امنیت از کلانتری آغاز نمیشود!!!
حسین صالحیابهر
🔹گاهی در میان سخنان یک مقام مسئول، گزارههایی وجود دارد که ارزش آنها فراتر از همان جلسه و همان جغرافیاست. سخنان سردار سرتیپ مرتضی عباسی، فرمانده فراجای استان زنجان، در آیین تکریم ومعارفه فرماندهی نیروی انتظامی شهرستان ابهر از این جنس بود؛ سخنانی که اگر از فضای یک مراسم فاصله بگیریم، ما را به یک پرسش مهم ملی میرساند:
امنیت در جامعه امروز چگونه ساخته و پایدار میشود؟
🔹پاسخ را نمیتوان فقط در افزایش گشت، کشف جرم یا برخورد با مجرمان جستوجو کرد. اینها وظایف بنیادین پلیس هستند، اما امنیت پایدار لایههای عمیقتری دارد؛ از اعتماد عمومی و مشارکت اجتماعی گرفته تا رعایت قانون، پاسخگویی و احساس عدالت.
🔹یکی از محورهای مهم سخنان سردار عباسی، شناخت دقیق جامعه، ظرفیتها، نیازها و مسائل محلی بود. این نکته در ظاهر یک توصیه مدیریتی است، اما در واقع یک اصل مهم حکمرانی است. پلیس نمیتواند جامعه را فقط از دریچه پرونده، گزارش و آمار ببیند.
🔹جامعه پیش از آنکه مجموعهای از مأموریتهای انتظامی باشد، مجموعهای از انسانها، خانوادهها، محلهها و روابط اجتماعی است. از همینجا مفهوم «امنیت محلهمحور» معنا پیدا میکند. محله فقط محدوده جغرافیایی یک مأموریت انتظامی نیست؛ یک شبکه انسانی است. پلیسی که محله را میشناسد، با مردم ارتباط دارد و مسائل را پیش از تبدیلشدن به بحران میبیند، عملا بخشی از مأموریت پیشگیری را انجام داده است. محور مهم دیگر، مشارکت مردم در تأمین امنیت بود.
🔹امنیت پایدار، محصول یک دستگاه بهتنهایی نیست. پلیس وظیفهای اساسی و غیرقابل جایگزین دارد، اما خانواده، مدرسه، رسانه، مدیریت شهری، دستگاه قضایی، نهادهای اجتماعی و خود شهروندان نیز در ساختن محیط امن سهم دارند. اینجاست که مفهوم «سرمایه اجتماعی پلیس» اهمیت پیدا میکند. این سرمایه با بخشنامه ساخته نمیشود؛ در هزاران مواجهه روزمره میان مأمور و شهروند شکل میگیرد. یک تماس، یک مراجعه، یک گزارش یا نحوه پاسخگویی به یک شهروند، میتواند بر اعتماد عمومی بیفزاید.
🔹سردار عباسی در کنار اقتدار انتظامی، بر رعایت حقوق شهروندی و برخورد محترمانه با مردم نیز تأکید کرد. این دو موضوع نهتنها متعارض نیستند، بلکه مکمل یکدیگرند. پلیس باید در برابر جرم و قانونشکنی قاطع باشد و در برابر شهروند قانونمدار، محترمانه و پاسخگو رفتار کند.
🔹قاطعیت در برابر قانونشکنان و کرامت در برابر شهروندان، دو روی یک مأموریت هستند. اشاره به نظم و ایمنی ترافیکی، خودروهای سرقتی، پلاکهای مخدوش، قاچاق و مواد مخدر نیز نشان میدهد که امنیت عمومی با مسائل ملموس زندگی مردم پیوند دارد. اما هدف نهایی این اقدامات صرفاً برخورد نیست؛ ایجاد محیطی است که شهروند بتواند در آن با آرامش زندگی، رفتوآمد و فعالیت اجتماعی داشته باشد.
از همین منظر، امنیت باید کیفیت زندگی را ارتقا دهد. وقتی خانواده بتواند با آرامش در خیابان، پارک و فضای عمومی حضور داشته باشد، امنیت از یک مفهوم صرفا انتظامی به بخشی از کیفیت زندگی اجتماعی تبدیل میشود.
🔹تعبیر قابل تأمل دیگر، نگاه به پلیس بهعنوان «پناهگاه امن و عادل مردم» است. اگر این تعبیر از سطح شعار به رفتار سازمانی برسد، یکی از مهمترین پایههای اعتماد عمومی خواهد بود. شهروند باید بداند در لحظه بحران، نهادی وجود دارد که به او پاسخ میدهد، از او حمایت میکند.
🔹البته نباید همه آسیبهای اجتماعی را با ابزار انتظامی حلشدنی دانست. امنیت پایدار، محصول همکاری نهادها و مشارکت جامعه است، نه مسئولیت یک دستگاه بهتنهایی.
🔹جامعه امروز با پیچیدگیهایی مواجه است که امنیت را از شکل سنتی خود خارج کرده است. جرایم سازمانیافته، قاچاق، آسیبهای اجتماعی و مسائل فضای مجازی، نشان میدهند که پلیس آینده علاوه بر توان عملیاتی، به توان ارتباطی و اجتماعی بالایی نیز نیاز دارد.
🔹در چنین شرایطی، سرمایه اصلی پلیس فقط تجهیزات و نیروی انسانی نیست؛ اعتماد مردم نیز یک ظرفیت امنیتی است. هرچه این اعتماد عمیقتر باشد، امکان همکاری، پیشگیری و پاسخ مؤثر به تهدیدها بیشتر خواهد شد.
از این منظر، سخنان سردار عباسی یک یادآوری مهم است: اقتدار انتظامی بدون پشتوانه اجتماعی ظرفیت محدودی دارد و سرمایه اجتماعی بدون اقتدار قانونی نیز نمیتواند امنیت پایدار ایجاد کند.
شاید امنیت از کلانتری آغاز شود، اما در جامعه ساخته میشود و آینده امنیت ایران بیش از گذشته به پیوند میان اقتدار قانونی و سرمایه اجتماعی وابسته است. در جهان پیچیده امروز، هیچ نهادی بهتنهایی نمیتواند جامعه را امن نگه دارد.

