
تهدیدات و فرصتهای قرارداد قفقاز زنگزور و اجرایی شدن پالرمو در جمهوری اسلامی ایران
تهدیدات و فرصتهای قرارداد قفقاز زنگزور
(حضور ناتو، سنتکام در مجاورت ایران)
و
اجرایی شدن پالرمو در جمهوری اسلامی ایران
به نام خدا
بخش اول:
در ۱۸ مرداد وزارت امور خارجه در واکنش به قرارداد قفقاز زنگزور: استقبال میکنیم ولی نگرانیم…بدون تردید صلح و ثبات در منطقه قفقاز به نفع همه کشورهای منطقه است. جمهوری اسلامی با استقبال از نهایی شدن متن توافق صلح توسط دو کشور، این تحول را گامی مهم در تحقق صلح پایدار در منطقه ارزیابی میکند….۱۸ مرداد ایسنا/
ترامپ، علیاف و پاشینیان بیانیه مشترکی در مورد حل مسالمتآمیز مناقشه بین ارمنستان و آذربایجان را امضا کردند. رئیس جمهور آمریکا گفت: این اعلامیه که «مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بینالمللی» نامیده میشود، یک منطقه ترانزیتی ویژه است که به آذربایجان اجازه میدهد به خاک خود نخجوان دسترسی کامل داشته باشد.» «ارمنستان همچنین در حال ایجاد یک همکاری انحصاری با ایالاتمتحده برای توسعه این گذرگاه است که میتواند تا ۹۹ سال ادامه یابد.»
در 17 مرداد سید علی مدنی زاده وزیر اقتصاد و دارایی، شامگاه جمعه در یک گفتوگوی تلویزیونی اظهار داشت: نخستین خبر خوب این که پس از تصویب عضویت ج.ا.ا در کنوانسیون پالرمو، بعد از ۷ سال گره FATF بازشده است و برای گفتوگو از ج.ا.ا دعوت کردهاند.
در این شرایط از طرفی در شمال کشور اردوگاه غرب (ناتو، سنتکام و…) همسایه ایران میشود و از طرف دیگر، همزمان در ظاهر باز شدن گشایش مالی و موضوع پالرمو مطرح میگردد.
سؤال اساسی این است، ارتباط این دو در یک زمان حاکی از چیست؟ در این ارتباط باید سناریوهای مختلف را به دقت بررسی و در نظر گرفت و با هوشیاری کامل به تهدیدات و، فرصتها ظرفیتها، آسیبها و راهکارها توجه ویژه داشت.
این شرایط یک دو راهی پیچیده برای ج.ا.ا ایجاد میکند:
از یکسو، باز شدن فضای اقتصادی ناشی از FATF و پروژههای ترانزیتی ممکن است به خروج از رکود کمک کند، اما از سوی دیگر، افزایش حضور آمریکا در قفقاز و الزامات سیاسی پالرمو میتواند حاکمیت ملی را تحت فشار قرار دهد.
کلید موفقیت، ترکیب هوشمندانه دیپلماسی تهاجمی (برای حفظ نفوذ در قفقاز) و انعطافپذیری اقتصادی (برای جذب سرمایههای غیر غربی) است، این درحالی است که از تبدیل وضعیت “توقف جنگ” به یک درگیری تمامعیار اجتناب شود.
در بخش اول به تهدیدات و فرصتها قرارداد قفقاز زنگزور و در پایان این بخش به راهبردهای پیشنهادی برای جمهوری اسلامی ایران و نیز در بخش دوم به موضوع پالرمو پرداخته میشود.
راه مواصلاتی زنگزور نه یک پروژه اقتصادی، بلکه “جنگ ترکیبی علیه امنیت ملی ایران” است. غفلت از آن، محاصره و خفگی ژئوپلیتیک ایران را تسریع میکند، اما هوشمندی دیپلماتیک میتواند آن را به فرصتی برای باز تعریف نقشه قدرت در قفقاز تبدیل کند. موفقیت ایران در گرو تبدیل تهدید به فرصت با سه محور است:
- اتحاد و گره اقتصادی با روسیه و چین،
- مقاومت قانونمند در برابر تغییر مرزها،
- نوآوری در مسیرهای ترانزیتی.
تهدیدات قرارداد قفقاز زنگزور
تهدیدات امنیتی- نظامی برای منطقه
1- نفوذ ناتو به مرزهای ایران:
- واگذاری مدیریت راه مواصلاتی زنگزور به شرکتهای آمریکایی (با قرارداد ۹۹ ساله) به معنای استقرار غیرمستقیم نیروهای نظامی و امنیتی ناتو در مرزهای شمال غربی ایران است. این حضور، امکان نظارت مستقیم بر تحرکات ایران و ایجاد پایگاههای اطلاعاتی را فراهم میکند.
- فعالسازی گسلهای قومی: حضور غرب در منطقه میتواند به تحریک گفتمانهای تجزیه طلبانه در مناطق آذری نشین ایران منجر شود و امنیت داخلی ایران را تهدید کند.
- تهدید روسیه: استقرار ناتو در قفقاز جنوبی، حیات خلوت امنیتی روسیه را هدف قرار داده و ممکن است. واکنشهای نظامی مسکو را برانگیزد.
- تخریب زیرساختهای اقتصادی ایران
- انزوای ترانزیتی: راه مواصلاتی زنگزور، ترکیه را مستقیماً به دریای خزر و آسیای مرکزی متصل کرده و ایران را از مسیرهای ترانزیتی سنتی حذف میکند. این امر تا ۶۰٪ از درآمدهای ترانزیتی ایران را کاهش میدهد.
- تحریم انرژی: انتقال گاز ترکمنستان از طریق این راه مواصلاتی به اروپا (بدون نیاز به ایران)، جایگاه ایران و روسیه را در بازار انرژی تضعیف و به دنبال جایگزینی گاز روسیه با منابع خزر است.
- تغییرات ژئوپلیتیکی مخرب
- محاصره ژئوپلیتیک ایران: تکمیل راه مواصلاتیهای “زنگزور” و “داود” (در سوریه)، حلقه محاصره غرب علیه ایران را تکمیل و امکان دسترسی اسرائیل به دریای خزر را فراهم میکند.
- کاهش نفوذ روسیه و چین: این پروژه بخشی از استراتژی آنگلوساکسون برای تضعیف محور ایران-روسیه-چین در اوراسیا و مهار قدرتهای رقیب غرب است.
فرصتهای احتمالی قرارداد قفقاز زنگزور
- تقویت همکاریهای منطقهای
- سازوکار ۳+۳: ایران میتواند با فعالسازی دیپلماسی چندجانبه (شامل روسیه، ترکیه، گرجستان، ارمنستان و آذربایجان)، توازن قوا را به نفع منافع منطقهای بازتعریف کند.
- همکاری با ارمنستان: توسعه مسیرهای جایگزین مانند راهآهن تبریز-جلفا-نخجوان یا بزرگراه شمال-جنوب در ارمنستان، میتواند وابستگی ایروان به غرب را کاهش دهد.
- بهرهبرداری از ظرفیتهای حقوقی و اقتصادی
- حق نظارت بر راه مواصلاتی: ایران میتواند با استناد به هممرز بودن با منطقه سیونیک، حق نظارت بر فعالیتهای امنیتی و اقتصادی راه مواصلاتی را مطالبه کند.
- مشارکت در پروژههای غیرنظامی: سرمایهگذاری در بخشهای لجستیک و انرژی راه مواصلاتی به شرط رعایت حاکمیت ملی، میتواند نفوذ ایران را حفظ کند.
شاخصهای تهدید و فرصت در قرار داد زنگزور:
تهدیدات:
- تغییر مرزهای ژئوپلیتیک،
- خدشه بر تمامیت ارضی با دیپلماسی
- خدشه بر امنیت انرژی و کاهش سهم ایران در بازار گاز،
- گسترش نفوذ ناتو
فرصت:
- تقویت سازوکار۳+۳
- ائتلاف کلیدی با روسیه و چین و ائتلاف با محور ضد غربی
- تنوع بخشی به مسیرهای صادراتی با همگرایی منطقهای،
راهبردهای پیشنهادی – اقدام فوری:
- اتمام حجت با آذربایجان درباره اکتشافات غیرقانونی در دریای خزر و تهدید به اقدام نظامی در صورت تخلف
- دیپلماسی تهاجمی: افشای اسناد محرمانه درباره اهداف واقعی غرب در زنگزور از طریق رسانههای بینالمللی.
- توسعه زیرساختهای جایگزین: سرمایهگذاری در راه مواصلاتی شمال-جنوب (راهآهن رشت-آستارا) برای اتصال به روسیه بدون نیاز به آذربایجان.
بخش دوم:
اجرای پالرمو/FATF در شرایط “توقف جنگ” با رژیم صهیونی:
اجرای پالرمو/FATF، یک دو راهی پیچیده برای ج.ا.ا ایجاد میکند: از یکسو، باز شدن فضای اقتصادی ناشی از FATF و پروژههای ترانزیتی ممکن است به خروج از رکود کمک کند، اما از سوی دیگر، افزایش حضور آمریکا در قفقاز و الزامات سیاسی پالرمو میتواند حاکمیت ملی را تحت فشار قرار دهد. کلید موفقیت، ترکیب هوشمندانه دیپلماسی تهاجمی (برای حفظ نفوذ در قفقاز) و انعطافپذیری اقتصادی (برای جذب سرمایههای غیر غربی) است، این در حالیکه از تبدیل وضعیت “توقف جنگ” به یک درگیری تمامعیار اجتناب شود.
چالشهای سیاسی اجرای پالرمو/FATF در کاهش فشار بینالمللی اجرای این ساز و کارها با دو دسته چالش سیاسی داخلی و خارجی همراه است که مصادیق آن عبارتاند از:
1- فشارهای خارجی (تهدید در پوشش فرصت)- شرط گذاریهای اضافی توسط غرب: – مثال: اتحادیه اروپا ممکن است اجرای FATF را به توقف برنامه موشکی یا تعدیل سیاستهای منطقهای (مانند حمایت از محور مقاومت) گره بزند؛ همانند شرط های الحاقی برجام. – مصداق: در مذاکرات ۲۰۲۱ وین، غرب خواستار “توسعه موشکی مشروط” پس از احیای برجام شد.
–استفاده ابزاری از FATF توسط رقبا: – مثال: رژیم صهیونی با لابی در FATF، ج.ا.ا را به “حمایت از تروریسم” متهم میکند تا موانع بانکی باقی بماند. – مصداق: گزارش ۲۰۲۳ FATF هنوز ج.ا.ا را در فهرست خاکستری نگه داشته، برغم تصویب بخشی از قوانین.
– خطر انحراف از اهداف اقتصادی: – مثال: غرب ممکن است دسترسی به مالیات اطلاعات تراکنشها (طبق پالرمو) را برای نظارت بر روابط ج.ا.ا با روسیه/چین استفاده کند.
۲- فشارهای داخلی (شکاف نهادی-ایدئولوژیک)- تعارض با گفتمان “مقاومت”: – مصداق: بعضی از نهادهای سیاسی- امنیتی معتقدند FATF ابزار نظارت غرب بر شبکههای منطقهای ج.ا.ا است؛ مشابه مخالفتها با الحاق به CFT در ۱۳۹۷.
–چالش حاکمیت قانونی: – مثال: قوه قضائیه نگران است افشای اطلاعات مالی طبق پالرمو، مستندات جدیدی برای پروندههای حقوقی غرب (مانند ترور شهید سلیمانی) ایجاد کند.
–تشدید شکاف سیاسی: – مصداق: تصویب FATF در سال ۱۳۹۹ با کارشکنی مجلس شورای اسلامی و اعلام “مخالفت شورای نگهبان” مواجه شد، زیرا برخی از جناحها آن را “سند نفوذ” میدانستند.
–ریسک امنیتی برای نهادهای مالی: – مثال: شفافیت حسابهای بانکی طبق FATF، ممکن است تحریم مستقیم سپاه و بنیادها را تسهیل کند؛ مشابه تحریم بانک سپه در ۱۳۹۷. چرا “کاهش فشار” سیاسیترین گزینه است؟
این چالشها نشان میدهند اجرای پالرمو/FATF یک معامله صرفاً اقتصادی نیست، بلکه: – غرب آن را اهرمی برای تغییر رفتار منطقهای ج.ا.ا میداند، – نیروهای داخلی آن را تهدیدی برای حاکمیت و ایدئولوژی نظام تفسیر میکنند.
راهحل واقعبینانه: ج.ا.ا میتواند با:
۱. اجرای گزینشی (مثلاً ثبت فقط تراکنشهای غیرسیاسی)،
۲. دریافت تضمین کتبی از FATF برای عدم سوءاستفاده سیاسی،
۳. همزمانی اجرا با لغو تحریمها (نه بهعنوان امتیاز یکجانبه)،
بدین ترتیب ج.ا.ا از فرصتها استفاده کند، بدون آنکه در دام چالشهای سیاسی بیفتد.
تهدیدها
چالش های خارجی:
1 نفوذ آمریکا در مرزهای شمالی: – راه مواصلاتی ترانزیتی تحت نظارت آمریکا (“مسیر ترامپ”) ممکن است به پایگاهی برای نظارت یا فشار بر ج.ا.ا تبدیل شود، مشابه نگرانیهای موجود درباره کریدور زنگزور.
- تشدید رقابت با رژیم صهیونی: – در شرایط “توقف جنگ”، هرگونه توافق منطقهای با نقشآفرینی آمریکا ممکن است رژیم صهیونی را به اقدامات تحریکآمیز (مانند حملات سایبری یا ترورها) وادارد.
چالشهای داخلی:
اجرای پالرمو/FATF ممکن است با مقاومت نهادهای امنیتی-اقتصادی مواجه شود و شکافهای سیاسی را عمیقتر کند.
راهکارهای پیشنهادی:
- دیپلماسی فعال چندجانبه: – استفاده از سازوکار ۳+۳ (ج.ا.ا، روسیه، ترکیه + آذربایجان، ارمنستان، گرجستان) برای حفظ نفوذ در قفقاز و مقابله با انحصارطلبی آمریکا.
- تعادل بین تعهدات و منافع ملی: – اجرای گزینشی تعهدات FATF با تمرکز بر کاهش تحریمها، بدون پذیرش کامل فشارهای سیاسی غرب.
- تقویت بازدارندگی نظامی-اقتصادی: – حفظ برنامه موشکی و هستهای بهعنوان اهرم فشار در مذاکرات آتی، همراه با توسعه همکاریهای اقتصادی با چین و روسیه بر ای کاهش وابستگی.
- مدیریت بحران “توقف جنگ”: – اجتناب از تشدید تنش با رژیم صهیونی تا زمان بازسازی توان دفاعی (پس از جنگ ۱۲ روزه)، اما آماده سازی برای پاسخ نامتقارن در صورت حمله.
- سرمایهگذاری در اتحادهای منطقهای: – تقویت محور مقاومت با تمرکز بر حل بحران غزه از طریق دیپلماسی، بهجای درگیری مستقیم با رژیم صهیونی. در صورت نیاز در آینده میتوان به فرصتهای قابل وصول اشاراتی داشت.
حسین لباف
20 مرداد 1404