برچسب: عشق

عشق در غزلیات حافظ

⚘️عاشق در دیوان حافظ . ۳۳⚘️ 🌿️ساقیا…! جامِ دمادم دِه…، که در سِیرِ طریق…!

در این بیت، برقراریِ معادله‌ میانِ “عاشق وَش” و “هر که جز او”…، رهروانِ طریق را با دو شخصیتِ متفاوت معرفی نموده است…؛ یعنی این‌که…؛ وضعیتِ سالکانِ سیرِ طریق، از دو حال خارج نیست، یا اهلِ وفاق اند و یا در زمره‌ی نفاق…!

1 خرداد 1404 0 دیدگاه
عشق در غزلیات حافظ

عاشق در دیوان حافظ . ۳۴

سرسبزیِ دوباره‌ی شاخه‌هایِ خشکِ درختان و شکفتنِ مکررِ گل‌ها در گلستان، پس از زمستان…، حاصلِ گذشتِ روزگاران و مهیّا شدنِ شرایطِ مناسب در بهاران است…؛ که این اتّفاقِ مُجرّب، دست‌مایه‌ی بسیار خوبی است برای تزریقِ امیدواری به عاشق، برای رسیدنِ به وصال…!

پادکست

پادکست-2 چرا آمریکائی ها عاشق اسرائیل هستند؟

«از زمان جنگ اکتبر [بین اعراب و اسرائیل] در سال ۱۹۷۳ آمریکا همواره سطحی از حمایت را برای اسرائیل فراهم کرده که در نتیجه، از میزان کمک‌های ایالات متحد به سایر کشورها کاسته شده است. اسرائیل از سال ۱۹۷۶ تا کنون همواره بزرگ‌ترین دریافت‌کننده‌ی این کمک‌ها از زمان جنگ جهانی دوم بوده است.

30 شهریور 1403 0 دیدگاه
عشق در غزلیات حافظ

عشق در دیوان حافظ . ۱۹۲

🖊عشق…، به محضِ اینکه دامن‌گیرِ عاشق شود…، او را دچارِ تپشِ قلب و بی قراری می کند…، و عاشق…، اگر دچارِ چنین حالی نباشد…، عاشق نیست…!

29 شهریور 1403 0 دیدگاه
شرحی بر غزلیات حافظ

بُتِ ساقی

“بُتِ ساقی”…؛ که در این بیت، “عاشقِ مخمور و مهجور” سراغ او را می‌گیرد…؛ ترکیبِ غریبی…، فراهم آمده از دو کلمه‌ی بُت و ساقی است…؛ ترکیبی که در مجموعه‌ی غزلیات حافظ، تنها یک بار و فقط در همین بیت مورد استفاده قرار گرفته…؛ و در معنا و مفهومِ آن نیز، مطلب خاصی بیان نشده است…!

16 فروردین 1403 0 دیدگاه
تفسیری غزل از حافظ

مال و جاه

حافظ اَر بر صدر ننشیند…، ز عالی‌ مشربی است…! عاشقِ دُردی‌کِش…، اَندر بندِ مال و جاه نیست

12 بهمن 1402 0 دیدگاه
حافظ و غزلیات عاشقانه

‌بکوش خواجه و از عشق بی‌ نصیب مباش

“نصیب” را “بهره”…؛ و به طور خاص، “بهره وافر از امورِ مفید و سودمند” معنی کرده اند…! اینکه بهره گیری از عشق، نیازمند “کوشش” است یا نیازی به تلاش ندارد…، مطلبی محلّ بحث و گفتگوست، چرا که خودِ لسان الغیب در بیتی به ظاهر دوگانه، می گوید…؛

تفسیری غزل از حافظ

طفیل هستیِ عشقند…، آدمی و پَری…!

“طُفیل” در ادبیاتِ امروزی، دارایِ معانیِ منفیِ متعددی است مانند…؛ اَنگل و سربار و…؛ که این معانی، با آنچه موردِ نظر حافظ است، سنخیت ندارد…!

24 مرداد 1402 0 دیدگاه
غزل 332

فرو رفت از غمِ عشقت دَمَم، دَم می‌دهی تا کِی

دَمار…، هر معنائی که داشته باشد،  چندان مهم نیست…، زیرا زمانی که برآورده شود…، دیگر طاقتی برای انسان باقی نمی مانَد و طاق می گردد…!

تفسیری غزل از حافظ

   آخرین عشق

“نور” یعنی…؛ روشنائی…؛ برطرف‌ کننده‌ی تاریکی…؛ مخالفِ ظلمت…!

5 اردیبهشت 1402 0 دیدگاه