گردشگری جنگ و گردشگران در روزگار جنگی
دکتر رضا رسولی
باسمه تعالی
ایران، بهدلیل دارایی سرزمینی و موقعیت جغرافیایی، در طول تاریخ، همواره مورد طمع بیگانگان قرار گرفته است. این طمع، بارها و بارها پای مهاجمان را به این سرزمین باز کرده و ردِ زخمهای دستاندازی دشمنان، در جای جای کشورمان دیده میشود. در سال گذشته، ایران- سرزمین شعر و شکوه و شهادت- دو جنگ را پشت سر گذاشته که هر کدام بهراحتی میتوانست یک سرزمین را به شکست و تسلیم و تسخیر برساند.
از این رو، اقتضا میکند که تبعات و پیامدها و جنگ از جنبههای مختلف فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی مورد توجه و بررسی قرار گیرد. در این میانه و میدان،گستره گردشگری، از جمله عرصههای مهم فرهنگی و اجتماعی است که میبایستی هم از حیث اصل موضوع گردشگری جنگ و هم از بابت حال و هوای گردشگری در شرایطی که تحت تاثیر جنگ است، مورد توجه قرار گیرد.
چرا که جنگها همیشه با ویرانی و گرانی و درد و رنج همراهاند و از جمله مهمترین آسیبهایی که سرزمینها پس از عبور از جنگ تجربه میکنند، عرصهی گردشگری است که میبایست هم از باب ظرفیتهای فرهنگی و تمدنی و هم از جهت مباحث مربوط به اقتصاد فرهنگ، گردشگری جنگ مورد توجه جدی صاحبنظران و کارشناسان قرار گیرد.
در این باب باید گفت که:
1- گردشگری جنگ، به مثابه رفتار فرهنگی جهانی
جنگ و بازدید از نقاط مرزی و اماکنی که روزی روزگاری محل جنگ بوده، در فرهنگ مردمان جهان از جمله ما ایرانیها، بهیک رفتار فرهنگی و اجتماعی پذیرفتهشده و مقبول تبدیل شده است. طراحی و ساخت موزههای جنگ و برپایی یادمانها بهدلیل اشتیاق مردم برای آشنایی با تاریخ و آگاهی از سلحشوری سلحشوران، رقم خورده است.
به نحوی که این پدیده در نقاط مختلف جهان قابل مشاهده است:
در بیش از بیست باغ موزه دفاع مقدس ایران، از باغ موزه دفاع مقدس و انقلاب اسلامی تهران تا باغ موزه دفاع مقدس کرمان و باغ موزه دفاع مقدس همدان



در موزهی ملیتا در جنوب لبنان،
در یادمان شلمچه ایران
در موزه عبرت تهران

در موزهی پیروزی مسکو،
در موزه جنگ گدانسک لهستان،
و در موزهی اچاماس بلفاست لندن که بهصورت یک موزهی شناور بر روی رزمناوی به همین نام، در رودخانهی تایمز لنگر انداخته است،
این موزهها و یادمانها و این مثالها نشان میدهند که گردشگری جنگ، نه تنها یک پدیدهی ایرانی، بلکه یک رویکرد جهانی در حفظ هویت و آگاهی تاریخی است.
2-گردشگری جنگ: مخاطبسازی جهانی و روایت دقیق
مهمترین موضوع مربوط به گردشگری جنگ این است که تمام مردمان را مردم ایران و جهان را مخاطب گردشگری جنگ بدانیم، نه صرفاً گردشگران بهمعنای خاص کلمه را. از این بابت، هنر ما باید این باشد که روایتی درست و دقیق را فرآوردهسازی کنیم،که تصویر روشنی از مردم سرزمینمان و سلحشوری مجاهدان کشورمان برای مخاطبان بهنمایش بگذارد، تا در تاریخ بعد از این، گذر هر کسی که به سرزمین مظلوم و قهرمان ایران افتاد، بتواند منظومهای از هوش، شجاعت و قدرت را در سپهر میراث فرهنگی ایران مشاهده کند، نه تصویری باژگون از حقیقتها و واقعیتهای تاریخ سلحشوری ایران.
3- موزههای جنگ در ایران: بودن یا نبودن، مساله این نیست!
در کشور ایران، اساساً سازهای بهنام «موزهی جنگ» نمیتواند معنای واقعی پیدا کند، چرا که تاریخ ایران، سرشار از صلح، انساندوستی و دفاع سرزمینی است. در واقع، تمام تمرکز ما باید روی طراحی و توسعهی موزههای صلح و یادمانهای مقاومت شکل بگیرد.
4- ظرفیت تبدیل اماکن مورد حمله به یادمانهای تاریخی
در پنجاه سال اخیر و در جنگهای سهگانهای که به کشورمان تحمیل شد مخصوصاً در آخرین جنگ، که به جنگ ۴۰ روزهی امریکایی-صهیونی معروف شده، از خانههای مردم کوچه و بازار گرفته تا منزل دانشمندان و بیمارستانها و مراکز دانشگاهی و پژوهشی، مورد حمله قرار گرفتهاند.
این اماکن، ظرفیت بسیار خوبی برای تبدیل شدن به یک موزه، یا گذرگاه فرهنگی و یادمانهای تاریخ جنگ را دارند، تا تمام ایرانیها و تمام کسانی که روزی روزگاری گذرشان به این سرزمین خواهد افتاد یا در رسانهها و از طریق شبکههای اجتماعی موضوعاتی مانند ایران، جنگ، صلح و مقاومت را دنبال میکنند، بتوانند شاهد شجاعت و مظلومیت یک ملت باشند.
5- تأثیر جنگ بر صنعت گردشگری و راهکارهای هوشمندانه
جنگها بهجز ویرانی، گرانی و فشارهای معیشتی را نیز، با خود بههمراه میآورند. در این وضعیت بحرانی، موزهها و مراکز تاریخی تعطیل میشوند، هتلها و مراکز تفریحی خلوت میشوند و عملاً هزینهی سفر و سیاحت از سبد زندگی و سفرهی مردم حذف میشود یا سهم بسیار ناچیزی را بهخود اختصاص میدهد.
بر اساس هوشمندی و دوراندیشی، نباید اجازه داد تا شوق زندگی از نفس بیفتد و ترس و تنهایی بشود سکهی رایج بازار. انتظار میرود که سیاستگذاران، مدیران و فعالان صنعت میراث فرهنگی و گردشگری، در شرایط جنگی و اقتصادی سخت، با پیشبینی اقدامات تخصصی به استقبال تبعات وضعیت بحرانی بروند. از جمله میتوان این اقدامات را اجرایی کرد:
- توسعه موزههای مجازی، برای ارائهی محتوای برخط جهت حفظ حضور و آگاهی تاریخی در شرایط فیزیکی نامناسب
- طراحی و توسعهی موزههای سیار برای امکان ارائهی محتوا در مناطق دورافتاده و جذب گردشگران داخلی
- تولید محتوای دیجیتال برای انتشار جاذبههای تاریخی، تمدنی و طبیعی ایران در رسانهها و شبکههای اجتماعی
- طراحی بستههای اقتصادی گردشگری اعم از تور و بازدید گروهی با رویکرد کاهش هزینه برای گروههای هدف: بازنشستگان، توانیابها، دانشجویان و هنرمندان
- پیشبینی بستههای تشویقی مالی از جمله وامهای بلندمدت، کاهش تعرفههای مراکز اقامتی و تفریحی
- لحاظ یارانههای حمایتی برای حمل و نقل بین شهری، اعم از خودرویی و ریلی
منطقاً این اقدامات میبایست در چارچوب همگرایی دولت، مردم و نهادهای واسط مانند اتاق بازرگانی، اتحادیهها و اصناف شکل بگیرد.
سخن آخر اینکه گردشگری اعم از گلگشت در دل طبیعت، زیارت عتبههای مقدس، یا بازدید از اماکن فرهنگی و آثار تاریخی، زینت مردم ایران نیست، بلکه هویت اجتماعی، فرهنگی و تاریخی آنها را تشکیل میدهد.
جنگ نیز، تنها یک فاجعه نیست؛ بلکه در عمق آن، یک گنج با ارزش برای رونق و رواج گردشگری بهویژه گردشگری جنگ نهفته است. در این میان، تنها بخشی از ماجرا گردشگری جنگ است؛ و همه ماجرا، مفهومی فراتر از موزهها و یادمانها است و شامل ثبت درست تاریخنگاری، روایت دقیق و صادقانه، معماری هوشمند و بهیادگار نگاه داشتن لحظههای سختی است که بر مردم سرزمینهای مورد هجوم تحمیل شده، میشود.
در نهایت، گردشگری جنگ نباید بهعنوان یک پدیدهی تاریخی محدود درک شود، بلکه باید بهعنوان یک ابزار پویا برای تقویت هویت، آگاهی و مقاومت اجتماعی به کارگیری شود.
تیر 1405
مدرس دانشگاه

