«تنگهی هرمز؛ گلوگاهِ اراده یا میدانِ تسلیم؟»
تنگهی هرمز، امروز به نمادِ «ارادهی ملی» ایران تبدیل شده است. دشمن خیال میکرد با تکیه بر ناوگانِ عظیم خود، میتواند این آبراهِ راهبردی را به گروگان بگیرد، اما ایران، این گلوگاهِ ۳۳ کیلومتری را به میدانی برای اثباتِ «عظمتِ ملی» تبدیل کرده است. بله، تنگهی هرمز بسته است؛ نه از رویِ ضعف، که بر اساسِ یک محاسبهی دقیقِ راهبردی. ما این تنگه را تا زمانی که آمریکا به تعهداتِ خود عمل کند، به رویِ آنها نخواهیم گشود. این بار، اولین حرکت، باید از سویِ آنها باشد، نه ما. این پیامِ اقتدارِ ماست.
اما ما صرفاً به «بستن» اکتفا نکردهایم؛ بلکه در حالِ تعریفِ مسیری تازه برای «رفاهِ همسایگان» هستیم. توافق با برادرانِ عمانی بر سر ایجاد یک «مسیر میانی» در تنگه، نشان از دوراندیشیِ دیپلماتیکِ ایران دارد. این مسیر، نه جنوبِ تحتِ سلطهی آمریکا و نه شمالِ مخاطرهآمیز، بلکه راهی امن برای ترددِ کشتیهایِ تجاری است. این یعنی ما حتی در اوجِ رویارویی، به دنبالِ «صلحِ مبتنی بر منافعِ مشترک» با همسایگان هستیم. اما این هرگز به معنایِ عقبنشینی از مواضعِ امنیتیِ ما نیست؛ چراکه بیش از ۵۰ درصدِ سواحلِ خلیجفارس، متعلق به ایران است و مدیریتِ امنیتِ آن، یک وظیفهی تاریخی و حیاتی برای ماست.
ما در جنگِ تحمیلیِ هشتساله، به قیمتِ خونِ شهیدان آموختیم که اگر بر تنگهی هرمز مسلط نباشیم، سلاحهایِ مرگبار به دستِ دشمنانِ ما خواهد رسید و از غرب، پشتِ سرمان را خواهند زد. امروز، با درکِ عمیق از این تجربهی تلخ و شیرین، هرگونه تزلزل در مدیریتِ این آبراه را به قیمتِ جانِ خود و امنیتِ منطقه میدانیم. تنگهی هرمز، برای ما یک «هویت» و یک «ضرورت» است. بازگشاییِ آن، تنها زمانی ممکن خواهد بود که غرورِ شکستخوردهی آمریکایی، جای خود را به «عملِ صادقانه» بدهد؛ و تا آن روز، این تنگه، همچون سپری در برابرِ طمعِ دشمنان، بسته خواهد ماند. این، اوجِ «امنیتسازیِ» فعالِ ایران در منطقه است.
✍️ حسین قمی

