دوراهی ترامپ، وضعیت موجود و راهبرد ایران
✍️حسین عکافان
مقدمه
وضعیت کنونی میان ایران و آمریکا در نقطهای قرار دارد که میتوان آن را «وقفه تاکتیکی پیش از تصمیم» نامید. ترامپ در دوراهی «شلیک ماشه» و «فرسایش تدریجی» گرفتار شده است. از یک سو، دادههای میدانی نشان میدهد ارتش آمریکا با کمبود جدی مهمات رهگیر مواجه است و توان بازدارندگی خود را در برابر پاسخهای ایران از دست داده است. از سوی دیگر، ترامپ برای «قهرمانسازی» سیاسی در داخل آمریکا نیاز به یک پیروزی نمایشی دارد، اما هرگونه عملیات خطرناک میتواند به شکستی فاجعهبارتر از قبل منجر شود. این یادداشت با تکیه بر دادههای موجود، شرایط فعلی، فرصتها، تهدیدات و راهکارهای پیشنهادی را بررسی میکند.
شرایط فعلی جنگ:
فرسایش ماشهچی
وضعیت موشکی و پدافندی آمریکا در وضعیت بحرانی است. بر اساس گزارشها، ذخایر موشکهای رهگیر THAAD آمریکا از ۴۵۲ فروند پیش از جنگ به کمتر از ۲۷۸ فروند کاهش یافته و موشکهای پاتریوت از حدود ۲۳۰۰ فروند به کمتر از ۸۲۷ فروند رسیده است . این بدان معناست که آمریکا در صورت یک درگیری گسترده، توان مقابله با موجهای متوالی موشکی ایران را نخواهد داشت. کمبود مهمات نه فقط در سطح رهگیرها، بلکه در مورد جنگندههای F-35 نیز وجود دارد؛ نرخ آمادهبهکار بودن این جنگندهها از ۶۷ درصد در سال ۲۰۲۱ به ۴۴ درصد در سال ۲۰۲۵ کاهش یافته و نرخ آمادگی کامل مأموریت از ۳۸ به ۲۵ درصد سقوط کرده است . این ارقام نشان میدهد آمریکا حتی در حفاظت از پایگاههای خود در منطقه نیز با مشکل جدی مواجه است.
ترامپ در داخل آمریکا در وضعیت دفاعی قرار گرفته است. نظرسنجیها نشان میدهد محبوبیت او به ۳۲ درصد رسیده و ۶۰.۴ درصد آمریکاییها با او مخالف هستند . تنها ۳۴ درصد از آمریکاییها از حمله به ایران حمایت میکنند و ۸۲ درصد معتقدند این جنگ طولانی خواهد شد . افزایش قیمت بنزین و گازوئیل بهطور مستقیم بر زندگی مردم تأثیر گذاشته و حتی پایگاه رأیدهندگان جمهوریخواه و کشاورزان را نیز متزلزل کرده است . انتخابات میاندورهای نوامبر ۲۰۲۶ در پیش است و شکست جمهوریخواهان در مجلس نمایندگان تقریباً قطعی به نظر میرسد؛ برخی تحلیلگران از «جریان معکوس سرخ» صحبت میکنند؛ یعنی رأیدهندگان نه به دلیل علاقه به دموکراتها، بلکه به دلیل نفرت از ترامپ به سمت دموکراتها میروند .
ایران از بازدارندگی به تهاجم گذر کرده است. فرماندهان ایرانی تأکید کردهاند که جنگ در «مرحله حساس و سرنوشتساز» قرار دارد و ایران هیچ شرایطی را که در آن نتواند تجارت کند در حالی که قدرتهای خارجی از تنگه هرمز استفاده میکنند، نخواهد پذیرفت . سپاه پاسداران اعلام کرده که آمریکا با وجود داشتن بزرگترین نیروی دریایی جهان، نتوانست تنگه هرمز را حتی برای چند ساعت باز نگه دارد. ایران همچنین اعلام کرده که منطقهای محدود در خارج از تنگه هرمز ایجاد خواهد کرد و کشتیهایی که بدون هماهنگی وارد شوند، تحریم خواهند شد .
فرصتها:
نقاط ضعف ساختاری دشمن
۱. بحران مهمات به عنوان اهرم فشار. کمبود موشکهای رهگیر آمریکا یک واقعیت عملیاتی است که ترامپ را در تصمیمگیری برای حمله محدود میکند. اگر ایران بتواند این موضوع را در محاسبات خود لحاظ کند، میتواند با افزایش فشار موشکی، هزینه هرگونه ماجراجویی نظامی را برای آمریکا غیرقابل قبول کند.
۲. انزوای سیاسی ترامپ در داخل. انتخابات میاندورهای و کاهش محبوبیت ترامپ، پنجرهای برای ایران ایجاد میکند تا از طریق عملیات روانی و دیپلماسی عمومی، فشار را بر کاخ سفید افزایش دهد. ترامپ به دنبال «قهرمانسازی» است، اما هرگونه شکست نظامی میتواند به فروپاشی سیاسی او منجر شود.
۳. اعتراف ناتو به مشارکت در جنگ. دبیرکل ناتو اعتراف کرده که ۵۰۰۰ پرواز از اروپا در جنگ علیه ایران انجام شده است . این اعتراف، مشروعیت هدف قرار دادن پایگاههای اروپایی را برای ایران ایجاد میکند و اروپا را از موضع «بیطرفی» به موضع «متخاصم» تنزل میدهد.
۴. کنترل تنگه هرمز به عنوان کارت برنده.
ایران با بستن تنگه هرمز و ایجاد مکانیزم عبور تحت مدیریت خود، اهرم اقتصادی قدرتمندی در اختیار دارد .این موضوع نه تنها بر بازار انرژی جهانی تأثیر میگذارد، بلکه کشورهای منطقه را نیز به سمت محاسبه مجدد منافع خود سوق میدهد.
تهدیدات:
نقاط آسیبپذیر ما
۱. خطر غافلگیری امنیتی در داخل. جدیترین تهدید، انجام عملیاتی در داخل ایران است که ماهیت«غافلگیری امنیتی» داشته باشد؛ از جنس عملیات پیجر در لبنان. اسرائیل سرمایهگذاری قابل توجهی روی این موضوع کرده است و اگر احساس کند در داخل ایران یک قدم پیش رفته، ده قدم به جنگ نزدیکتر خواهد شد.
۲. فشار اقتصادی از طریق همسایگان. برخی کشورهای همسایه، همکاری با آمریکا در پروژه فشار اقتصادی دارند که موقت است.
۳. تهدید حمله به تأسیسات هستهای. آمریکاییها ممکن است تلاش کنند به تونلهای صالحین در نطنز یا کوه کلنگ ضربه بزنند. هرچند خودشان میدانند کوه کلنگ بخش اصلی برنامه هستهای ایران نیست، اما هدفشان انجام یک «عملیات نمایشی» برای مصرف داخلی است. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، بهترین فرصت برای ایران است که از NPT خارج شود و درباره دکترین هستهای خود بازاندیشی کند.
۴. توسعه جغرافیای جنگ به اروپا.
با اعتراف ناتو به مشارکت در جنگ، پایگاههایی مانند رامشتاین در آلمان به اهداف مشروع ایران تبدیل میشوند. این موضوع میتواند درگیری را به جغرافیای جدیدی گسترش دهد که ایران باید برای آن آماده باشد.
راهکارهای ما:
راهبرد «تهاجم بازدارنده»
راهکار اول:
تثبیت کنترل تنگه هرمز به عنوان ابزار چانهزنی دائمی.
ایران باید مکانیزم عبور تحت مدیریت خود را نهایی کند و از آن به عنوان اهرم فشار برای رسیدن به شرایط هفتگانه خود استفاده کند. باز کردن تنگه تنها در ازای پایان محاصره دریایی و آزادسازی داراییهای بلوکهشده باید در دستور کار باشد.
راهکار دوم:
پاسخ متقارن به هرگونه حمله. اگر آمریکا به کوه کلنگ یا نطنز حمله کند، پاسخ ایران باید متناسب و در جغرافیای مناسب باشد. هدف قرار دادن پایگاههای آمریکایی در منطقه، توقف صادرات نفت از تنگه برای همه، و خروج از NPT از گزینههای قابل بررسی است.
راهکار سوم:
فعالسازی جبهه داخلی برای مقابله با غافلگیری امنیتی.
مهمترین مسئله، هوشیاری جامعه در برابر تحرکات امنیتی دشمن است. مردم اگر به چیزی مشکوک شدند باید دستگاه امنیتی را در جریان بگذارند. اگر دشمن احساس کند در داخل نمیتواند کاری مثل 18و 19دی انجام دهد، حتی اگر ضربهای بزند و در بیابان کاری کرده و پاسخ ایران ده برابر بزرگتر خواهد بود.
راهکار چهارم:
استفاده از دیپلماسی منطقهای برای خنثیسازی فشار همسایگان. ایران باید با کشورهای خلیج فارس تأکید کند که در صورت عدم همراهی با آمریکا و رژیم صهیونی، خصومتی با آنها ندارد و و در این صورت پاسخهایش فقط متوجه پایگاههای آمریکایی است. همزمان، گروههای مقاومت در عراق و یمن، باید نسبت به هرگونه همکاری با آمریکا در فشار اقتصادی به ایران واکنش نشان دهند.
تاکتیکهای ما و نظام سلطه
تاکتیکهای ما:
- عملیات موشکی و پهپادی با دقت بالا برای فرسایش توان پدافندی دشمن
- کنترل تنگه هرمز با مکانیزم عبور گزینشی (فقط کشتیهای کشورهای همکار)
- عملیات روانی هدفمند برای تشدید شکاف سیاسی در آمریکا
- آمادهسازی افکار عمومی داخلی برای سناریوهای مختلف (خروج از NPT، توسعه جغرافیای جنگ)
- استفاده از خطوط تولید بیپایان موشک و پهپاد برای فرسایش ذخایر دشمن
تاکتیکهای نظام سلطه:
- عملیات روانی و رسانهای برای القای بنبست
- فشار اقتصادی از طریق همسایگان برای ایجاد نارضایتی داخلی
- جوسازی درباره حمله به کوه کلنگ برای مصرف داخلی
- تلاش برای غافلگیری امنیتی در داخل ایران (به سبک 18 و 19 دی و پیجر و…)
- ائتلافسازی با اروپا و کشورهای منطقه برای مشروعیتبخشی به تجاوز
پیشنهادات
۱. برای تصمیمگیران نظامی:
آمادهسازی سناریوهای پاسخ متناسب برای هر نوع حمله. اگر آمریکا به تأسیسات هستهای حمله کرد، پاسخ باید در همان سطح یا بالاتر باشد. خروج از NPT باید به عنوان گزینه روی میز باشد.
۲. برای دستگاه دیپلماسی:
تمرکز بر شکاف بین آمریکا و اروپا. اعتراف ناتو به مشارکت در جنگ، فرصتی برای ایران است تا اروپا را در قبال نقش خود پاسخگو کند و شکاف فراآتلانتیک را عمیقتر کند .
۳. برای نهادهای امنیتی:
تقویت هوشیاری عمومی در برابر تهدیدات امنیتی. کمپینهای آگاهیبخشی برای شناسایی تحرکات مشکوک به خصوص در تجمعات شبانه. تأکید بر اینکه «امنیت داخلی، خط مقدم جنگ است».
۴. برای مدیریت اقتصادی:
آمادهسازی برای سناریوی تشدید تحریمها. تقویت روابط تجاری با چین، ترکیه و کشورهای همسایه که حاضر به همکاری کامل با آمریکا نیستند. تسهیل تجارت از مسیرهای جایگزین.
۵. برای رسانهها:
مدیریت فضای روانی. قطع پروازها یا تحریمهای نمایشی نباید به بحران روانی تبدیل شود. تأکید بر اینکه «اگر نفت ما صادر نشود، نفت دیگران هم صادر نخواهد شد» یک واقعیت عملیاتی است، نه تهدید توخالی.
نتیجه:
ترامپ در دوراهی خطرناکی قرار گرفته است. «شلیک ماشه» با توجه به کمبود مهمات و فروپاشی سیاسی داخلی، میتواند به پایان کار او منجر شود. «فرسایش» نیز با توجه به توان بیپایان موشکی ایران و کنترل تنگه هرمز، فقط هزینهها را افزایش میدهد بدون آنکه نتیجهای داشته باشد. ایران با راهبرد«تهاجم بازدارنده» و تمرکز بر امنیت داخلی، میتواند این دور از تقابل را نیز از دشمن ببرد و به یک بازدارندگی راهبردی پایدار دست یابد.
کارشناس سیاسی

