اطاعت اروپا از آمریکا در پرونده هستهای؛ نمایشی بیثمر در مسیری بیحاصل و راهبردهای مقابلهای
بیانیه اخیر سه کشور اروپایی در خصوص فعالسازی «اسنپبک» یا مکانیسم ماشه در شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی، بیش از هر چیز دیگری، تصویری گویا از عمق وابستگی استراتژیک این کشورها به واشنگتن و بیاعتباری مزمن دیپلماسی غرب در تعامل با جمهوری اسلامی ایران ارائه میدهد. تحلیل این رویداد، نیازمند واکاوی ریشههای این فرمانبرداری، تبیین اهداف پشت این نمایش نمادین و درنهایت، ترسیم راهبردهای آینده ایران در مواجهه با چنین اقداماتی است.
ریشههای فرمانبرداری اروپا: وابستگی ساختاری به ارباب واشنگتی
نخست باید پرسید: علت این اطاعت محض اروپا از آمریکا چیست؟ پاسخ را باید در دل تاریخ مناسبات اروپا و آمریکا پس از جنگ جهانی دوم جستجو کرد. اتحادیه اروپا در کانون خود، یک اتحادیه اقتصادی است که فاقد استقلال امنیتی و راهبردی کامل میباشد. ساختارهایی مانند ناتو، اروپا را در حوزه امنیت، بهصورت کامل به آمریکا گره زده است. این وابستگی امنیتی، همراه با نفوذ گسترده اقتصادی و سیاسی واشنگتن در نهادهای حاکمیتی اروپا، باعث شده تا این بلوک علیرغم داشتن منافع متفاوت و گاه متعارض با آمریکا در پرونده ایران (مانند حفظ برجام)، فاقد اراده لازم برای تقابل با خواست کاخ سفید باشد. فشار مستقیم آمریکا بر دیپلماتهای اروپایی، آنان را وادار به عقبنشینی از تعهدات خود کرد. این رفتار، مصداق عینی «خوگیری استعماری» است؛ اروپایی که روزگاری استعمارگر جهان بود، امروز در حوزه سیاستگذاری کلان، مطیع واشنگتن عمل میکند.
اسنپبک؛ نمایشی نمادین در سایه تحریمهای بیاثر
اما تأثیر عملی این اقدام چیست؟ باید با صراحت اعلام کرد که فعالسازی مکانیسم ماشه در شرایط کنونی، هیچ تأثیر ملموس و مستقیم جدیدی بر اقتصاد یا برنامه هستهای ایران ندارد. همه تحریمهای مهم و فلجکننده قبلاً توسط آمریکا بهصورت یکجانبه و غیرقانونی اعمال شدهاند. هدف اصلی از این حرکت، «سیاسیسازی» هرچه بیشتر پرونده هستهای ایران در آژانس و ایجاد یک موج تبلیغاتی علیه کشورمان در صحنه بینالمللی است. غرب میکوشد تا با ایجاد یک بحران ساختگی، ضمن عملیات و جنگ روانی علیه مردم فهیم ایران، ایران را در موضع انفعال قرار دهد و برای اعمال فشارهای آتی بهانهتراشی کند. این اقدام، بیش از آنکه یک حرکت حقوقی باشد، یک مانور سیاسی است که بیاعتباری خود غرب را به نمایش میگذارد. همانگونه که رهبر معظم انقلاب اسلامی تأکید داشتهاند، تجربه برجام به روشنی ثابت کرد که دشمنان نه قابل اعتمادند و نه به تعهدات خود پایبند؛ عهدشکنی، در ذات استراتژی آنان نهفته است. پشتپا زدن به قول و قرارهای مصرح در مذاکرات قبلی، نمونهای دیگر از این رویکرد غیرقابل اعتماد است.
راهبردهای جمهوری اسلامی ایران: مقاومت فعال و هوشمندی دیپلماتیک
در برابر این نمایش بیحاصل، جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر تجارب ارزشمند گذشته، راهبردهای مقابلهای هوشمندانه و اثرگذاری را در پیش گرفته است:
- تداوم همکاری فنی با آژانس: ایران با حفظ اصول و کرامت ملی، همکاری فنی خود با آژانس بینالمللی انرژی اتمی را در چارچوب مقررات و توافقهای موجود ادامه خواهد داد. این رویکرد، مانع از آن میشود که طرف مقابل بتوانند پرونده را کاملاً به سمت یک بنبست غیرقابل مدیریت سوق دهند و ایران را در موضع یک کشور خارج از نظارت بینالمللی قرار دهند.
- تقویت گفتمان «مقاومت فعال»: همانطور که رئیسجمهور محترم نیز بر آن تأکید دارند، ایران با تکیه بر توانمندیهای درونی و ظرفیتهای علمی جوانان نخبه خود، راه توسعه صلحآمیز فناوری هستهای و سایر فناوریهای راهبردی را با قدرت ادامه خواهد داد. این اقدامات نه در برابر تحریمها، که علیرغم آنها به پیش میرود.
- افشاسازی دوگانگیها و بیاعتباری غرب: دیپلماسی عمومی و رسانهای ایران باید با قدرت و مستند، انحراف پرونده توسط آمریکا و اطاعت کورکورانه اروپا را در مجامع بینالمللی افشا کند. سکوت غرب در قبال زرادخانه هستهای رژیم صهیونیستی و فشار بر ایرانِ تحت نظارتهای دقیق، بزرگترین شاهدمثال بر دوگانگی و انگیزههای سیاسی آنان است.
- شتاب در تنوعبخشی به روابط بینالملل: تسریع در روند همکاری و توافق با بلوکهای قدرت نوظهور و غیرغربی مانند بریکس و سازمان همکاری شانگهای، و همچنین تحکیم روابط با همسایگان، وابستگی راهبردی به غرب را به حداقل رسانده و اهرمهای فشار آنان را بیاثر میسازد.
نتیجهگیری
اقدام اخیر اروپا و آمریکا، نه یک پیروزی دیپلماتیک، که اعترافی دیگر به ناتوانی آنان در مهار اراده ملت ایران و پیشرفتهای علمی کشور است. جمهوری اسلامی ایران با هوشمندی و درایت، این سناریوی تکراری را نیز همچون گذشته، با تاکتیکهای ترکیبی «همکاری فنی»، «مقاومت فعال» و «افشاسازی دیپلماتیک» پشت سر خواهد گذاشت و بار دیگر ثابت خواهد کرد که تهدید و فشار، راهکاری برای تعامل با ملتی سرافراز و با اراده نیست.
حسین عکاف
7مهرماه 1404

