آقا،خانم همسرتان خائن نیست!!!
مجید بهمنی
به نام خدا
نمونهای از غُرغُر
مدتی فکرهای عجیب و قریب ذهنم را مشغول کرده و همش تصور می کنم بهم سرد شده ، شوهرم دیگه اون آدم اول نیست
مثل دوره نامزدی مرا بیرون نمی بره ، همش تو خونه هستم و کارم شده بشور بپز و سرو کله زدن با بچهها، نکنه از لباسم خوشش نمیاد، یا بوی بدی میدهم باید عطرم را عوض کنم، شاید هم چون هر روز سر یک چیز بیخودی باهاش بحث می کنم از من دلخوره…
نکنه پای یکی دیگه وسط ؟ شاید هم بوی خیانت میاد…
همش طرفدار خواهر و مادرش هست … یک بار نشد به من بگه تو درست میگی … نه خریدی و نه بازاری، نه مسافرتی … انگار کلفت اورده ؛ خدا شانس بده … اختر رو نیگاه کن دو روز نیست ازدواج کرده آقاش سر تا پاش و طلا کرده …
اقا تازه از من بچه دیگه هم میخواهد … انگار منو اسیری آورده … بابا من زنتم؛ دوست دارم برم خرید، همیشه کیفم پر پول باشه، آرایش کنم و لباس بخرم، مسافرت برم، گردش کنم …. مگه من شدم کلفت دربست آقا!!!
صبح پاشو صبحانه درست کن و چایی بزار چون آقا می خواهد بره سر کار … عصر هم خسته و کوفته میاد خونه و هیچی پول نیاورده و بهانه می آره که اوضاع بازار خرابه … آخرش هم مثل یک تکه گوشت میفته رو مبل انتطار داره براش چایی بیارم …
آخه این شد زندگی؟ والله به خدا….
این ها نمونه هایی از غُرغُرهای زنانه است که تقریبا برخی از زنان به صورت مکرر و مرتب در خلوت و جلوت به زبان میآورند و معمولاً شوهرشان را با این کلمات بدرقه کرده و شوهرشان مغموم و احیانا دلشکسته به بازار کار وارد میفرستند …
اما آیا واقعا مردها چرا چنین هستند؟
🔹آیا همسر زن واقعا فردی بی فکر است؟
🔹آیا مردها فکر می کنند زنان بیانصاف هستند؟
🔹آیا مردان قدر زندگیشان را نمیداند؟
🔹آیا او برای پول در آوردن حلال؛ زحمت نمیکشد؟
🔹آیا وقتی از خانه بیرون میرود؛ دلش می خواهد برنگردد؟
🔹آیا مرد به فکر خیانت است؟
🔹آیا مرد زندگی و زنش را دوست ندارد؟
این سوالات هم معمولا گریبانگیر مردان می شود که باید از آنان پرسید…
خبر خوش
خبر خوش این است که پاسخ به همه سوالات عمدتا و معمولاً چه از طرف خانم باشد و چه از طرف آقا …جوابش منفی است .
این همان پاسخ امیدوارانهای است که باید شریک زندگی به خودش بدهد…
او باید رفع اشکال را در جای دیگری بیابد و اول از خودش شروع کند…
تجربه زندگی روزمره و تمدن جوامع بشری نشان داده است که تصورات غلط همیشه می تواند بنیان زندگیهای مشترک را به راحتی درهم بکوبد.
♦️اولین چیزی که باید طرفین در خود ایجاد کنند؛ دور نمودن هر فکر و اندیشهای که قادر است قطار زندگی را از ریل خودش خارج کند، می باشد…
♦️دومین مرحله ساختن فضای مطلوب و دلخواه فرد مشترک زندگیتان است … هر مرد و زن باید تلاش کنند تا جایی که میتوانند این فضا را درست کنند. درست کردن این فضا همیشه با پول و بریز و بپاش همراه نیست … یک سلام بلند، یک لبخند مهربانانه، یک استقبال یا بدرقه، خرید یک شاخه گل، داشتن آمار کمبودهای جاری زندگی، حداقل قدم زدن با شریک زندگی در پارک و بوستان و اصلیترین موضوع توجه به موقع به نکات خاص که مورد نظر شریک زندگیتان است … اینان فقط بخشی از یک اقدام ساده برای ایجاده یک زندگی شاد و معمولی است.
♦️سومین مرحله چشم پوشی و گذشت از عیوب و ایرادات و یا موضوعاتی که موجب دلتنگی شما می شود…
- پذیرش اینکه کار خانه اگر به سنگینی کار بیرون خانه نیست ولی کمتر هم نمی تواند باشد،
- پذیرش اینکه ممکن است در بیرون خانه اتفاقاتی بیفتد(مثل: گرانی، اخراج، بدقولی کارفرما یا پیمان کار، تصادف، صانحه، ناتوانی در انجام کار، …) که در رفتار شریک زندگی در خانه تاثیر منفی بگإارد.
- پذیرش اینکه منابع مالی زندگی هر چقدر هم باشد بلاخره محدود است. انتظاراتمان را به سطح درآمد واقعی خانواده تنظیم کنیم.
- پذیرش اینکه ظرفیت افراد و شریک زندگی در شنیدن و تحمل مشکلات نیز حد و حدودی دارد باید به این ظرفیتها احترام گذاشت و به او کمک کرد تا از پس مشکلات بر آید؛ نه نمکی شویم بر زخم آن مشکل…
- پذیرش اینکه خانواده زن و مرد نیز خواه ناخواه جزوی از زندگی افراد هستند … و باید احترام متقابل همیشه وجود داشته باشد.
- پذیرش اینکه هر کدام از شریک زندگی تلاش خودش را برای خوشبختی شریک دیگرش در زندگی انجام می دهد. ولی همیشه این تلاش با موفقیت همراه نیست.
- پذیرش حدود و ثعور مرز دخالت دیگران در زندگی مشترک امری حیاتی است … نه خود در زندگی دیگران دخالت کنیم و نه به دیگران اجازه دهیم در زندگی ما دخالت کنند.
- پذیرش اینکه باید بلد باشیم “نه” بگوییم … “نه” به همه آنانی که درخواستهای نامعقول از ما دارند و انجام این درخواست به آرامش خانواده خودم ضربه میزند.
آری باید شریکان زندگی بپذیرند هر گونه تغییر رفتار در زندگی مشترک لزوما و حتما نشانهای بر خیانت نیست. بلکه ممکن است نشانه وجود مشکلاتی باشد که هر زن و مرد ممکن است در روند عادی زندگی با آ ن مواجهه بشوند. این مشکلات را بشناسیم و در حل آن رفیق و یاور شریک زندگی خود باشیم.
با این حال اگر به هیچ عنوان از دست این گونه افکار منفی در خصوص شریک زندگیتان رهایی ندارید یا اقداماتی که میکنید به نتایح مطلوبتان نمیرسد حتما با یک روانکاو یا روانشناس متخصش مراجعه کرده و از خودتان شروع کنید.

