ظهور انجمن حجتیه مدرن
به نام خدا
ظهور «حجتیه مدرن» و سودای جنگ ابدی
امروز با جریانی در بطن ساختار قدرت روبرو هستیم که بیش از هر جریان معارضی، بقای ملی و ثبات نظام را با چالشی بنیادین مواجه کرده است؛ جریانی که میتوان آن را انجمن حجتیه مدرن نامید. این نحله فکری با بازتولید قرائتی افراطی از نظریات «سید قطب»، در پی احیای نوعی جاهلیت مدرن است که جهان را صرفاً به دو اردوگاه متخاصم تقسیم میکند.
🔻چرا خطر این جریان، بیسابقه است؟
۱. ایدئولوژی جنگ دائمی:
در منظومه فکری این جریان، دیپلماسی و همزیستی مسالمتآمیز معنایی ندارد. آنها با یکی انگاشتن یهودیت و صهیونیسم و ترویج ستیز مطلق با کل جهان غیرمسلمان (آن قرائتی از اسلام که خودشان میپسندند، نه هر مسلمانی)، به دنبال کشاندن کشور به ورطه جنگی پایان ناپذیرند. از نگاه آنان، هرگونه مذاکره، نه یک ابزار سیاسی، بلکه خیانت به آرمانهاست.
۲. خوانش آخرالزمانی علیه عقلانیت:
تفکر آخرالزمانی این جریان، بزرگترین مانع در برابر ملاحظات منطقی برای حفظ ایران و بقای نظام است. وقتی نگاه به سیاست، نه بر اساس «منافع ملی» بلکه بر پایه تعجیل در تقابلهای فرجامشناسانه باشد، حفظ زیرساختها، اقتصاد و جان شهروندان در اولویت دوم قرار میگیرد.
۳. ولایتمداریِ ابزاری و تفسیر به رأی:
این جریان در ظاهر خود را مطیع محض نشان میدهد، اما با تفسیر به رأی بیانات رهبر شهید و مقام رهبری جدید، عملاً منویات خود را پیش میبرند. آنها با معرفی چهرههای دیگر به عنوان «پدر معنوی»، عملاً جایگاه رهبری را تضعیف کرده و برای بدنه خود، زاویه گرفتن از خط رسمی ولیفقیه را تئوریزه و توجیه میکنند. این دوگانگی در تبعیت، خطرناکترین نوع نفاق سیاسی است.
۴. گروگانگیری نظام با تهییج تودهها:
این «حجتیه مدرن» با در اختیار داشتن تریبونهای وسیع و سازوکارهای تشکیلاتی، قشری از جامعه را چنان تهییج میکند که عملاً دست نظام را در تصمیمگیریهای کلان و بنبستشکنیهای دیپلماتیک میبندد. آنها با ایجاد فشار از پایین، هرگونه انعطاف منطقی را «عقبنشینی از اصول» جلوه میدهند.
۵. خلوصگرایی ویرانگر:
این جریان با تعریف دایرهای بسیار تنگ از «خودی»، به دنبال حذف تمامی نیروهای میانه، تکنوکرات و خِرَدورز است. هدف نهایی، ایجاد انسداد سیاسی و رسیدن به «خلوص» درونی است؛ غافل از اینکه این مسیر، سرمایههای اجتماعی نظام را فرسوده و شکاف میان حاکمیت و لایههای مدرن جامعه را به درهای عمیق تبدیل میکند.
✅ مخلص کلام:
خطر بزرگ اینجاست که این جریان با نقاب «سوپرانقلابیگری»، در حال ریلگذاری به سمتی است که در آن «ایران» و «نظام» فدای تخیلات ایدئولوژیکی میشوند که واقعیتهای جهان امروز را برنمیتابد. هشیاری در برابر این انسدادطلبی و افشای ماهیت این «حجتیه مدرن»، نه یک انتخاب سیاسی، بلکه ضرورتی برای بقای سرزمینمان است.
منبع:متسا

