چرا ناگهان ناهنجاری های اجتماعی شدت گرفت
📣 چرا بعد از جنگ دوازده روزه، برخلاف انتظار، ناهنجاری های اجتماعی و بیحجابی ها شدت گرفت؟!
⭕️ برعکس رویه جنگ های دنیا که کشور درگیر تا مدت ها به دلیل جنگ می تواند «تمرکز قدرت بیشتری» پیدا کند فضای کشور و افکار عمومی را حتی از قبل مدیریت بیشتری کند اما در ایران این اتفاق نیفتاده؛
🔘دلیل اول: آنچه امروز در ایران جریان دارد بیش از یک جنگ کلاسیک است؛ میشود آن را «سایهجنگ هیبریدی» نامید. اسرائیل با طراحی این وضعیت نه به دنبال «پیروزی برقآساست» و نه به دنبال «صلح»؛ بلکه هدف اصلی، نگه داشتن ایران در یک حالت «خاکستریِ مداوم» است: نه جنگ کامل، نه آرامش واقعی.
در نتیجه این وضع، جامعه مدام در وضعیت اضطرار روانی قرار میگیره، ولی بدون اینکه یک “جنگ تمامعیار” باشه که مردم رو یک پارچه کنه.
📌چرا این وضعیت به بینظمی اجتماعی دامن میزنه؟
⭕️ اول: حکمرانی_معلق؛
حاکمیت بیشترین بخش از انرژی خود را صرف تهدید خارجی و بقا میکند و در نتیجه پیوند مستقیمش با بدنه حکومت و جامعه سست میشود. در شرایط جنگی کلاسیک، حاکمیت معمولاً کانال مستقیم تری با مردم برقرار میکنه (تبلیغات، صدا و سیما، پخش زنده سخنرانی ها، بسیج عمومی، اتحاد ملی). اما در این وضعیت این کانال ها تحت الشعاع تهدید قرار گرفته اند ، مردم در چنین فضایی احساس میکنند(اشتباه یا درست خیلی فرقی ندارد) کشور «بیصاحب» است؛ گویا هیچ مرجع ناظری بر رفتارها و مناسبات اجتماعی حضور ندارد و اقتدار رسمی حاکمیت مرکزی کمرنگ شده است.
♨️ دوم: فرصتی جدید برای بیهنجاری(ناظران دیگر سر کار نمی آیند)
در این شرایط وقتی برخی مردم فکر میکنن “نظارت کمه”، یا حتی “دیگه مهم نیست”، به سمت ناهنجاریهای بیشتر میروند. مخصوصاً بخشی از نسل جوان ایرانی که یک باره میبینند «سد قبلی نظارت» در فضای مجازی و واقعی ، یا برداشته شده ، یا ناظرانش دیگر سرکار نیستند و برای سو استفاده حداکثری از این فضا انگیزه چند برابری پیدا می کند.
🔻🔻اما نکته خاص ایران (برخلاف سایر کشورهای جهان) اینجاست که همه اجزای حاکمیت یک پارچه در برابر این وضع نمیایستند.
بخشی از جریانهای غربگرا در ساختار قدرت، نه تنها از این تعلیق استقبال می کنند، بلکه گاهی آن را به سمت تداوم آن سوق می دهند؛ چون سایه جنگ، فشارهای خارجی و ضعف انسجام داخلی می تواند فضای بیشتری برای پیشبرد اهداف و روایتهای آنها فراهم کند.
حکومت بعد از جنگ معمولاً با شعارهای ایدئولوژیک اقتدارش رو تثبیت میکند. اما وقتی در داخل یک جریان سیاسی “بیگانه گرا” قدرت داره، جامعه مدام دو پیام متناقض میشنود: یکی پیام ایدئولوژیک (ایستادگی در برابر دشمن) و یکی پیام مثلا عملگرایانه (لزوم مذاکره، سازش یا عادی سازی). این تضاد باعث می شود که کنترل اجتماعی سخت تر بشود.
(ماجراهای پی در پی اخیر را از این زاویه می شود دید)
✂️ نتیجه چنین ترکیبی، شکل گیری یک «فرهنگ اضطرار» است: جامعه ای که در آن قواعد دیرپا فرو می ریزد، اعتماد به نظم رسمی کم رنگ می شود و «لذت آنی» یا واکنشهای لجوجانه جای ارزشهای پایدار را میگیرد.
📌در نهایت، در حال حاضر ، استراتژی دشمن( اسرائیل و آمریکا) نه «نابودی سریع»، که توان و امکانش را هم ندارند، بلکه سایش طولانی مدت است؛ وضعیتی که در آن هم «جامعه» خسته میشود، هم «حکومت» فرسوده، و هر دو در یک «خاکستری بیپایان» معلق میمانند.
➕و برای اسرائیل و آمریکا دستاورد اصلی این اوضاع این است که «اتحاد ملی بی سابقه» در ایران، برآمده از جنگ مستقیم که تجربه تلخش را یک بار چشیده اند هم تکرار نخواهد شد.
برای مقابله با این وضع آن چه مهم است هوشیاری عامه مردم نسبت به رویدادها و حوادث ناگهانی و پیش بینی نشده، عکس العمل عالمانه در برابر رویدادها، عدم زود باوری نسبت به برخی از اخبار و خبرهای حوادث و حضور و فعالیت آگاهانه و مسئولانه در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی و جلوگیری از هرگونه اقدام و فعالیتی که به اتحاد ملی، وفاق میهنی و فرهنگ دینی ضربه می زند.

