جنگ شناختی؛ میدان اصلی نبرد امروز
✍️حسین عکافان
ذهنها، سنگر واقعی
آنچه امروز در ایران میگذرد، فقط درگیری نظامی یا اقتصادی نیست. ما در میانه یک کمپین تمامعیار عملیات روانی و جنگ شناختی هستیم. آمریکا، صهیونیستها، انگلیسیها و برخی بازیگران منطقهای با لشگری از اکانتها، سلبریتیها و تصمیم سازان به میدان آمدهاند تا جامعه ایران را گمراه کنند.
سه هدف جنگ شناختی نظام سلطه :
۱) القای حس شکست؛ باور کنیم میبازیم.
۲) ترساندن جامعه؛ ترسی که به فرار از ریال، احتکار و تعطیلی کسبوکار و مراکز آموزشی منجر شود.
۳) کاهش تابآوری در برابر ضربه جدید.
هیچچیز برای دشمن مهمتر از این نیست که مردم ایران از «اجتماع حول پرچم» فاصله بگیرند. اگر ذهنها پراکنده شود، انرژی جامعه علیه خودش مصرف میشود. این مسئله از تنگه هرمز و موضوع هستهای هم مهمتر است.
ابزارهای دشمن
ترامپ بازی روانی با رسانه را خوب بلد است. ادعاهای دروغ درباره تنگه هرمز، خبر درز کرده سیا درباره ده نام برای ایجاد اختلاف، ادعای مکرر موفقیت مذاکرات و پیشبینی فروپاشی اقتصاد ایران؛ همه برای گران کردن دلار، نگران کردن مردم و فلج کردن اقتصاد است.
فرمول تابآوری ایرانی
اما در سوی دیگر میدان، ملت ایران وارث میراثی هزاران ساله است. برای یک ایرانی، خانه اگر ویران شود، با تکیهبر وطندوستی و هویت وطنی«معماری امید»، این آسیب را سکوی پرشی برای بازسازی قویتر میداند. این همان نقطهای است که معادله قدرت را بر هم میزند.
سرخوردگی دشمن مادی در برابر بالندگی معنوی:
دشمن با منطق قدرت صرفاً مادی جنگ را تحمیل کرد، اما ابزاری برای محاسبه عزتنفس، تابآوری اجتماعی، مبعوث شدن، ولایت مداری و توکل مردم به خدا ندارد. هزینههای مادی آنها نهتنها ایران را بهزانو درنمیآورد، بلکه سبب بازتعریف هویت ملی و تقویت وطندوستی میشود.
وطندوستی از جنس خدمت:
هزاران متخصص متعهد، مهندسان بیادعا و همسایههای فداکار پیش از آنکه گرد وغبار حملات بنشیند، مشغول بازسازی هستند. این «مردمسالاری میدانی» آسیبها را به فرصت تبدیل میکند.
معادله دنیا و عقبی:
باور به «اجر صبر» در این دنیا به شکل عزت ملی و در آن دنیا به شکل شهادت، سد روانی مستحکمی ایجاد میکند. وقتی مردمی معتقد باشند خداوند اجر اخروی را برای فداکاری در راه وطن و یا دین خدا در نظر گرفته، هیچ تهدید مادی نمیتواند اراده آنها را فلج کند.
شکست ائتلافها
دشمنان در جبهه داخلی خود، نیز با بحران روبرو هستند. شعارهای ضد جنگ در پایتختهای غربی، شکاف میان آنان، و ناکامی ائتلافهای منطقهای نشان میدهد محاسبات آنها غلط از آب درآمده است. از سوی دیگر، جبهه مقاومت با تقویت روزافزون، معادلات منطقهای را به نفع این جبهه تغییر داده است.
راهکارهای عملی:
قبل از انتخابات کنست و کنگر:
- حرف دشمن را جدی نگیریم و بازنشر ندهیم.
- تیتر رسانههای خود را به حرف آنها گره نزنیم.
- خبر اکسیوس و رویترز و رسانههای بیگانه و داخلی تحت تأثیر دشمنان را منبع مطلق نپذیریم.
- میدان بازی دشمن نشویم.
بعد از انتخابات کنست و کنگر:
- تقویت جبهه مقاومت بهعنوان ابزار بازدارندگی.
- دیپلماسی فعال منطقهای.
- تقویت اقتصاد مقاومتی و کاهش وابستگی.
چه باید کرد؟
اگر در یک ماه آینده فقط یک کار انجام دهیم، موفقیت تضمینشده است: گوشمان را به روی حرف آمریکاییها ببندیم. و اتحاد و انسجام ملی خود ر ا حفظ کنیم اگر توافق ملی بر سر این اصل شکل بگیرد که «حرف دشمن را جدی نگیریم، بازنشر ندهیم و میدان بازی او نشویم»، یکقدم بزرگ به جلو برداشتهایم.
ما مشکلداریم، اما هرگز فرو نخواهیم پاشید. بسیاری آرزوی فروپاشی ایران را با خود به گور بردند. ما هزاران سال است اینجا هستیم؛ دشمنان ما دود شدند و رفتند. در برابر آسیب ملی، همبستگی ملی را ارتقا دهیم. در برابر آسیب روانی، صبوری ماندگار را رشد دهیم. در برابر تهدیدات، ولایتپذیری و همبستگی را تقویت کنیم. این مدل تابآوری، ریشه در وطندوستی و باورهای توحیدی دارد و آینده از آنکسانی است که حسابشان با خدایی است که اجر مجاهدان و صبوران را ضمانت کرده است.
مهر 1405

