یازده سپتامبر، آغازی برای نظامیگری
محسن پاکآیین
روند یک جانبهگرایی با محوریت جنگطلبی در آمریکا که از دوره ریاست جمهوری ریگان تقویت و به ریگانیسم معروف شد، با وقوع حادثه انفجار برجهای دو قلو در 11 سپتامبر 2001 به نقطه عطف خود رسید. این حادثه که هنوز درمورد چگونگی وقوع آن حرف و حدیث زیادی وجود دارد، فرصتهای لازم را برای تحقق اهداف جمهوریخواهان نومحافظهکار از جمله تقویت نظامیگری با حمله به کشورهایی همچون افغانستان، عراق و لیبی، به بهانه مبارزه با تروریسم و اشاعه لیبرال دموکراسی، فراهم کرد.
در این ارتباط، توجه به نکات زیر مفید است.
در مورد دست داشتن سرویسهای امنیتی آمریکا و اسرائیل در این حادثه، مطالب زیادی نوشته شده که مهمترین آنها کتاب «دروغ بزرگ» نوشته «تری میسان» نویسنده فرانسوی است که در سال 2001 پرفروشترین کتاب فرانسه شد. در تمام مطالب کتاب این نکته که انفجار برجهای دوقلو، یک بازی طراحی شده برای تحت تأثیر قرار دادن عواطف جامعه بشری و مطالبه آنها برای مبارزه با تروریسم، به منظور رونق گرفتن کمپانیهای بزرگ تسلیحاتی بوده، مشترک است. این کمپانیها که در دوره ریاست جمهوری دموکراتها و عدم وقوع جنگهای طولانی، از رونق افتاده بودند بعد از حادثه 11 سپتامبر و وقوع جنگهای خانمانسوز در افغانستان و عراق، رونق گرفته و سودآور شدند. شرکتهای تسلیحاتی خصوصی آمریکا توانستند با امضای قرارداد با پنتاگون یک درآمد ۴.۴ تریلیون دلاری به دست آورند. البته هیات حاکمه و مدیران نهادهای ارتباط جمعی آمریکا، به طرز ماهرانهای فرایند اطلاعرسانی پیرامون حادثه را به دلخواه خود هدایت کردند.
سخنان بوش پسر، در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با «کوی زومی» نخستوزیر وقت ژاپن، اشارهای به «فرصتسازی حادثه 11 سپتامبر» دارد؛ او در این مصاحبه میگوید: «تاریخ یک فرصت استثنایی به ما داده است تا برای آزادی و دموکراسی بجنگیم. ما این فرصت را به چنگ آوردهایم وعمل خواهیم کرد.» گزارشها نشان میدهد ۵۳ درصد از مردم بر این باور بودند که دولت تمام حقیقت را نگفته است و ۲۸ درصد هم نتایج تحقیق را دروغ میشمردند. ادعای لیندون لاروش کاندیدای اسبق ریاست جمهوری آمریکا، نیز احتمال دست داشتن عوامل امنیتی آمریکا در این حادثه را تقویت کرد. لاروش اظهار کرد: «واقعه سپتامبر به هیچ عنوان نمیتواند کار یک گروه و یا سازمان خارجی باشد، زیرا باتوجه به نحوه کارکرد سیستمهای امنیتی، آن حوادث تنها توسط گروهی در سازمانهای امنیتی داخل آمریکا و آن هم در سطح بالای مقامات امنیتی امکانپذیر است.»
مساله یازده سپتامبر یک بهانه عوامفریبانه برای حمله آمریکا به افغانستان و عراق و متهم کردن مسلمانان به حمایت از تروریسم بود. آمریکا به بهانه مقابله با گروه تروریستی طالبان به افغانستان حمله و آن کشور را اشغال کرد و پس از 20 سال و صرف هزینههای گزاف و جان باختن و آوارگی هزاران کودک و زن و مرد غیرنظامی، در حالی خاک کابل را ترک کرد که طالبان قدرت را به دست گرفته بود.
و اما اقدامات جنایتکارانه آمریکا علیه افراد و اماکن غیرنظامی در ادامه جنایت این کشور در افغانستان و عراق تاکنون ادامه یافته و تفکر لیبرال دموکراسی و شعارهای آزادیطلبی آمریکا را با چالش جدی مواجه کرده است. امروز و در دوره ترامپ، بر اساس همین تفکر پوسیده و برای حفظ قدرت، آمریکا به مدرسه شجره طیبه میناب، اماکن غیرنظامی در قشم و سیریک و لامرد و مراسم عروسی در شهر کوهستک، حمله میکند، کودکان و زنان را به شهادت رسانده و اماکن غیرنظامی را ویران مینماید. در این مقطع، لازم است پرونده واقعه یازده سپتامبر دوباره بازخوانی شود و کشورهای متمایل به چندجانبه گرایی را برای تقویت بازدارندگی دفاعی خود به یک جمعبندی مشترک برساند.
دیپلمات پیشین

