مواد مخدر و دربار پهلوی-1
مجتبی قانعی
مقدمه
یکی از بلاهای خانمانسوز که آفتی بر پیکر جوامع بشری است، مساله مو اد مخدر و اعتیاد می باشد که قدرت تفکر، خلاقیت، توان، کوشش و سازندگی را از انسان ها و به ویژه جوانان گرفته و بنیان خانواده و اعتقاد و باورهای دینی آنها را در معرض نابودی و از هم پاشیدگی قرار داده است و متاسفانه روزبه روز، رو به گسترش است.
کمتر کشوری است که مهمترین و یا یکی از عمده مشکلاتش، مساله مواد مخدر و اعتیاد و راه های مبارزه با آن نباشد. هر ساله مبالغ هنگفتی از سوی دولت ها صرف مبارزه با آن می گردد.
رژیم پهلوی هم درگیر این موضوع بوده و در ظاهر اقداماتی را در جهت مبارزه با این معضل انجام داده است.
باعنایت به این که برای مبارزه با مسئله ای مهم و تاثیرگذار، در عین حال گسترده و فراگیر مانند مواد مخدر لازم است ابتدا در باره موضوع اطلاع کافی داشت. لذا شرح کوتاهی از سابقه مواد مخدر و اعتیاد ذکر شده است.
مصرف مواد مخدر سابقه بسیار طولانی دارد و اقوام مختلف آن را به صورت های متنوع مورد استفاده قرار می دهند. اگر چه نحوه استفاده و تاثیر این مواد بر جسم و روح در اغلب موارد به لحاظ داروئی و درمانی بوده است، و هنوز هم مشتقات و ترکیبات برخی از مواد مخدر به عنوان داروهای تسکین دهنده مورد استفاده قرار می گیرند، لیکن در دنیای امروز اکثر افراد فقط تغییرات روانی را در مصرف این مواد جست و جو می کنند. و در این دنیای پر از تغییرات و تبدیلات، در دوره ای که پشتوانه های اجتماعی انسان ها و عواطف و احساسات خانوادگی به حداقل رسیده و از ایمان و اعتقادات اصولی کمتر نشانه ای دیده می شود، طبیعی است که بعضی از آدم ها درصدد کاهش و تعدیل درک و فهم خود از واقعیات زندگی برآیند.
بدیهی است گران بهاترین سرمایه ای که هر جامعه برای نیل به آرمان ها و تامین آینده خود در اختیار دارد، نیروی سازنده و توانای فکری اندیشمندان، رهبران و خاصه جوانان آن جامعه می باشد.
به راستی هیچ چیز ساده تر از معتاد کردن یک انسان نیست !؟ طی چند روز می توان، یک فرد عادی را به هروئین معتاد کرد! غالباً هیچ جوانی برای شروع اعتیاد پول نمی پردازد، نشست و برخاست چند روزه با بازاریابانی که خود اغلب معتادند، کافی است که جوانی ابتدا به مصرف مواد مخدر گرایش پیدا کند، سپس به سرعت معتاد شده و سرانجام برای به دست آوردن پول لازم جهت تهیه و خرید مواد مخدر، به پخش آن مبادرت نماید.
صرف نظر از علل سیاسی و اجتماعی، سود جویی یکی از علت های مهم گسترش روزافزون اعتیاد است.
سوداگران مرگ از عدم آگاهی و مشکلات گوناگون جوانان برای توسعه و رونق بازارهای خود سوءاستفاده می کنند.
از سویی تمدن غرب در راه گسترش هر چه بیشتر سیطره خود در جوامع مختلف، از جمله به ترویج و توسعه مواد مخدر پرداختند، تا از یک طرف فرهنگ مادی اصالت سود و سودپرستی غربی را از راه درآمدهای سرشار آن ارضاء کنند و از سوی دیگر با از بین بردن توان، غیرت و همیت و پایمردی در ملل دیگر جهان، منافع خود را در دراز مدت تضمین کرده و شور و نشاط و تحرک و روحیه ظلم ستیزی و حق طلبی را در آنها خاموش سازد از این روست که می بینیم در دوران استعمار جدید مواد مخدر به صورت حربه ای در دست استکبار جهانی قرار می گیرد تا به این وسیله سود و نفع و حاکمیت ظالمانه خود را هر چه بیشتر دوام بخشد.
مواد مخدر در ایران
پیدایش و گسترش اعتیاد و مصرف مواد مخدر، توسط استکبار جهانی و به ویژه استعمار انگلیس و از سوی “برادران شرلی” در دوره صفویه رواج داده شد. اما در دوره قاجار، از زمان ناصرالدین شاه در اطراف دارالخلافه در تهران، زمین های وسیعی به کشت خشخاش اختصاص یافت و سطح کشت آن به حدی زیاد شد که صرف نظر از کفاف مصرف داخلی، سالیانه مقادیر زیادی تریاک به مستعمرات انگلیس صادر می گردید.
دولت انگلیس برای معتاد نمودن مردم و توسعه اعتیاد در ایران، ابتدا عوامل خود را مامور نمود ه و این افراد با تبلیغ این که تریاک درمان تمامی دردهاست، مردم ایران را که در آن زمان به دلیل فقر و کمبود پزشک از بیماری های مختلف رنج می بردند، به این ماده مخدر معتاد نمودند.
دیری نپائید که تریاک به عنوان یک داروی خانگی جای خود را در میان ایرانیان باز کرد، و پس از مدتی دولت انگلیس اعلام کرد که سوخته تریاک را با قیمت مناسب از افرادی که از این ماده استفاده کنند می خرد.
بدین ترتیب عدهء بی شماری از افراد این مملکت به منظور کسب درآمد، تریاک را که به مقدار فراوان و ارزان در دسترس بود می خریدند و پس از کشیدن، سوخته آن را با قیمت چند برابر می فروختند و به طوری که این شیوه جزء مشاغل روزانه بعضی افراد شده بود.
اما دولت زمانی متوجه شد که عدهء زیادی گرفتار اعتیاد شده بودند، لذا خرید سوخته را متوقف کردند. دید حکومت نسبت به تریاک به عنوان یک منبع درآمد بود و با مضرات و عواقب آن در اعتیاد و استمرار آن در دوره های بعد توجه ای نمی کردند، تا جایی که روز به روز به تعداد معتادین افزوده می شد.
مثلاً در سال 1314 ش تعداد معتادین به رقمی حدود 5/1 میلیون نفر و نزدیک به 7 درصد کل جمعیت ایران بالغ میگردید.
تا قبل از سال 1300 ش خرید و فروش انواع مواد مخدر در ایران آزاد بود و از خارج نیز به عنوان دارو به ایران وارد می شد. دولت هیچ گونه نظارتی بر تریاک نداشت. تا نیمه دوم قرن 19 استعمال تریاک در ایران به آزادی صورت می گرفت و رواج کامل داشت. ولی به مرور زمان، آگاهی مردم از مضرات اعتیاد سبب شد تا اقدامات همه جانبه ای در این خصوص صورت پذیرد.
فتوای علمای دینی در این زمان مبنی برتحریم تریاک و هماهنگی ادبا، شعرا و رسانه های گروهی آن دوره، مردم را به بسیج عمومی علیه تریاک تشویق کرد و آن گاه که مبارزه علیه اعتیاد با مشروطبت مقارن شد، لایحه تحدید تریاک برای اولین مرتبه در ایران به عنوان یک قانون از تصویب مجلس شورای ملی گذشت.
سرانجام با دخالت و نظارت سازمان ملل، دولت ایران طی یک برنامه ده ساله اقدام به ریشه کن کرده تریاک نمود و وجود تمام مکان های عمومی استعمال تریاک را غیرقانونی اعلام کرد.
اما وقوع جنگ جهانی دوم و عوارض ناشی از آن و فشارهای اقتصادی، دولت را مجبور ساخت تا با در نظر گرفتن عایدات خود، دسترسی به تریاک را برای معتادین و مردم آزاد نماید.
نابسامانی های جنگ جهانی دوم و اشغال ایران به اعتیاد دامن زد تا این که بالاخره در سال 1334 ش مجدداً قانون منع کشت خشخاش به تصویب رسید و تریاک که در انحصار وزارت دارائی بود، زیر نظر وزارت بهداری قرار گرفت.
اما به دلیل کشت خشخاش و نیز سودآوری آن با وضع مالیات سنگین و نیز در انحصار دولت قرار داشتن آن، تحدیدهایی که به عمل آمده بود چندان اثربخش نبود.
با تصویب قانون منع کشت در سال 1334 ش که مشتمل بر5 ماده بود، مبارزه با تریاک جدی تر شد و مجازات قاچاقچیان تریاک و ارجاع پرونده به دادگاه های نظامی از اقدامات دیگر دولت در داخل مملکت بود.
مهلت برای درمان معتادین 6 ماه تعیین شد، و مصرف روزانه 2 تن تریاک برای 5/1 میلیون نفر معتاد بود.
وزارت بهداری که مکلف به درمان معتادین بود هیچ گونه اقدام موثری برای ترک اعتیاد آنان به عمل نیاورد. فقط تجارت غیرقانونی تریاک از خارج به ایران به منظور ارضای تقاضای شدید معتادین به تریاک افزایش یافت. در سال 1337 ش برای اولین بار هروئین به وسیله قاچاقچیان سودجوی بین المللی برای آلوده نمودن جوانان به ایران وارد شد. به علت این که هروئین بی بو، کم حجم و به آسانی قابل حمل و اثرات آن قویتر از تریاک بود، بین جوانان شیوع یافت و در بین معتادین سابق هم کم کم جای تریاک را گرفت.
به علت ازدیاد قاچاق مواد مخدر از ترکیه، افغانستان و پاکستان و سایر کشورها به بهانه خروج ارز و طلا، در اسفند 1347 ش قانون تجدید کشت خشخاش و صدور تریاک به تصویب رسید.
کشاورزان به سرعت شروع به کشت خشخاش در مناطق وسیع نمودند. قاچاقچیان نیز با تاسیس لابراتورهای متعدد، شروع به ساختن هروئین کردند و کشیدن تریاک در محافل اشرافی با تشریفات مجلل تر از سابق، رایج شد.
تصمیماتی که در سال 1348 ش گرفته شد، طی آن تحت شرایطی به معتادان تریاک سهمیه ای می دادند که در اینجا طبقه ای به نام “معتاد رسمی” پیدا شد.
مصرف هروئین در سال 37 و 38 به بعد در ایران افزایش یافت، و این افزایش به طور مستمر زیاده می گردید. آمار نشان می دهد که بیشترین واردات هروئین از طریق پاکستان و تریاک و حشیش از طریق افغانستان و ماده اصلی تبدیل کننده مرفین به هروئین از مرزهای غربی کشور (ترکیه) وارد ایران شده است.
قانون تشدید و موقوفی مجازات مرتکبین خشخاش، مصوب تیر ماه 1348 ش که به موجب آن مجازات اعدام برای سوداگران مرگی که بیش از 10 گرم هروئین داشته باشند، در نظر گرفته شد و رسیدگی به مسائل مواد مخدر در صلاحیت دادگاه های نظامی قرار گرفت.
گزارش ها نشانگر آن است که تا سال 1350 ش معتادان ایرانی اکثراً تریاکی بوده اند، ولی از این سال به بعد گویا پدیده جدیدی به نام هروئین در ایران رواج و گسترش می یابد. به طوری که تریاکی ها نیز کم کم به علت لذت بیشتر درصدد تغییر نوع اعتیاد خود از تریاک به هروئین می شوند، به صورتی که می بینیم، از سال 1354 به بعد هروئین تقریباً فرمانروای مطلق اعتیاد در ایران است.
با گسترش سلطه و نفوذ استعمار غرب و به ویژه آمریکا و انگلیس در ایران، اینان با سرمایه گذاری بلند مدت و رواج هر چه بیشتر اعتیاد تلاش کردند با از بین بردن نیروی جسمانی و شخصیت افراد، آنها را تضعیف و از صحنه خارج نمایند، تا زمینه سلطه و غارت خود را بیش از پبش فراهم نمایند و بدین وسیله سعی می کردند حس استقلال و غیرت را در بین جوانان از بین برده و آنان را به موجودی بی اراده و سست عنصر و لاابالی تبدیل نمایند.
رژیم پهلوی که عامل اصلی و تاثیرگذار نفوذ فرهنگی غرب در ایران بود، این سیاست را پیگیری نموده و در راستای تحقق بخشیدن به هدف اربابان خود در خطی هماهنگ با آنها گام برمی داشت.
به طور کلی می توان گفت در دوره پهلوی هر چند حرکت هایی به طور نمایشی و به جهت عوامفریبی در راستای مبارزه با مواد مخدر و اعتیاد به منصه ظهور رسید، لیکن در حقیقت آنان خود جزء مروجین و توسعه دهندگان مواد مخدر در ایران و همدست باندهای بین المللی قاچاق این مواد بودند.
در قسمت بعد به موضوع مواد مخدر در دربار پهلوی خواهیم پرداخت.
ادامه دارد…

