جنگ متقارن یا نامتقارن
تحلیلی گذرا بر وضعیت فعلی جنگ تحمیلی سوم آمریکا با ایران
جنگهای نامتقارن و متقارن (ترکیبی)
حسین عکاف
بر اساس آخرین تحولات میدانی (اسفند و فروردین ۱۴۰۵)، تجاوز ناجوانمردانه آمریکا و اسرائیل به ملت ایران، مصداق بارز جنگ ترکیبی (Hybrid Warfare) است که در آن طیف وسیعی از ابزارهای متقارن و نامتقارن به کار گرفته شده است.
جنگ تحمیلی سوم در 9 اسفند 1404 برابر با 28فوریه ۲۰۲۶ با حملات گسترده آمریکا و اسرائیل به دبستان دخترانه میناب (شجره طیبه)، دفتر کار رهبر شهید انقلاب، فرماندهان نظامی و اطلاعاتی، تأسیسات هستهای و نظامی ایران، وارد فاز نظامی آشکار شد.
در یادداشت زیر به ویژگیهای جنگ تحمیلی سوم در ابعاد مختلف پرداخته میشود.
ویژگی های جنگ تحمیلی سوم
نوع جنگ:
جنگ ترکیبی(Hybrid Warfare)
جنگ آمریکا و ایران را نمیتوان صرفاً در چارچوب جنگ متقارن یا نامتقارن صرف تعریف کرد. این جنگ ترکیبی از هر دو نوع قلمداد می شود:
مصادیق جنگ متقارن:
حملات هوایی راهبردی آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هستهای، پایگاههای موشکی و بندرها و زیر ساختها، مناطق مسکونی تجاری و اقتصادی، علمی و ترور رهبران و مردم عادی ایران با استفاده از جنگندههای نسل پنج F-35، بمبافکنهای B2 و موشکهای بالستیک و پهبادهای راهبردی.
مصادیق جنگ نامتقارن:
حملات پهپادی، پرندههای ارزان قیمت و انواع موشکها در کلاسهای مختلف، تهدید و تسلط بر تنگههای راهبردی، جنگ سایبری، رسانهای، روانی- اقتصادی، درگیری از طریق جبهه مقاومت از جمله حوثیهای یمن در دریای سرخ و گروههای مقاومت عراقی علیه پایگاههای آمریکا در عراق سوریه و اردن.
یک مقام ارشد ایرانی این راهبرد را “دفاع موزاییکی” نامیده است؛ یعنی ساختاری غیرمتمرکز که با تمام قدرت پاسخدهی را حتی پس از حملات حذف رهبران و فرماندهان، حفظ و استمرار می یابد.
دفاع ایران:
ابزارها و ویژگی ها
ایران با آگاهی از برتری فناوری نظامی و قدرت نیروی هوایی آمریکا و رژیم صهیونی ، راهبرد جنگ ژئو اقتصادی را در پیش گرفته است که منشأ جنگ فرسایشی با دشمن میگردد.
دفاع ایران در چهار سطح قابل تحلیل است:
الف – دفاع و تهدید دریایی و بستن تنگههای راهبردی
ویژگیها:
تنگه هرمز:
هدف ایران بستن کامل این آبراه نیست، بلکه ایجاد رژیم جدید حقوقی برای افزایش هزینه حملونقل و عوارض بر ۲۰ درصد بازارهای انرژی جهان است تا از این طریق متجاوزین توسط سازمانهای بینالمللی محکوم و خسارات از متجاوزین در اسرع وقت حاصل و جنگ با دست برتر پایان یابد.
تنگه بابالمندب (دریای سرخ):
حوثیهای یمن با حملات به کشتیهای تجاری، یک جبهه دوم علیه ترانزیت نفت ایجاد کردهاند.
نمونه عینی:
- حملات به نفتکشها در سواحل عمان؛
- مسدودسازی عملی بندر امقصر عراق؛
- تهدید ایران به حمله به منافع آمریکا و رژیم صهیونی در منطقه،
- حمله ایران به تأسیسات مشترک نفتی متجاوزین با کشورهای حاشیه خلیج فارس،
- در صورت هرگونه اقدام نظامی علیه جزایر سهگانه و یا زیر ساختهای ایران حمله به زیر ساخت های های متجاوزین و حامیان آنان.
ب) شبکه محور مقاومت در منطقه
محور مقاومت:
ایران از گروههای طرفدار خود در یمن (حوثیها)، لبنان (حزبالله)، عراق (کتائب حزبالله و…) و سوریه برای گسترش جبهههای درگیری بهره میبرد.
هدف: جلوگیری از متمرکز شدن فشار آمریکا بر خاک ایران و افزایش هزینههای نظامی- اقتصادی نظام سلطه.
نمونه عینی:
- حملات موشکی حوثیها به پایگاههای آمریکا در جیبوتی و عربستان.
- حمله گروه های عراقی به تاسیسات آمریکائی در عراق و کردستان عراق و اعلام آمادگی اینان برای حمله به کلیه تأسیسات آمریکائی – صهیونیستی، در صورت اشغال جزایر ایرانی.
ج) جنگ اقتصادی:
هدف قرار دادن اقتصاد جهانی برای فشار به نظام سلطه بر اساس تحلیل مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS)،
ایران نه تنها تمرکز بر ضربه نظامی داشته، بلکه اقتصاد جهانی را هدف گرفته است. تا جامعه جهانی فشار خود را به ترامپ شدت بخشند و متجاوز را محکوم کنند.
نمونه عینی:
- افزایش حق بیمه نفتکشها تا سقف ۵۰۰ درصد.
- کاهش ترانزیت نفت از هرمز و افزایش قیمت نفت به بالای 100 دلار.
- تهدید به افزایش قیمت نفت به 150 دلار در صورت حمله آمریکا به تأسیسات انرژی و زیر ساختها
د) جنگ سایبری و روانی
- حملات سایبری به زیرساختهای انرژی، حملونقل و ارتباطات در کشورهای منطقه و پایگاههای آمریکا.
- اعلان واقعییات جنگ در میدان نبرد از طریق رسانههای داخلی و خارجی برای نشان دادن “شکست آمریکا” و “پیروزی ایران” علیرغم حملات سنگین از طریق دشمن.
تهدیدات آمریکا و اسرائیل:
ابزارها و ویژگی ها:
آمریکا و اسرائیل با اتکا به برتری فناورانه، راهبرد “ضربه قاطع و پایان سریع” را دنبال میکنند، اما با عدم قطعیت و با نشانه هایی از شکست مواجه شدهاند.
الف) حملات هوایی و زیرساختی
هدف: انهدام توان موشکی و هستهای ایران و تضعیف ساختار قدرت جمهوری اسلامی که عملا با شکست مواجه شدند.
روش: استفاده از بمبافکنهای B2 برای نفوذ به تأسیسات زیرزمینی و حملات پهپادی به پایگاههای سپاه.
نمونه عینی:
- ترور آیتالله خامنهای رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران در حملات 9 اسفند 1404.
- حمله به دبستان دخترانه میناب،
- ترور بعضی از فرماندهان نظامی و اطلاعاتی ،
- حمله به تأسیسات هستهای حمله به بخشی از تأسیسات تولید موشکهای بالستیک ایران
- حمله به زیر ساختها، نیروگاهها، مناطق مسکونی تجاری، اقتصادی،علمی، آزمایشگاهها، دانشگاهها و ترور رهبران و مردم عادی ایران
ب) تهدید به اشغال جزایر راهبردی ایران
پنتاگون چهار سناریوی اصلی برای “ضربه نهایی” طراحی کرده است
- اشغال جزیره خارک مرکز صادرات نفت ایران
- اشغال جزیره لارک مقر سامانههای کنترل تنگه هرمز
- اشغال جزیره ابوموسی و تنب بزرگ و کوچک نقاط راهبردی مورد ادعای امارات
- محاصره دریایی نفتکشها و قطع کامل صادرات نفت ایران
چالش:
ایران اعلام کرده در صورت هرگونه اشغال، به تأسیسات حیاتی کشورهای متجاوز منطقه از جمله امارات حمله خواهد کرد
ج) تغییر رژیم و بیثباتسازی داخلی
ویژگیها:
هدف راهبردی اسرائیل، “از کار انداختن کارآمدی دولت ایران” سپس نارضایتی مردم و به دنبال آن تغییر حاکمیت ایران بود که با مبعوث شدن مردم و همبستگی ملی این هدف خنثی شد.
آمریکا با تکیه آدرسهای غلطی که در داخل به وسیله بعضی از نفوذی های خائن داده میشد به دنبال اجرای کودتای ناکام 18و19دی مبنی بر نارضایتی اقتصادی و تحریمهای فلجکننده، به دنبال فروپاشی از درون بود.
نمونه عینی:
- حملات به تأسیسات غیرنظامی مانند دانشگاهها و مراکز قضایی برای تضعیف حاکمیت.
- پیامهای ترامپ و نتانیاهو به مردم ایران برای “براندازی دولت”
د) چالشهای آمریکا
- ترس از باتلاق:
آمریکا به دلیل تجربه عراق و افغانستان، نه تنها تمایلی به اشغال زمینی ایران ندارد بلکه با توجه به شکستهای مستمر در جنگ تحمیلی سوم توان آن را هم ندارد و هیمنه آن در بین متحدین و جهانیان فرو ریخته است.
- شکاف در تیم تصمیمگیرنده:
برخی مشاوران ترامپ از جمله جو کنت (مدیر سابق مرکز ملی مقابله با تروریسم) به دلیل عدم مشورت در مورد حمله به ایران استعفا دادهاند.
و نیز به دلیل شکستهای هوایی و زمینی، و عدم توان برای باز کردن تنگه هرمز بسیاری از سیاستمداران و فرماندهان نظامی را اخراج و یا استعفا نمودهاند و این نشان از شکست و نا امیدی وی در منطقه است.
این ابهام و سردرگمی ترامپ، باعث شده نتانیاهو وی را به عنوان عروسکی در دستش به چرخاند.
- هزینه بالای جانی:
تاکنون صدها نظامی آمریکایی کشته و یا مجروح شدهاند.
روش های جنگی آمریکا و صهیونیست ها با ایران:
تاکتیک های آمریکا
- پایان و تجزیه ایران از طریق بمباران ،
- ایجاد اغتشاش و نارضایتی تراشی و جنگ شهری،
- براندازی از درون با همکاری گروهکهای تجزیه طلب در اطراف مرزها و جاسوسان داخلی از طریق تهاجمات نظامی.
تاکتیک های ایران
- استمرار انقلاب اسلامی در منطقه و احیای بازدارندگی از طریق افزایش هزینههای جنگ برای غرب.
- شرایط پایان جنگ از منظر مردم ایران برخی از شرایط آن پایان جنگ:
- پایان رژیم صهیونی از طریق انتخابات با مشارکت تمامی فلسطینیان در کشورها مختلف و دیگر مذاهب در داخل فلسطین اشغالی ،
- فرار آمریکا از منطقه،
- اعلام متجاوز از طرف سازمانهای بین المللی،
- .اخذ خسارات جنگ، سپس رفع انسداد تنگه هرمز تعیین رژیم جدید در تنگه هرمز با مدیریت ایران،
- .بازگرداندن خائنین اینترنشنال و پهلوی و دارودسته رسانه ای در مقابل آزاد سازی اسرای آمریکایی و
… ابزار اصلی آمریکا در جنگ با ایران:
- قدرت هوایی،
- تحریم،
- دیپلماسی فشار
…ابزار اصلی ایران در جنگ با آمریکا :
- جبهه مقاومت،
- تهدید تنگهها،
- جنگ اقتصادی؛
نتیجه:
آمریکا به دنبال پایان ۴-۶ هفتهای که ناموفق بود، ولی ایران به دنبال فرسایش بلندمدت جنگ که دست برتر با ایران بوده است
راهبرد ها
راهبرد ایران:
“جنگ موازنه و موزائیکی” ایران برای رسیدن به اهداف خود، سه محور را دنبال میکند:
۱. افزایش هزینههای غیرنظامی نظام سلطه:
با بیثبات کردن بازار نفت و ایجاد شوک اقتصادی در غرب، حمایت متحدین و عمومی از جنگ را کاهش دهد.
۲. گسترش عملیات جبهه مقاومت:
با فعال شدن حوثیها در دریای سرخ و گروههای عراقی، آمریکا را در چند جبهه درگیر کند.
۳. بقای ساختار فرماندهی:
با استفاده از “دفاع موزاییکی” (ساختار غیرمتمرکز)، توان پاسخدهی را حتی پس از حملات و ترور فرماندهان حفظ کند.
راهبرد آمریکا:
“ضربه نهایی و خروج سریع” آمریکا به دنبال پایان سریع جنگ با حفظ دستاوردهای نظامی است:
۱. گزینه نظامی:
اشغال موقت جزایر راهبردی برای اجبار ایران به مذاکره از موضع ضعف، که با ضربات دردناکی از 13تا15فروردین 05 که در پی انهدام حدود 10 هواپیما و بالگرد راهبردی در منطقه اصفهان که با پوشش نجات خلبان، صورت گرفت و شکست راهبردی در تست پیاده کردن نیرو انجام شد، عدم توان اشغال جزایر مشهود شد.
۲. گزینه دیپلماتیک:
با توجه ایجاد دو جنگ توسط نظام سلطه در حین مذاکره با ایران، اعتمادی برای مذاکره از طرف ایران نخواهد بود ولی میانجیگری پاکستان، ترکیه و مصر برای پایان جنگ غیرمستقیم با ایران پس از قبول شرایط ایران که به برخی از آن در بالا اشاره شد میسر خواهد شد.
جمعبندی:
ایران با تکنیکهای جنگ نامتقارن:
ازجمله:
- در عرصه نظامی، از ارتش، سپاه، نیروهای مردمی و جبهه مقاومت
- درعرصه نبرد اقتصاد جهانی، مدیریت تنگههای آبی
- در تاکتیک جنگ فرسایشی، پهبادهای شاهد و… و انواع موشکها، اصابت و پنهان شدن برای مقابله بیشتر تقویت قدرت منطقه ای ایران:
آمریکا و رژیم صهیونی با استفاده از جنگ متقارن:
از جمله:
- استفاده از توان نیروی هوایی + نیروهای مسلح منظم، ناتو، ائتلاف منطقهای،
- بکارگیری مزدوران تروریستی در اطراف مرزها
- بکارگیری مزدوران داخلی
- بمباران های راهبردی،
- . عملیات ویژه،( آنچه در جنوب اصفهان با شکست عملیات با حدود ۱۰ بالگرد و هواپیماهای راهبردی اتفاق افتاد)
- . تحریم های به اصطلاح فلجکننده.
نتیجهگیری :
درگیری کنونی یک جنگ ترکیبی تمامعیار است که در آن آمریکا به دنبال پایان سریع و قاطع با حفظ برتری هوایی خود است، در حالی که ایران با راهبرد “جنگ موازنه ” و فرسایشی نمودن جنگ، جنگ موزاییکی، سعی دارد هزینههای جنگ را به حدی افزایش دهد که تداوم فشار برای واشنگتن غیرقابل تحمل شود. کارشناسان بر این باورند که با توجه به عدم اعتماد عمیق، فرسایش نیروهای درگیر و بی انگیزگی آنان و اهداف غیرقابل تحقق، احتمال طولانیشدن جنگ و تشدید آن به سمت درگیری زمینی (اشغال جزایر) یا گسترش به جبهههای جدید (دریای سرخ و عراق) بالاست. اشغال به شرطی است که آمریکا در تست اولیه موفق بشود که البته با عملیاتی که در منطقه جنوب اصفهان با پوشش نجات خلبان (برای اجرای عملیات ویژه انجام داد) که با انهدام حدود ۱۰ بالگرد و هواپیمای راهبردی انجام شد با شکست مواجه گردید ولی به هر حال ترامپ غمار باز است.
فروردین ۱۴۰۵

