیفی از روشنفکران و هنرمندان با گرایشهای گوناگون در دفاع از ایران و تمامیت ارضی آن و محکومیت حمله اسرائیل به ایران موضعگیری کردند.
افرادی چون عبدالکریم سروش، زهرا رهنورد، محسن میلانی، پرستو فروهر، سید هاشم آقاجری، سید مصطفی تاجزاده، سعید حجاریان، محمد جواد غلامرضا کاشی، اکبر گنجی، علی میرسپاسی، رضا داوری اردکانی، عطاالله مهاجرانی، موسی غنینژاد، ملیحه محمدی، مسعود بهنود، علیرضا رجایی، نرگس محمدی، هادی خانیکی، فرخ نگهدار، از جناحها و مشبرهای فکری مختلف بی توجه به اختلافات دیرینه با حاکمیت در موزه سریع دفاع از ایران قرار گرفتند.
حتی احزاب با سابقه اپوزیسیون همچون نهضت آزادی و جبهه ملی نیز وجود انتقادات دیرپایشان به برخی از اقدامات جمهوری اسلامی در برابر تجاوز بیگانگان به سرزمین ایران، مرز روشنی میان نقد حکومت و دفاع از تمامیت ارضی ترسیم کردند.
همچنین بسیاری از هنرمندان داخل و خارج از کشور اتفاقا بسیار از آنها منتقد و حتی مخالف نظام به شمار میروند نیز در این بزنگاه به صور گوناگون تهاجم به ایران را محکوم کردند.
از مهمترین این چهرهها میتوان به اصغر فرهادی، داریوش اقبالی، همایون شجریان، پرویز پرستویی، نصرالله معین، محسن چاوشی، مهدی یراحی، رضا کیانیان، فریبرز عرب نیا، افشین علا و … اشاره کرد.
عبدالکریم سروش برجستهترین روشنفکر دینی حال حاضر منتقدان سنتی جمهوری اسلامی در یادداشتی تند با عنوان “این پیر کودک بیفرهنگ” نه تنها حمله اسرائیل را تجاوزی آشکار نامید بلکه به شدت رضا پهلوی و جریان حامی سلطنت را به سبب همراهی با تجاوز بیگانه نقد کرد و نوشت:
“رضا پهلوی این روزها کودکانه و ابلهانه به یمین و یسار میرود و رعد و برقی و کج و فری می کند و چون شغالی در پوستین ببر چنگ و دندان مینماید و سر خوش رویای تاج و تخت و دلسپرده به وعدههای غاصبان قصاب میکوشد تا مشتی وحوش حلقه به گوش را گرد آورد اربابان بنماید “که هیچ شهری چون من این سپاه ندارد”.
سروش در بخش دیگری از این نوشتار آورده است:
“اگر از حاکمان جمهوری اسلامی برگشتهاید از ایران که برنگشتهاید لااقل رهبری را برگزینید که اهل کام و ناز نباشد و جوانی را در عشرت و بطالت سپری نکرده باشد و طوق بردگی برگردن و جامه ذلت برتر نداشته باشد بشر و شرم و شرافتی و عقل و شجاعتی در او دیده شود.”
محسن میلانی، استاد تمام علوم سیاسی دانشگاه فلوریدای جنوبی در یک رشته توییت شبکه اجتماعی ایکس و همچنین طی چندین گفت و گو با رسانههای بینالمللی بر موضع حمایت خود از تمامیت ارضی ایران تاکید کرد. وی در این اظهارات هرگونه تجاوز به خاک ایران را صرف نظر از هویت سیاسی ایدئولوژیک دولت حاکم، محکوم دانسته و آن را اقدامی ناپذیرفتنی تلقی کرده است.
سید هاشم آقاجری، استاد تاریخ دانشگاه تربیت مدرس نیز در این باره نوشت:
“… اکنون که رژیم تجاوزکار صهیونیستی و نتانیاهو این جنایتکار تحت تعقیب بین المللی به رغم کشتار و ویرانی که بر ایران و مردم ما تحمیل کرده؛ نتوانسته است به اهداف نهایی خود درایجاد هرج و مرج، جنگ داخلی و تجزیه ایران دست یابد، اکنون که همبستگی مردم ایران به رغم اعتراضات مدنیشان در سالهای گذشته{… } نشان داد که اولویت مردم ایران آزادی مبتنی بر استقلال است و یک بار دیگر این تجربه تاریخی را مکرر نمود که در شرایط تهدید و خطر خارجی، به جای مقابله با حکومت داخلی{…} دفاع از ایران، استقلال و یکپارچگی سرزمینی آن رادر اولویت قرار میدهند.”
علی میرسپاسی، استاد جامعه شناسی دانشگاه نیویورک در یادداشتی با عنوان “مراقبت از میهن در ایام جنگ”، دفاع از وطن را ورای اختلافات سیاسی دانست و نوشت:
“مراقبت از میهن هم شامل پرستاری از آن است و هم کمک در جهت آبادانی آن، روشنتر بگویم جنگ {که} جان و دل ایرانیان را هدف قرار داده و این همان است که ما همه به آن ویرانی میهن میگوییم. ایران آغاز ویرانیاش را تجربه میکند و ما باید از آن در حال حاضر و در همین لحظه کنونی مراقبت کنیم و این بایستی با ذهنی باز و دلی پر از عشق و امید انجام شود و هیچ اما و اگر هم جایز نیست. همه ما میدانیم که مراقبت از پدر و مادر یا دوست و همسایه را مشروط به فرهیختگی و یا بینقص بودن آنها نمیکنیم. این امر درباره مراقبت از میهن هم صادق است.”
موسی غنی نژاد، اقتصاددان و از منتقدان سیاستگذاریهای جمهوری اسلامی، در سرمقالهای در دنیای اقتصاد، دفاع از حاکمیت ملی را اولویت بی قید و شرط دانست و نوشت:
“امروز گرفتاری ما این است که حاکمیت ملی ما مورد تجاوز قرار گرفته است. بنابراین به هر وسیله ممکن باید حاکمیت ملی ایران و ایرانی دفاع کنیم.”
محمد جواد غلامرضا کاشی، استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی ضمن محکومیت سریع تهاجم رژیم صهیونیستی به تمامی ارزی ایران نوشت:
“هنگامی که سخن از اسرائیل است، نه فقط به نام ایران،بلکه به نام مردمان این منطقه، حتی به نام همه وجدانهای پاک انسانی در سراسر جهان، باید ایستاد و فریاد زد. اگر قرار بر بقای این رژیم است، امکاناتی برای مهار آن فراهم گردد. همه آنها هم که اسرائیل را یک استثنا در عرصه جهانی کردهاند و هرچه را بر دیگران حرام است برای او حلال شمردهاند، در جنایتهای وحشتناک این نظام شراکت دارند.”.”… اسرائیل و تلویزیون ایران اینترنشنال که صدا و تصویر اسرائیل است خیال کردن به محض عملیات غافلگیر کنندهای ترور فرماندهان نظامی، مردم گروه گروه در خیابانها ظاهر خواهند شد تا نظام را ساقط کنند. اما مردم نشان دادند تامین مطالباتشان از مسیر هیچ فاجعهای نخواهند کرد. {آن ها} به جای همراهی با متجاوز، آغوششان را به روی یکدیگر گشودند و تلاش کردند هرچه میتوانند برای کاستن از آلام یکدیگر انجام دهند. چیزی مشابه با آنچه در حوادث زلزله انجام میدادند. آنها نمیدانستند نوعی سرمایه معطوف به خُلق همبستگی مدنی در فرهنگ و مخیله ی مردم ایجاد شده که در هنگام حادثه ها ظهور میکند. این سرمایه، عقلانیتی میان مردم آورده است.”
در آخرین فقره نیز ۱۹۱ تن از چهرههای دانشگاهی اصولگرا، اصلاح طلب و مستقل در اقدامی کم سابقه درباره بایسته های دفاع میهنی، بیانیه صادر کردند که در نوع خود اتفاقی کم نظیر و قابل توجه بود. این همگرایی موضعی، هرچند موقت، نشانه بارزی از اولویت یافتن مسئله ایران در ذهنیت جمعی نخبگان بود؛ وضعیتی تکینه که بار دیگر نشان داد چگونه رخدادهای تاریخی میتوانند تعارضات دیرپا را به نفع وحدت و هویت ملی به تعلیق درآورند.
ادامه دارد….

