صفحه اصلی > سیاسی : صبحِ پیروزی؛ ایرانِ متحد، فاتحِ میدانِ جنگ شناختی
صبحِ پیروزی؛ ایرانِ متحد، فاتحِ میدانِ جنگ شناختی

صبحِ پیروزی؛ ایرانِ متحد، فاتحِ میدانِ جنگ شناختی

«صبحِ پیروزی؛ ایرانِ متحد، فاتحِ میدانِ جنگ شناختی»

در روزگاری که اف‑۳۵ها و موشک‌ها، دیگر ادواتِ کهنهٔ یک جنگِ تمام‌عیارند، نظام سلطه سلاحی نوین برکشیده است؛ سلاحی که نه خاک، که ذهن را نشانه می‌رود و نه شهرها، که اراده‌ها را.

ترامپ و نتانیاهو، این بار در اتاق‌های جنگِ رسانه‌ای خود، نقشهٔ «برهم‌زدنِ الگوریتمِ همدلی» را می‌کشند؛ نقشی که در آن، به‌جای «جنگ و تفاهم»، چرخهٔ مهلکِ «جنگ و اختلافِ داخلی» را طراحی کرده‌اند تا از دلِ آن، یک دوصداییِ مصنوعی و یک گسستِ اجتماعی متولّد شود*.

 امّا آنها در محاسباتِ خود یک نقطهٔ کورِ راهبردی دارند و آن، «حافظهٔ تاریخی» و «عقلانیتِ جمعی» ملّتی است که دفاعِ مقدّس را پشتِ سر گذاشته است.

جنگِ شناختی، به تعریفِ دقیق، تلاشی نظام‌مند برای «تغییرِ ادراک» و «دستکاریِ اراده» است.

 دشمن با امپراتوریِ خبریِ خود، از الگوریتم‌های قطبی‌ساز تا برجسته‌سازیِ اظهاراتِ شاذِّ برخی سرانِ سابق، به‌دنبالِ القایِ فضایِ «یأسِ قریب‌الوقوع» و «شکافِ قومی‑سیاسی» است*.

هفت جبهه‌ای که در جنگِ اخیر گشود، از موشک تا دیپلماسی، همگی با یک هدفِ کلان طراحی شده بودند: «کاهشِ آستانهٔ تحمّلِ ملّت». امّا شکستِ متوالیِ او در جبهه‌های نظامی، او را به‌سویِ خطِّ مقدمِ جدیدی کشانده است که «معیشت» و «رسانه» نام دارد؛ جایی که با تغییرِ قیمتِ کالاها و بازتولیدِ وقایعِ سال ۱۴۰۱، به‌دنبالِ تکرارِ سناریویِ «ناآرامیِ رنگی» است.

امّا هشدارِ راهبردیِ این مقطع، در «آسیب‌پذیریِ شناختیِ ما از درون» نهفته است. دشمن به‌خوبی می‌داند که وحدتِ ملّی، «سپرِ نامرئی» ماست؛ ازاین‌رو، تمامِ توانِ خود را بر «تولیدِ محتوایِ پراکنده‌ساز» و «الگوریتمِ اختلاف» متمرکز کرده است.

در این میان، اظهاراتِ دوقطبی‌سازِ برخی چهره‌های سیاسی، هرچند با انگیزه‌ای شخصی، تبدیل به «گلولهٔ گرمِ رسانه‌ای» در دستانِ رسانه‌های معاند می‌شود. این، نقطهٔ هشداری است که می‌گوید: «ما در جنگِ شناختی، حتی از سخنِ نسنجیدهٔ خودی نیز آسیب می‌بینیم.»

راهکارِ مقابله، امّا نه در انفعال، که در «مدیریتِ تهاجمیِ روایت» است. راهِ برون‌رفت،

 «احیایِ بازدارندگیِ شناختی» مبتنی بر سه محور است:

نخست، «سوادِ رسانه‌ایِ همگانی»؛ به این معنا که هر ایرانی، یک «سربازِ روایت» باشد و الگوریتم‌های قطبی‌ساز را تشخیص دهد. دوم، «تقویتِ گفتمانِ وفاق»؛ تبدیلِ هر دستاوردِ دفاعی به جشنِ ملّی و هر پیروزیِ میدان به سرمایهٔ اجتماعی. سوم، «شفافیتِ هوشمندانه»؛ یعنی روایتِ صادقانه از مشکلاتِ اقتصادی، همراه با نمایشِ توانِ ملّی برای حلِّ آنها.

ما امروز بیش از هر زمانِ دیگری به «نگاهِ غیرخطّی و غیرجناحی» به جنگ نیاز داریم؛ جنگی که در آن، موشک و مذاکره، اقتصاد و امنیّتِ روانی، در هم تنیده‌اند. آینده از آنِ کسی است که روایت را بسازد؛ و روایتِ ما، «امیدِ مبتنی بر واقعیت» است. امیدی که نه با شعار، که با «ارادهٔ ملّی» گره خورده و نه با خیال، که با «تدبیرِ میدانی» هموار می‌شود.

ایرانِ امروز، با تجربهٔ گرانبهایِ جنگِ تحمیلی و درکِ عمیق از ضعفِ راهبردیِ دشمن، در آستانهٔ طراحیِ یک راهبردِ تهاجمیِ شناختی است. دشمن خیال می‌کند با تغییرِ الگوریتم‌ها می‌تواند ما را از مسیرِ قُلّه دور کند؛ امّا غافل از اینکه «وحدتِ ما»، پیچیده‌ترین الگوریتمی است که او هرگز قادر به شکستنِ آن نخواهد بود. ما، ملّتِ قاسمِ سلیمانی‌ها و مینابی‌هایِ شهید، از دلِ این طوفانِ شناختی، نه تنها عبور خواهیم کرد، که با دستانِ به‌هم‌پیوسته، طلوعِ یک افقِ تازه را رقم خواهیم زد؛ افقی که در آن، «ایرانِ متّحد» فاتحِ نهاییِ میدانِ شناخت است.

✍️ حسین عکافان

مقالات مرتبط

تنگه‌ی هرمز؛ گلوگاهِ اراده یا میدانِ تسلیم؟

«تنگه‌ی هرمز؛ گلوگاهِ اراده یا میدانِ تسلیم؟» تنگه‌ی هرمز، امروز به نمادِ…

3 شهریور 1405

جنگ اقتصاد؛ حماقتی که دامنِ خود نظام سلطه را گرفت

« جنگ اقتصاد؛ حماقتی که دامنِ خود نظام سلطه را گرفت» دشمنِ…

3 شهریور 1405

طلوعی دیگر؛ پایانِ اسطوره‌ی آمریکای مغرور

«طلوعی دیگر؛ پایانِ اسطوره‌ی آمریکای مغرور»   اینجا ایران است؛ سرزمینی که…

3 شهریور 1405

دیدگاهتان را بنویسید