جنگ در شش جبهه
سرویس سیاسی:
به نام خدا
مقدمه:
بعد از ۹ اسفند ۱۴۰۴ و حمله ارتش آمریکا _ صهیونی به میهن عزیزمان و به شهادت رساندن ۱۶۸ کودک مینابی و سپس شهادت رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، اولین جبهه جنگ سوم تحمیلی ایران یعنی جنگ رمضان با رژیم کودک کش اسرائیل و حامی او امریکا آغاز گردید.
نخستین جبهه جنگ در هوا و فضا با در و بدل کردن پهپادهای جنگی و موشکهای نقطه زن شروع شد که در اینجا به جنگ موشکها نام برده میشود و سپس جنگ در پنج جبهه دیگر از جمله:_میدانهای شهر و خیابانها؛ دریا و تنگه هرمز؛ دیپلماسی؛ روایتها؛ زمینی، گسترش یافت و ایران اسلامی به همراه نیروهای مقاومت در منطقه، پنجه در پنجه دو ارتش اتمی دنیا یعنی آمریکا و اسرائیل انداخته و به حول قوه الهی در هر شش جبهه توانست با ترکیبی از جنگهای متقارن و نامتقارن، سیاسی و … طعم تلخ شکست را به دشمن مکار خود بچشاند.
در این یادداشت تلاش خواهیم کرد نگاهی گذرا به هر یک از این جنگها و جبهههای آن بیاندازیم …
جنگ موشکها
صد موج آتش؛ حماسه بیپایان موشکهای ایران
در جنگ رمضان، عملیات وعده صادق ۴، جمهوری اسلامی ایران به همراه صدها پهپاد انتحاری توسط ارتش جمهوری اسلامی در موجهای مختلف از اولین موج تا آخرین موج که به ۱۰۰ موج رسید در هر موج قابلیتهای مختلفی، از قدرت بینظیر موشکهای خود را به رخ جهانیان که در تعجب فرو رفته بودند به نمایش گذاشت.
هر موج با رمزهایی غرورآفرین چون «یا اباعبدالله الحسین»، «یا علی بن ابیطالب» و «یا خیر الفاتحین»، کابوسی بیپایان برای دشمنان بود.
موشکهای بالستیک خیبرشکن، عماد، قدر، سجیل، خرمشهر ۴ و مهمتر از همه، فتاح ۲ هایپرسونیک – که رهگیری آن «غیرممکن» توصیف شده – پدافندهای اسرائیل و آمریکا را در هم شکستند.
رسانههای بیطرف بینالمللی اذعان داشتند: سپاه در موج ۶۱ به بیش از ۱۰۰ هدف صهیونیستی بدون کوچکترین مانعی مورد اصابت قرار داد.
گزارشها نشان میداد پنج پایگاه موشک انداز تاد آمریکا در منطقه از کار افتاده و پایگاههای حیاتی دشمن در سراسر خلیج فارس فلج شدند. حتی واشنگتن پست اذعان کرد که موشکهای ایران «موازنه قدرت را در غرب آسیا به طور کامل تغییر داده است».
امروز ملت ایران با سربلندی نظارهگر لحظهای است که موشکهای ایرانی، ابرقدرتها را به عقبنشینی وا داشته و قلههای افتخار را فتح کرده است. پایدار و سربلند ایران.
جنگ دیپلماسی
دیپلماسی با عزت در راستای میدان
در جنگ رمضان، ایران در راستای میدان نبرد، در میدان دیپلماسی نیز، حماسهای دیگر آفرید.
هفتاد دیپلمات مستقل و کارکشته ایرانی در پاکستان پای میز مذاکره نشستند؛
در حالی که در سوی مقابل، دیپلماتهای آمریکایی وابسته به شخص ترامپ، حداقل دوازده بار با او تماس گرفتند و هر بار منتظر دستور جدید بودند.
مذاکرات پیشرفت ظاهری داشت، اما در نهایت در بالاترین سطح به دلیل کارشکنی و زیاده خواهی تیم آمریکایی شکست خورد. چرا؟
چون دیپلماسی وابسته، هرگز نمیتواند در برابر دیپلماسی عزتمند و مستقل ایران تاب بیاورد
ایران نشان داد که رمز پیروزی، نه در تماسهای مکرر با کاخ سفید، که در اتکا به استقلال، غیرت ملی و دیپلماسیِ برگرفته از اراده یک ملت است.
جنگ تحمیلی سوم، رمضان غرورآفرینی برای ایران به وجود آورد؛ چرا که ما دیپلماسی را از کسی قرض نگرفتهایم، بلکه آن را از خون شهدا و صلابت رهبری به ارث بردهایم. آینده بعد از پیروزی، از آنِ دیپلماسی است که وابسته نباشد، و ایران، سربلند در این عرصه خواهد ماند.
جنگ در میدانهای شهر
ایران زنده، پنجاهمین شب در میدان
پنجاهمین شب در میدان و خیابان، پنجاهمین حماسه. از روستا تا شهر، از پیر تا کودک، از آنانی که روزی خود معترض بودند و تا نسل ضد، همه زیر یک پرچم ایستادهاند. با امکانات خودشان از سر عشق به ایران و رهبرشان، پذیرایی می کنند، عکس رهبر شهیدشان و رهبر جدیدشان بر سینه، و شعار «پیروزی ایران» و مرگ بر آمریکا و اسرائیل بر لب دارند.
نماز استغاثه جمعی میخوانند و بعضا، تا چهار صبح، با پرچمهایی از شیشه ماشینهایشان نمایان، فریاد «مرگ بر آمریکا و اسرائیل» سر میدهند.
اینها فقط تماشاگر نیستند؛ آنها موتور محرک دیپلماسی قدرتمندند. همان مردمی که دشمن را بعد از جنگ دوازده روزه و جنگ تحمیلی سوم، وادار به التماس آتشبس کردند،
امروز از مسئولان میخواهند در راستای شروط دهگانه مطالبه کنند. آنها سرمایه گرانبهای میدانِ پشت میز مذاکرهاند.
نگرانی از مطالبهگریشان از سوابق مذاکرات با نظام سلطه است، این پویایی هوشمند یک ملت زنده است. ایران پیروز است چون شبهایش با پرچم، دعا و فریاد علیه نظام سلطه بیدار میماند.
جبهه دریا و تنگه هرمز
یکی از جبهههای رزم ملت ایران علیه استکبار که از همان ساعات اولیه جنگ گشوده شد جبهه دریا و تنگه هرمز بود.
درست یک روز بعد از شروع جنگ دشمن نابکار با هدف قرار دادن رزم ناو دنا در آبهای آزاد آن هم در حالی که این رزم ناو در یک سفر بینالمللی و مهمان کشور هند بوده و فاقد هر گونه سلاح برای دفاع از خود بسر میبرد، نیروی دریائی ارتش آمریکا و صهیونی برای تفریح با اژدرهای خود بعد از جنایت در میناب و کشتار کودکان و ترور رهبر و سایر فرماندهان شجاع ایرانی، نشان داد برای روی آوردن به جنایات جنگی به هیچ قواعد شناخته شده رسمی پایبند نیست.
رزمندگان اسلام نیز با اعمال نظارت و کنترل بر تنگه هرمز در خلیج فارس اجرای حقوق تاریخی ملت ایران که عملا مورد فراموشی قرار گرفته بود را زنده کرده و عملا دنیا با این عملیات نیروهای مسلح ایران، دچار بحران انرژی و سوخت و کود شد و ایران از طریق پیروزی در جبهه تنگه هرمز نشان داد هرچند فرزندانش ناجوانمردانه در دریاها مورد اصابت اژدرهای خصم قرار میگیرند ولی برای وصول به حقوق حقه خود در تنگه هرمز از هیچ تلاش دریغ نخواهند کرد. و این پیروزی یعنی نظارت و کنترل بر تنگه هرمز برای همیشه بر پیشانی تاریخ به نام شیر دلاوران نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی حک شد.
جبهه رسانه یا جنگ روایتها
پنجمین جبهه جنگ رمضان را، باید جنگ روایتها نامید.
همان جنگی که استکبار آمریکا _ صهیونیستی با کمک امپراتوری رسانهای در تلاش است جنگ شکست خورده خود را با مدد بوق های تبلیغاتی وابستهشان به پیروزی مبدل سازند.
سردمدار این جنگ متجاوزانه نیز کسی جز ترامپ قمار باز با دستیاری نتانیابو نیست.
ترامپ قمارباز همان کسی که بنابه اعتراف و اظهار رسانه های غربی مشتری جزیره فاسد اپستین بوده است که امروزه با قدرت مالیاش توانایی راهاندازی یک شبکه مستقل را در فضای رسانه دارد بیشترین سعی خود را بر این گذاشته که با دروغ پراکنی مکرر که بعضا فاصله انتشار هر دروغ به ساعت هم نمیرسد، قدرت تفکر و ثبات فکری مخاطب خود را برهم زده و توانایی اتخاذ تصمیم صحیح بر اساس نظراتش را از طرف مقابل بگیرد. او با این کار حتی رسانههای معتبر دنیا را نیز بازیچه خود قرار داده و به نحوی دیگران را مسخره میکند.
با این وصف هستند بسیاری از مردمان آزاده جهان که با حضور مستقل در رسانه به رد ادعاهای دروغین ترامپ قمار باز پرداخته و او را اسباب مضحکه و طنز خود کنند.
اما در ایران و جبهه مقاومت شاهد هستیم به جز فضای مجازی و رسانه خاکستری که معمولا از این شرایط ارتزاق میکنند و دوست دارند سوار بر امواج رسانه شده و به نان و نوایی برسند، متولیان واقعی جنگ، در رسانه بدون تعجیل و شتابزدگی حضور یافته و صرفا بر اساس تکالیف جنگی و بر اساس مقتضیات میدانی و شرایط داخلی و نیاز به دانستن مخاطبین، اظهار نظر کرده و اطلاع رسانی میکنند و اگر سهوا اظهارات شتابزده در رسانه داشته باشند؛ سریعا توسط سخنگوها یا سایر افراد و حتی افکار عمومی جامعه، اظهاراتشان اصلاح می گردد.
نحوه حضور در جبهه رسانه؛ همان ابزار برنده ایران در جنگ روایتها است که دنیای غرب و دشمن از آن برخوردار نیست(یعنی پرهیز از تعجیل و شتابزدگی در پاسخگویی و فراموش نکردن اصل موضوع) و کلا غرب بر خلاف همه ادعای کاذب، نشان میدهد به نوعی دچار دیکتاتوری رسانهای رئیس جمهور آمریکا شده است.
جبهه خاکی و سرزمینی
ششمین جبهه جنگ خاکی یا سرزمینی است.
بعد از درگیر شدن جمهوری اسلامی در پنج جبهه جنگ تحمیلی سوم که شامل جبهههای ۱_ موشکی ۲_جبهه خیابان ۳_جبهه دیپلماسی ۴_جبهه رسانه ۵_ جبهه دریا (تنگه هرمز) قطعا ششمین جبهه را باید درگیر نمودن نیروهای مسلح ایران در جبهه خاکی یا سرزمینی نام برد…
در این جبهه که با همکاری ضد انقلابیون مستقر در اقلیم کردستان استارت خورد، مقرر گشته بود نیروهای زمینی وابستگان به آنان از غرب کشور وارد کشور شده و تصرفات سرزمینی داشته باشند که این تهاجم با دلاور مردیهای گمنامانه ارتش جمهوری اسلامی از حراست از مرزها و همچنین موشک باران کردن مقرهای ضد انقلابیون توسط نیروی هوا فضای سپاه پاسداران در اقلیم کردستان که توام با انتخاب خوش گذرانیهای مفسدانه رهبران فاسق ضد انقلاب در حین تهاجم به مرزهای مقدس ایران همراه شد، شکست سنگینی را به این عناصر خود باخته تحمیل کرد.
از سوی دیگر ارتش امریکایی صهیونی ابتدا تلاش کردن با طرح هلیبرد نظامی و تسخیر برخی جزایر ایرانی خواستند، پوششی برای شکست در مرزهای غربی ایران ایجاد نمایند که این طرح شیطانی نیز با التیماتوم شدید نیروهای مسلح به متجاوزین به خاک ایران و سرکوب هر تهاجم زمینی به جمهوری اسلامی، با عقب نشینی امریکاییها روبرو شد. هرچند هنوز سپس آنان با تهاج هوائی و ارسال چندین هواپیمای غول پیکر و … به جنوب اصفهان نیز تجاوز نمودند ولی امادگی نیروهای مسلح ایران در حد صد درصد بوده این طرح مذبوحانه آنان را با شکست ر کامل و با دادن تلفات مالی و جانی روبرو ساخت و نشان داد ایرانیان اماده هستند ضمن ایجاد اولین قبرستان امریکاییها در سرزمین ایران، با الحاق دوباره مناطقی که در تاریخ ننگین رژیم سلطنت پهلوی از ایران جدا شده است، اقدام نمایند.
نتیجه:
گفته شد با شروع جنگ تحمیلی سوم، ایران عملا در شش جبهه با ارتش امریکایی صهیونی درگیر و با مدد الهی و خونخواهی شهدای کودک مظلوم میناب، ناوچه دنا و خون رهبر و مقتدای شهیدمان که موجب به جوش امدن خون در رگ های مردم ایران گردید تا به طور کامل در یک جنگ آخرالزمانی به منظور گرفتن مطالبات بیش از صد ساله از دشمن ذبون امریکایی صهیونی درگیر شود.
در گیر شدن در شش جبهه موشکی، دیپلماسی، خیابان، رسانه، دریا ( تنگه هرمز) و سرزمینی تنها پیامی را که به دنیا مخابره کرد ظهور یک ابر قدرت جدید در پهنه سیاست دنیا بود. ابر قدرتی که با مدد امدادهای غیبی امروز مطالبات خود را با ده بند اساسی
- خروج نظامی امریکا از منطقه،
- پرداخت غرامت و خسارت به ایران،
- عدم تجاوز و حمله مجدد به ایران
- عدم تجاوز و حمله به مقاومت در کل منطقه،
- اعلام خاتمه جنگ در تمامی جبههها،
- اجرای نظام جدید تردد در تنگه هرمز،
- غیر مذاکره بودن قدرت موشکی ایران
- غیر مذاکره بودن قدرت هستهای ایران
- خاتمه یافتن کلیه قطعنامههای سازمان ملل علیه ایران
- خاتمه یافتن کلیه قطعنامههای شورای حکام علیه ایران…
تنها جزیی از مطالبات برحق مردم ایران است.
باشد امروز که مردم ایران مبعوث شدهاند تا بار دیگر حقانیت شیعه و اسلام را به جهانیان ثابت کنند، با اتحاد و همدلی مسئولین با مردم در پی فرامین مقتدا و رهبر عزیتر از جان سید مجتبی خامنهایی بار سنگین این رسالت را به منزل مقصود رسانده و پرچم لا اله الا الله را برقلههای رفیع انسانیت به احتزاز درآورند..
انشاءالله

