آخرین وضعیت جنگ تحمیلی و ضرورت هوشیاری در 4 محور
حسین عکاف
«در کمینِ دروغ؛ و ما در میدانِ حقیقت»
در شرایط فعلی جنگ تحمیلی سوم، دشمن با محوریت آمریکا، رسانههای معاند و اتاقهای فکر صهیونیستی، عملیات روانی خود را بر چهارمحور؛
- بزرگنمایی محاصره دریایی،
۲.فعال سازی گروههای واگرای قومی، مذهبی و سیاسی،
۳. دامن زدن به نارضایتیهای اقتصادی؛
۴. القاء تردید و تفرقه در دستاوردها،
تمرکز کرده تا بخشی از یک بازی ترکیبی برای «شکستن اتحاد مقدس ایرانیان» از طریق ناامیدسازی بهکار بندند .
در زیر ، به هریک از 4محور همراه با مصادیق آن اشاره میشود:
۱. بزرگنمایی محاصره دریایی (از “قفل شدن هرمز” تا “فلج تجارت جهانی”)
دشمن پس از ناکامی در بمباران هوایی، شکست زمینی و دریایی ، بر روی «جنگ ادراکی و شناختی» متمرکز شده .
در حالیکه میدان در دست جمهوری اسلامی ایران است که با تدبیر، تنگه هرمز را به عنوان برگ برنده مورد استفاده قرار میدهد. در این راستا، رسانههای غربی با تیترهای جهتدار، «توقیف کشتیهای متخلف» توسط سپاه را «محاصره کامل» و عامل «بزرگترین بحران انرژی تاریخ» جلوه میدهند تا افکار عمومی را علیه منافع ملی بشورانند.
مصداق خبرسازی دروغ:
در جریان توقیف دو کشتی با پرچم پاناما و لیبریا (MSC Francesca و Epaminondas) توسط نیروی دریایی سپاه به دلیل تخلفات دریانوردی و ورود غیرمجاز، رسانههایی چون CBS News و کویتتایمز بلافاصله مدعی شدند: «سپاه پاسداران با حمله به کشتیهای تجاری، راه را بر امدادرسانی جهانی بسته است.» این در حالی است که خبرسازی دشمن، «تخلف مسلم دریایی و خاموشکردن سیستمهای ردیاب» توسط این کشتیها را سانسور کرد و طبق اسناد موجود، هدف از این توقیفها مقابله با توقیف کشتی ایرانی ، برای توازن قوا در دریا و صیانت از امنیت تنگه هرمز بوده است.
- فعالسازی گروهکهای تجزیه طلب با هدایت سرویس موساد
پروژه «ایران چندپاره و تجزیه شده» این بار با پیوست رسانهای-سیاسی برای القای «شکاف در حاکمیت» و «فروپاشی از درون»- طراحی شده بود.
دشمن به دلیل شکست نظامی در ابعاد زمینی و دریایی و فشار جهانی در محدود شدن تجارت جهانی، روی «جنگ شناختی، ادراکی و تجزیه روانی» سرمایهگذاری کرده و با انتشار شایعات اختلافات داخلی بین مردم و یا رهبران بوده تا با ایجاد اختلاف جهت گسست انسجام ملی و تضعیف حضور مردم در خیابانها و میدانها باشد و از طرفی دیگر بدنبال تحریک اقوام برای بازسازی گروهکهای تجزیه طلب وابسته به موساد پس از ضربه های اخیر بوده است .
مصداق خبرسازی دروغ:
ترامپ و نشریه نیویورکتایمز و به تبع آن رسانههای معاند فارسی زبان، با پوشش «منابع آگاه»، مدعی شدند: « فرماندهان جنگ با دولتیان و دیپلماتها اختلاف نظر دارند».
برای این خبرسازی فتنه انگیز، ضرورت داشت، مقامات ارشد کشورمان (رئیسجمهور، رئیس مجلس و رئیس قوه قضائیه و…) با یک پیام مشترک و وحدتآفرین پاسخی در خور این جنگ شناختی ارایه دهند.
این عملیات روانی «تلاش دشمن برای تضعیف وحدت و امنیت ملی بود تا بهانه ای برای جنگ مجدد و یا ایجاد کارت بازی در صحنه دیپلماسی باشد، ارزیابی میگردد».
اما حقیقت میدان «انسجام و واکنش هماهنگ برای خنثیسازی فتنه»و افشای دروغ پردازی نظام سلطه منجر شد.
۳. دامنزدن به نارضایتیهای اقتصادی
نظام سلطه اینبار با «سلاح تحریم، محاصره و دزدی دریایی و جنگ شناختی» مستقیماً میخواهد «سفره مردم»را کوچک کند.
هدف القای این گزاره عبارت است از: «هزینه مقاومت، فشار اقتصادی برای شما مردم است که پای نظام ایستاده اید». نظام سلطه در حالی که خود باعث اختلال در کشتیرانی شده، تیتر میزنند که «اقتصاد ایران فلج شده» و از این طریق به دنبال شکست آستانه تحمل و تاب آوری مردم هستند.
مصداق خبرسازی دروغ:
در حالی که آتشبس موقت یک طرفه با التماس آمریکا و واسطه پاکستان برقرار شد، رسانههای بیگانه، همصدا با مقامات آمریکایی مدعی شدند: «جنگ ایران بزرگترین بحران انرژی تاریخ را رقم زده و اروپا در آستانه کمبود انرژی و سوخت جت قرار دارد.»
دشمن هدف اصلی را که «محاصره تحمیلی خودشان» است پنهان کرده و سعی دارد بحران جهانی را به گردن جمهوری اسلامی ایران بیندازد.
همزمان، حمله به یک فروند نفتکش ایرانی (توسکا) توسط آمریکا را «اجرای قانون» میخوانند تا حق طبیعی تجارت ایران را نقض کنند. اما حقیقت میدان «مقاومت اقتصادی و تنوع بخشی به مسیرهای تجارت» و نیز نهادینه کردن حق نگهداری و عوارض از تنگه هرمز است.
۴. القاء تردید و تفرقه در دستاوردها (جعل پیروزیهای میدان)
در صحنه نبرد نظامی، نظام سلطه از «آتشبس و تمدید یک طرفه» به عنوان «ابزار جنگ شناختی و روانی» استفاده میکند. ترامپ صراحتاً اعلام کرد که هدف از تمدید آتشبس، «تجدید قوا و انبار کردن تسلیحات» بوده است.
در این راستا، رسانههای معاند، آتشبس و تمدید یک طرفه را «نشانه ضعف و زمینگیر شدن ارتش ایران» تفسیر میکنند تا شکست نظامی نظام سلطه را پوشش داده و دستاوردهای مختلف ایران از جمله، ضربات نظامی و حیثیتی به دشمن در منطقه و رژیم صهیونی و اقتدار ایران بر منطقه و تنگه هرمز را زیر سوال ببرند.
مصداق خبرسازی دروغ:
رئیسجمهور آمریکا در مصاحبه با CNBC اظهار کرد که از آتشبس برای(انبار کردن/شارژ مجدد تسلیحات) استفاده کرده است. در حالی که این اعتراف نشاندهنده نیاز مبرم دشمن به تنفس تاکتیکی و بر ملأ نشدن شکست نظامیشان بود، بعد از آن رسانههای معاند با تکنیک پرچم دروغین بلافاصله تیتر زدند: «ایران توان ادامه جنگ را ندارد؛ تن دادن اجباری به صلح» و یا با برجسته کردن ادعاهای ترامپ مبنی بر «نابودی ارتش ایران»، سعی در کوچکنمایی توان بازدارندگی ایران را داشتند.
دروغ دشمن «درخواست مذاکره از موضع قدرت» بود، که با تدبیر ایران خنثی شد. اما حقیقت در میدان اثبات شد که «هیمنه پوشالی نظام سلطه، محتاج تنفس مصنوعی است» و ایران با قدرت و حضور در میز مذاکره را مشروط به پذیرش مفاد دهگانه دانسته است.

