تحلیل ایرانی
بررسی و تحلیل
مرور برچسب

سعدی

از عقوبتش، ترسان

از عقوبتش، ترسان...!🌜 🖊حکایت بیست و نهم از باب اول گلستان سعدی...؛ درباره ترس از خدا...!🖊 📚یکی از وزرا...، پیشِ ذوالنّون مصری رفت و همّت خواست که...؛ روز و شب به خدمتِ سلطان مشغولم و به خیرش، امیدوار و از عقوبتش، ترسان...!…

🌛سایه پرورده…!🌜

🖊البته‌ حیثِ ضعیف بودن در این سخنِ حکیمانه شیخ اجلّ...، که "ضعیف" را با "سایه پرورده" برابر نموده‌، کمی کنایه آمیز و ملامت گونه است...!

عیبِ نهانی

🖊وجودِ عیوبِ ریز و درشت در میانِ فرزندانِ آدم...، چه خواسته باشد و چه ناخواسته...، به میزانی فراگیر است که از دلِ آن، ضرب المثلِ مشهورِ "گُلِ بی عیب خداست" بیرون آمده است...!

رحمت نیاوردند

🖊حکایت بیست و هفتم از باب سوم گلستان سعدی...؛ درباره بی رحمیِ مردم روزگار...!🖊             🍀قسمت هشتم🍀

نتوان رفت به زور

🖊آنچه گذشت...! مخالفتِ پدر، بی اثر بود و پسر به رغم اینکه آهی در بساط نداشت...، به اتکایِ زورِ بازو، راهی سفر شد...! 🖊ادامه ماجرا...! اولین تحقیر پسر در مسیر...، در کنار رودخانه یا دریا اتفاق افتاد؛ چون پولی برای سوار شدن به قایق…

درباره دلایلِ عزّت در غربت…

⬅️ پدر با تصمیم پسر برای مسافرت مخالفت نمود و پسر...، برای رضایتِ او، فواید سفر را مطرح کرد؛ که پدر ضمن پذیرش آن...، این فوائد را مخصوص ۵ گروه اجتماعی از جمله تجّار دانست...! 🖊ادامه ماجرا...؛

دولت…، نه به کوشیدن است

🖊موضوعِ داستان...، جوان مُشت زنِ تنومندی است که برای رهائی از تنگی معیشت، به رغم مخالفت پدر، ترکِ دیار می کند و در این مسیر با مسائل مختلفی روبرو می گردد...!