
چه باید کرد؟
يَـأَايُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ إِن تَنصُرُواْ ٱللَّهَ يَنصُركُم وَيُثَبِّت أَقدَامَكُم (محمد/7)
ای کسانی که ایمان آورده اید، اگر خداوند را یاری کنید؛ خداوند نیز شما را یاری می کند، به شرطی که در این کارتان ثابت قدم باشید.
به نام خدا
برخی از سؤالات مردم در ارتباط با نتیجه تهاجم ناجوانمردانه رژیم صهیونیستی با همکاری آمریکا و چند کشور اروپائی بر ملت بزرگ ایران چیست؟ به خصوص با توجه به در پیش بودن موضوع مکانیسم ماشه که طبق برجام اگر انگلیس و فرانسه به شورای امنیت اعلام بازگشت تمام تحریم های سازمان ملل علیه ایران را داشته باشند چه خواهد بود؟
برخی از نمونه این سؤالات چنین است:
نتیجه جنگ چه شد؟
در آینده چه می شود؟
اکنون چه باید کرد؟
نتیجه این تقابل به کجا می انجامد؟
بازگشت تحریم ها چه مشکلاتی را ایجاد می کند؟
در پاسخ به این سؤالات می توان یک پاسخ کوتاه داد و یک پاسخ بلند:
در پاسخ کوتاه فقط می توان گفت: «قرار نیست اتفاق جدیدی روی دهد و مقاومت را ادامه داد»
اما در پاسخ بلند، باید توضیحات و اعلام دلایل این کار را اضافه کرد.
- موضوع تحریم ایران مسئله تازه ائی نیست. تقریبا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 ملت ایران با فراز و نشیب هایی با تحریم های خارجی دست و پنجه نرم کرده اند و موضوع تحریم همیشه با شدت و ضعف بوده است و لذا احیانا با تصویب مکانیسم ماشه اتفاق جدیدی روی نخواهد داد.
- سیاست های خارجی و نظامی پس از انقلاب اسلامی به خوبی نشان داده است که ایران به خوبی در بدترین شرایط هم توانسته است موضوع تحریم ها و حتی حمله نظامی (دفاع مقدس و… ) را اداره نماید. امروز ایران به لحاظ توانمندی های اقتصادی و نظامی در شرایط پاسخگوئی مطلوبی قرار دارد.
- احیانا با اجرائی شدن مکانیزم ماشه برخی از اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل نیز متحمل خسارت و ضررهایی در این رابطه می شوند که بعید به نظر می رسد اعضائی چون چین و روسیه منافع ملی خود را فدای مکانیسم ماشه کنند. در این رابطه انعقاد قراردادهای اقتصادی 25 ساله ایران با این قدرت ها مؤید این موضوع است که این کشورها به این مسئله توجه داشته اند که حاضر نیستند منافع خود را پای منافع غرب و اروپائیان قربانی کنند. لذا قراردادهای 5 ساله شاید مانع اصلی اجرائی شدن مکانیسم ماشه به صورت کامل شود. بنابراین حتی در صورت تصویب مکانیسم ماشه، این مصوبه عملا به شلیک یک ترقه تنزل می یابد.
- واقعیت امر این است؛ تقریبا از دوسال پیش و از شروع حماسه طوفان القصی قابل پیش بینی بود؛ نخست وزیر رژیم صهیونیستی برای فرار از محاکمه فسادهای مالی اش نیاز به بحران های جنگی دارد تا در پس شرایط بحرانی بتواند چند صباحی به عمر سیاسی خود ادامه دهد( نابود کردن غزه و کشتار بیش از 50 هزار نفر از فلسطینیان اعم از زن و کودک در صف غذا نمونه کوچک آن است… حمله به ایران، حمله به لبنان، حمله به سوریه و کلید زدن تجزیه سوریه… همه یعنی تداوم جنگ و بحران…) و از سوی دیگر رئیس جمهور آمریکا که فردی قدرت دوست است و بیشتر از آنکه تمایل داشته باشد به مشکلات و مفاسد درونی آمریکا بپردازد و آنان را حل فصل کند، عاشق خود نمائی و بالا بردن پرستیژ ظاهری خود است.(حضور وی در مراسم اهدای جام جهانی باشگاه ها به یک تیم انگلیسی و حضور در عکس های شادی تیم قهرمان برخلاف تمامی پروتکل های ورزشی انجام گرفت،( باشگاه چلسی در عکس های منتشره؛ تصویر ترامپ را حذف کرده است)). این تنها یک نمونه از خود شیفتگی ترامپ است.
نکات یاد شده از این ترامپ و نتانیاهو که به لحاظ موقعیت سیاسی دارای قدرت سیاسی و نیروی نظامی هم هستند؛ توانسته از این دو نفر، افرادی سیاسی که فاقد علم وشعور کافی برای اداره امور بین المللی هستند؛ بسازد. اینان برای آنکه بتوانند هر چه بیشتر در صحنه سیاست نمود داشته و اشکارتر شوند دست به هر اقدام احمقانه و نامطلوب می زنند. (نمونه؛ تهاجم نظامی به خاک ایران و حمله به تاسیسات هسته ای ایران بود). بنابراین مردم ایران عملا با دو نفر انسان که با هیچکدام از فاکتورها و اِلمان های سیاسی همخوانی ندارند، روبرو است. این شرایط عملا از اینان دو نفر، انسان هایی غیرقابل پیش بینی ساخته است. همان گونه که ترامپ بارها اظهار داشته و نشان داده است که عاشق تصمیمات دقیقه نود بوده و هست. و نتانیاهو با مسافرت های تکراری خود به واشگتن تاثیر گذاری اش را بر ترامپ نشان داده است.
چه باید کرد؟
اول: با توجه به موارد نکات مطرح شده آنچه کاملا مشخص است اهداف امریکا و اسرائیل در جنگ تحمیلی2 برغم وارد نمودن صدمات به ملت ایران، در عمل محقق نشده است و پاسخ دندان شکنانه ایی هم آمریکا و هم رژیم صهیونیستی دریافت نموده اند و ارائه پیشنهاد آتش بس از سوی آنان دقیقا این مسئله را نشان می دهد. هرچند این آتش بس برای گرفتن نفس و تجهیز دوباره خودشان باشد؛ ولی آتش بس نشان داد دشمنان ایران بعد از قریب هفتاد سال، در مسیر سلطه طلبی خود، به سنگ محکمی به نام ایران برخورد کرده اند.
دوم: ملت ایران بایستی منتظر باشند تا دشمنان مردم به حرکت و اقدامی غیر قابل پیش بینی دست بزنند و اصلا نبایستی در ذهن ایرانیان این موضوع شکل بگیرد که دشمن را می توان از قبل تحلیل نمود… لذا با حفظ آماده باش کامل ایرانیان با همان اتحاد و همبستگی و وفاق ملی که در طی این 12 روز جنگ تحمیلی 2 از خود نشان دادند بایستی همین گونه ادامه داده و خود را برای بدترین شرایط ممکن آماده سازند. ساده لوحانه است اگر تصور کنیم دشمن ذلیل و جنایتکار حاضر خواهد بود با مذاکره وگفتگو و دیپلماسی فریب زیر بار مطالبات بر حق ملت ایران برود. آنان به چیزی جز نابودی ایران از طریق تجزیه، کشتار و تسلیم همه جانبه ملت ایران، راضی نخواهند شد (همه آنچه در عراق، افغانستان، لبنان، لیبی و سوریه شاهد هستیم) و همه این بازی ها که با ماسک مردم دوستی و خیرخواهی است، چیزی جز ریا، دورویی، نفاق و دشمنی با مردم ایران نیست.
نتیجه:
بدترین سناریوهای پیش روی ملت ایران که می توان حدس زد تصویب مکانیسم ماشه و احیانا حمله مجدد نظامی رژیم صهیونیستی و آمریکا به خاک ایران است. این گونه اقدامات در گذشته نه چندان دور یک بار با مقاومت مردم ایران با شکست روبرو شده است بنابر این ملت ایران با حفظ آمادگی های لازم؛ بایستی خود را برای مقابله و مقاومت در برابر بدترین سناریوها آماده نماید و از دشمن جنایتکار نباید انتظار هیچگونه ترحم، دوستی، مروت و کوتاه آمدن داشت. آنچه موجب حیات و استمرار تاریخی ایران در ادوار گذشته و از این تاریخ به بعد می شود فقط مقاومت و ایستادگی همه ملت و مردم ایران در برابر زیاده خواهی دشمنان است.
مجید بهمنی
تابستان 1404
درود.
می بایست درست حرکت کرد با عقلانیت بیشتری حرکت کرد ، از نخبگان” دانشگاهی دل سوز وطن، گرجه ناراضی از حاکمیت” هم بهره برد، ایران کشور مدیران با دانش و دلسوز است، چرا گوشه نشین یا طرد باشند.
موفق باشید.