صفحه اصلی > سیاسی و منطقه ایی : جنگ 12 روزه و مواضع روشن و تاریک روشنفکران ایرانی-1
جنگ 12 روزه و مواضع روشن و تاریک روشنفکران ایرانی-1

جنگ 12 روزه و مواضع روشن و تاریک روشنفکران ایرانی-1

جنگ 12 روزه و مواضع روشن و تاریک روشنفکران ایرانی-1

بهروز رئیسی دهکردی

پژوهشگرعلوم سیاسی

آن چه در طی سه قسمت به نظر مخاطبین محترم رسانده می شود با اندک اصلاحاتی عینا از مجله شماره 4 گواه نقل شده است.

در قسمت اول با عنوان خط قرمز وطن به مقدمه ای به  واکنش  روشنفکران و هنرمندان ایرانی اعم از لیبرال و ملی گرا به تجاوز رژیم اسرائیل به ایران طی جنگ 12 روزه و….  پرداخته است.

در قسمت دوم  نویسنده متن با ذکر نمونه هایی از بیانیه های  روشنفکران و هنرمندان ایرانی در قبال جنگ تحمیل به مواضع روشن این دسته از روشنفکران در آن مقطع پرداخته است.

در قسمت سوم مواضع تاریک و همدلی برخی از روشنفکران با حمله اسرائیل آمده و به سکوت برخی دیگر اشاره شده و برای درج در تاریخ نتیجه گیری می کند.

خط قرمز وطن

نگاهی به واکنش‌های روشنفکران و هنرمندان ایرانی به جنگ تحمیلی دوم.

وقتی جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایران آغاز شد، جامعه‌ای پر از تنوع و اختلاف ناگهان یکپارچه شد ایرانیان های با داشتن اندیشه های فکری و پیشینه‌های متفاوت سیاسی اجتماعی و فرهنگی برای نخستین بار در سال‌های اخیر احساس مشترکی را تجربه کردند. این شرایط  یادآور آن بود که با وجود اختلاف‌ها ایرانیان هنوز رگه‌هایی از پیوند و اشتراکات بنیادین دارند که در لحظات تهدید به همبستگی ملی تبدیل می‌شود.

روشنفکران ایرانی؛ چه در داخل کشور و چه در دیار غربت در این برهه نقش برجسته ای ایفا کردند نقشی که می‌تواند الگویی برای بهره‌گیری از ظرفیت آنان در بحران‌های دیگر باشد، در این جا نگاهی به تاریخ تقابل روشنفکران با رژیم اسرائیل و واکنش چهره‌های شاخص فکری و هنری ایران به تجاوز اخیر را بررسی کرده‌ایم.

روشنفکران ایرانی و مسئله اسرائیل

پیدایش رژیم صهیونیستی و واکنش دولت‌ها و ملت‌های جهان به آن از جمله مسائلی است که تقریباً در ۸۰ سال گذشته در کانون کشمکش‌های سیاسی و اجتماعی قرار داشته و دارد.

این منازعه در ایران نیز چه در دوران پهلوی و چه در جمهوری اسلامی همواره موضوع بحث و جدل‌های فراوان بوده و بخش‌های مختلف جامعه را با واکنش واداشته است.

روشنفکران ایرانی یکی از اصیل‌ترین بهترین گروه‌هایی بودند که نسبت به مسئله رژیم اسرائیل و اشغال سرزمین فلسطین مواضع گوناگونی اتخاذ کرده‌اند.

همانطور که در دیگر نقاط جهان هم پدیده روشنفکری از این مسئله برکنار نمانده است. از نخستین دهه‌های قرن بیستم مسئله اسرائیل به آینه‌ای برای سنجش موقعیت اخلاقی و سیاسی روشنفکران ایرانی و تبدیل شد.

در دوره پهلوی شماری از روشنفکران همچون علی فروغی، سعید نفیسی و بدیع الزمان فروزانفر گرفته تا احسان نراقی و داریوش آشوری با نگاهی همراهانه یا بی‌طرفانه به پیدایش اسرائیل نگریستند.

برخی همچون جلال آل احمد، علی شریعتی و رضا براهینی پس از طی مسیرهای متفاوت به منتقدانی جدی و سریع در برابر صهیونیسم و حامیانش تبدیل شدند. آل احمد و شریعتی از بطن تجربه غرب زدگی و استعمار به نقد صهیونیسم رسیدند و براهنی که چه در سال‌های پیش از انقلاب و چه پس از انقلاب از معدود روشنفکرانی بود که از نقد همزمان جمهوری اسلامی و صهیونیسم ابا نداشت ولی در مواجه با مسئله فلسطین بر تناقض بنیادین میان پرونده صهیونیسم و کرامت انسانی تاکید می‌ورزید.

این تنوع موضع‌ها از ستایش تست‌های صهیونیستی تا افشای همدستی صهیونیسم با امپریالیسم نشان می‌دهد که روشنفکری ایرانی دست کم از نیمه دوم قرن بیستم همواره در معرض یک انتخاب اخلاقی و سیاسی در برابر مسئله فلسطین بوده است، ناگفته نماند که

بسیاری از متفکران ایرانی هم اصولاً در قبال این مسئله موضع خاصی اتخاذ نکرده‌اند.

اکنون با حمله مستقیم اسرائیل به خاک ایران؛ بار دیگر این پرسش تاریخی به شکل بسیار جدی مطرح شده است که آیا روشنفکران ایرانی توانستند در برابر این تعرض آشکار به سرزمین خود موضع اخلاقی مستقل و شفاف اتخاذ کنند که این بار نه فقط در هیئت یک مسئله خارجی بلکه در مقام مسئله ملی و حیاتی مطرح است.

این نوشتار کوششی است برای بازخوانی سکوت‌ها و موضع‌گیری‌های جامعه یاد شده در قبال اسرائیل در تاریخ پیشین و شرایط کنونی.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی با ترسیم دکترین رسمی نظام جمهوری اسلامی و اعلام مبارزه با رژیم اسرائیل به عنوان یکی از ارکان سیاست خارجه نظام، منازعه بر سر اسرائیل وارد مرحله جدیدی شد در این میان سه گانه ای میان طیف روشنفکری پابرجا ماند و موضع‌گیری‌ها شکل پیچیده‌ترو سیاسی تری  به خود گرفت. چرا که عملکرد جمهوری اسلامی، {ازدید مخالفان} و انتقادات روزافزون آنها از کارآمدی و سیاست‌های داخلی و منطقه سبب شد بسیاری از مواضع در قبال اسرائیل و فلسطین نیز به عرصه تسویه حساب‌های داخلی و رقابت‌های سیاسی بدل شود.

شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

آنچه پیش از انقلاب با درون مایه‌های سیاسی دغدغه انسانی و آزادی‌خواهانه در حمایت از مردم فلسطین مطرح می‌شد در دهه‌های اخیر تاثیر تحولات داخل ایران به موضوعی پیچیده و گاه مبهم بدل شده است.

از اواخر دهه ۱۳۸۰ و به ویژه در دهه ۱۳۹۰ با تشدید شکاف‌های اجتماعی خاص شرایط اقتصادی و افزایش نارضایتی عمومی در برخی از مقاطع دامنه منازعات بر سر سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی نیز گسترش یافت در این فضا برخی از منتقدان با نادیده گرفتن زمینه‌ها و اهداف راهبردی سیاست‌های منطقه‌ای ایران به ویژه در حوزه مبارزه با رژیم صهیونیستی تلاش کردند پیامدهای داخلی ناترازی‌ها و بحران‌ها را به این سیاست‌ها تقلیل دهند.

نتیجه آنکه برای نخستین بار اعتراضات خیابانی شعارهایی چون “نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران” یا “سوریه رو رها کن فکری به حال ما کن” شنیده شد. شعارهایی که از جهاتی می‌توانست بیانگر اولویت‌های روز نوعی بی‌اعتمادی اجتماعی به سیاست‌های کلان نظام باشد. این موضوع در شعارها نخستین بار در اعتراضات سال 1388 ظهور یافت در اعتراضات سال‌های بعد نیز تکرار شد و موجب گردید ادراک اجتماعی از مسئله فلسطین و مبارزه با صهیونیسم با اختلال مواجه شود، اختلالی که میان طیف‌هایی از روشنفکران به ویژه گروه‌های راستگرا لیبرال و ملی‌گرا نیز نمود داشت  و در نهایت به مواضعی دو پهلو در مخالفت با اصل مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی پناه بردند.

پس از واقعه ۷ اکتبر و در پی بحران مشروعیت بی‌سابقه رژیم اسرائیل در افکار عمومی جهان به دلیل جنایات این رژیم در مواجهه با مردم غزه؛ تشدد و چند دستگی روشنفکران ایرانی در قبال مسئله فلسطین و رژیم صهیونیستی نیز ادامه یافت، اما رخداد کم سابقه در تاریخ معاصر به یک باره این وضعیت را دستخوش تغییر کرد.

تهاجم مستقیم رژیم صهیونیستی به خاک ایران و شهادت نزدیک به هزار تن از شهروندان غیرنظامی ایرانی کل جامعه به ویژه فضای دانشگاهی و روشنفکری آن را در موقعیت بی‌سابقه‌ای قرار داد.

این رخداد در چهارچوب همان سه گانه پیشین موضع‌گیری‌ها، اما با سویه‌هایی آشکار ضد صهیونیستی، اردوگاه روشنفکری ایران را به واکنش واداشت.

در طول ۱۲ روز این حمله بسیاری از فعالان فکری و سیاسی با وجود اختلافات دیرینه در موضعی واحد و آشکار از تمامیت ارضی ایران و مقابله با رژیم با تجاوز رژیم صهیونیستی دفاع کرده و این همسویی نشان دهنده شکل گیری نوعی انسجام  ملی حول محور دفاع از ایران بود انسجامی که در تاریخ ایران و اسرائیل سابقه نداشته است.

ادامه دارد…

مقالات مرتبط

نقشه راه جامع دشمن شناسی

نقشه راه جامع دشمن شناسی یا هندسه نبرد سید علی خامنه‌ای در…

22 تیر 1405

یک پیام، هفده رهنمود

یک پیام، هفده رهنمود یا پیام سرخ رهبری و نقشه راه حسینی…

22 تیر 1405

رفراندوم ایران انجام شد

رفراندوم ایران انجام شد مجید بهمنی بسمه تعالی ساعت‌ها است که می‌خواهم…

22 تیر 1405

دیدگاهتان را بنویسید