تحلیل ایرانی
بررسی و تحلیل
مرور برچسب

سعدی

🌛تأدیبِ دنیا…، تعذیبِ عُقبی…!🌜

این سخنِ حکیمانه، درباره تفاوتِ گرفتاری و عذابِ انسان و ماهیتِ آن، در این دنیا و آن دنیاست...! 📚✍️وقتی سخن از "تأدیب" است و استناد به "عَذَابِ الْأَدْنَىٰ" قرآن...، منظور مجازات‌های خفیفِ دنیویِ فردی و عمومی است، که با هدفِ بیدار کردن و…

🌛سنگ خُرده…!🌜

اندک اندک...، خیلی شود...؛ و قطره قطره...، سِیلی گردد...؛ یعنی...؛ آنان که دستِ قُوّت ندارند...، سنگ خُرده نگه دارند...، تا به وقتِ فرصت...، دمار از دِماغِ ظالم برآرند...!

تهیدستان را، دستِ دلیری بسته است…!

پدر، به دیدار او شادمانی کرد و بر سلامتِ حالش شکر گفت! شبانگه، زآنچه بر سرِ او گذشته بود؛ از حالتِ کِشتی و جورِ ملّاح و روستائیان بر سرِ چاه و غَدَر کاروانیان، با پدر می‌گفت! پدر گفت؛ ای پسر...! نگفتمت هنگام رفتن، که تهیدستان را، دستِ…

لا وَالله…! بَدرقه بُرد…!🌜

جوان را...، آتشِ معده بالا گرفته بود و عنانِ طاقت از دست رفته؛ لقمه ای چند از سرِ اشتها تناول کرد و دَمی چند آب در سَرش آشامید، تا دیوِ درونش بیارمید...، و بخفت! پیرمردی جهاندیده در آن میان بود، گفت؛ ای یاران...! من از این بدرقه ی شما…

از عقوبتش، ترسان

از عقوبتش، ترسان...!🌜 🖊حکایت بیست و نهم از باب اول گلستان سعدی...؛ درباره ترس از خدا...!🖊 📚یکی از وزرا...، پیشِ ذوالنّون مصری رفت و همّت خواست که...؛ روز و شب به خدمتِ سلطان مشغولم و به خیرش، امیدوار و از عقوبتش، ترسان...!…