وسواس فکری و منشا آن چیست؟
مجید بهمنی
وسواس فکری: تعریف وسواس فکری در نگاه غیر آکادمیک می تواند به معنای رفتار افراطی زائده تخلیلات انسان نسبت به محیط و جامعه اطراف باشد. (ترس ، اضطراب، وحشت های شبانه در خواب، سخن گفتن غیر معمول در خواب(هذیان گوئی) و افسردگی؛ فقط بخشی از وسواس فکری می توانند باشد.)
انسانی که وسواس فکری دارد معمولا به خود و به همه اطرافیانش سوءظن دارد و همیشه با نگاه غیر سازنده به اطرافیان سخن گفته یا عمل می کند، هرچند ممکن است خلاف آن هم مشاهده شود و رفتارهای حمایت گونه افراطی نیز از برخی افراد دارای وسواس فکری سربزند….
از آنجا که وسواس ریشه در عوامل روحی و روانی دارد؛ این بیماری را در دسته بیماری های روانی قرار می دهند…. که باید توسط پزشک متخصص روانکار ابتدا روانکاوی شده و سپس درمان شود…
عوامل وسواس فکری
وسواس فکری به دو دسته کلان؛ فردی و اجتماعی تقسیم می شود و دارای عوامل مختلفی است از جمله موارد ذیل که به آنها اشاره می شود:
عوامل فردی:
- سرکوب شدن خواستههای نوجوانی و جوانی که تامین نشده،
- سوء استفاده از فرد توسط بزرگان در کودکی(به لحاظ جسمی و جنسی و توانایی)،
- بیماری جسمی مادر زاد درمان نشده،
- تفاوتهای جسمی و جنسی افراد نسبت به هم،
- معلولیت جسمی ناخواسته افراد،
- اختلافات خانوادگی حل نشده و طلاق های تحمیلی ؛
- و …
عوامل اجتماعی:
- نرسیدن به پست و مقام و جایگاه خاص؛
- برتری اقتصادی و جایگاه اجتماعی افرادی که مثل خودمان تصورشان میکنیم،
- ناتوانی اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و جسمی در برآورده شدن برخی خواسته ها و نیازها
- شکستهای اقتصادی و مالی سنگین به لحاظ فردی و اجتماعی
- و….
آنچه گفته شد برخی از عواملی هستند که می توانند موجب بیماری وسواس فکری شوند که عامه در این رابطه می گویند فرد عقدهای شده است.
ضعف فرد یا افراد در برابر حل این معضلات فکری و عدم دریافت پاسخ مناسب برای رفع این مشکل به مرور او را به نوعی بیماری به نام وسواس فکری می کشاند. این بیماری فرد را به افسردگی، هذیان گویی، رفتارهای خشن و افراط گرائی مزمن آشکار و پنهان می کشاند.
این گونه وسواس شخص را وادار می کند برخلاف میل و نظر آنچه در گذشته بوده، اقدام کند، چه در جهت مثبت باشد یعنی حمایت گرانه یا چه در جهت منفی باشد یعنی به خود و دیگران آسیب بزند.
در جامعه برخی رفتارهای فردی و اجتماعی معلول این قضیه است که از عامه مردم امکان بروز آن وجود دارد. به طور مثال اگر فردی در دوران کودکی و نوجوانی دچار برخی محدودیتها گردد یا تصور تحمیل این محدودیتها برای او ایجاد شده باشد؛ احتمال این که آن فرد در بزرگسالی دقیقا ضد این رفتار را از خود نشان دهد؛ بسیار است.
برخی از رفتارهای وسواس فکری در بزرگسالی:
فردی:
- محبت بیش از حد به فرزندان،
- ایجاد فضای فرزند سالاری،
- گرایش یا مخالفت افراطی به جنس مخالف
- عریان نمایی یا پوشش افراطی
- خوردن یا خورانیدن برخی از مواد غذائی
- و …
اجتماعی:
- رفتارهای افراطی به اسم آزادی،
- بیان کلمات و رفتارهای شاذ و غیر عرف حاکم بر اجتماع،
- رفتارهای هیجانی غیر معمول؛
- و …
اینان نمونه برخی از رفتارهایی هستند که زائیده محدودیتهای خاص بر افراد میباشد که در گذشته به افراد یک جامعه تحمیل شده باشد.
درمان وسواس:
دکتر روانکاو یا روانشناس بالینی معمولا با تکیه به دانش خود و طراحی سوالات ویژه بیمار؛ سعی میکند به منظومه فکری بیمار وارد شده و ریشه این بیماری را دریافته و نسخه بهبودی تجویز کند.
نسخهها در شرایط حاد به صورت دارویی و در اکثر مواقع کلامی یا گفتار درمانی هستند. داروهای آرامش بخش و خواب اور و ضد افسردگی و در بدترین آنها انواع روان گردانها در دسته درمان دارویی می گنجند و داروهای کلام درمانی یا حرف درمانی یا همان گفتار درمانی نیز بستگی به حاذقیت پزشک و نوع بیماری ان بیمار، بسیار موثر خواهد بود.
درمان وسواس فکری سنتی:
درمان وسواس فکری به لحاظ سنتی با تکیه به اعمال مذهبی و ایه الَّذِینَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (رعد 28) صورت می گیرد و سعی می شود فرد را به سمت تواناییهای ناشناختهاش سوق دهند …. مثلا فردی خطاطی یا نقاشی یا گلدوزی یا سایر هنرها را اگر داشت با تمرکز بر روی این گونه توانمندیها، تلاش میشود فرد، بیماری یا افسردگیاش را فراموش کرده یا درمان کند.
نتیجه:
آیا امروزه پزشک در حل مشکل افسردگی یا وسواس فکری کمک می کند؟….
امروزه موضوع وسواس فکری به لحاظ گستردگی جوامع و اکثریت انسانها و انبوه مشکلات به یک بیماری عادی ولی حساس تبدیل شده که قادر به تاثیر گذاری بر روند کارکرد مفید افراد در یک جامعه می گردد. لذا بنابه تاکید جامعه پزشکی حتی برای پیشگیری از این بیماری؛ به همه انسانها توصیه میشود حداقل در عمرشان یکبار پیش دکتر روانکاو یا راونشناس بالینی بروند.
البته روانکاوهای اجتماعی خودبهخود جامعه را به این سمت سوق میدهند ولی شرایط متغییر جامعه و کمبود پزشک متخصص و بروز بیماریهای روانی ناشناخته ناشی از حوادث اجتماعی مثل جنگ، بلایای طبیعی و مشکلات کلان اقتصادی و اتفاقات فردی مثل تصادف، طلاق و بیماریهایی چون سرطان و… نشان میدهد ضرورت آن که علم روانکاوی یا روانشناسی نیاز بیشتری به تکمیل و به روز بودن با جامعه امروزی دارد؛ همیشه وجود خواهد داشت.
شهریور 1405

