صفحه اصلی > اقتصادی و بین المللی و تحریم : همه چیز در مورد مکانیسم ماشه -1
همه چیز در مورد مکانیسم ماشه -1

همه چیز در مورد مکانیسم ماشه -1

همه چیز در مورد مکانیسم ماشه -1

بخش نخست؛ چیستی و چرایی گنجاندن مکانیسم ماشه در برجام علیه ملت ایران

بخش دوم؛ چرا مکانیسم ماشه تأثیر واقعی بر اقتصاد ایران ندارد؟

بخش سوم؛ تحریم‌های بازگشتی سازمان ملل چه هستند و چقدر کارایی دارند؟

بخش چهارم؛ چرا بازگشت تحریم‌های شورای امنیت تأثیر اقتصادی بزرگ ندارد؟

بخش پنجم؛ اسنپ بک، ابزار فشار سیاسی نه ابزار واقعی اقتصادی

 

بخش نخست؛ چیستی و چرایی گنجاندن مکانیسم ماشه در برجام علیه ملت ایران

اشاره: در میانه پیچیدگی‌های حقوقی و سیاسی توافق هسته‌ای ایران، یکی از مفاهیم کلیدی که از همان ابتدا توجه کارشناسان، سیاست‌مداران و افکار عمومی را به خود جلب کرد، «مکانیسم ماشه» یا همان Snapback بود. این مکانیسم که از منظر حقوقی بر پایه قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل بنا شده، ابزاری است که به طرف‌های غربی برجام، به‌ویژه آمریکا و اروپا، این امکان را می‌دهد که بدون نیاز به رأی‌گیری و اجماع، تحریم‌های بین‌المللی پیش از برجام علیه ایران را به طور خودکار بازگردانند.

این ابزار فشار، از همان آغاز، مورد انتقاد بسیاری از تحلیلگران ایرانی و برخی محافل بین‌المللی قرار گرفت؛ زیرا توازن تعهدات در برجام را به نفع طرف‌های غربی برهم می‌زد. برخلاف سازوکارهای رایج حقوق بین‌الملل که تفسیر نقض تعهدات را به داوری جمعی یا نهادهای بی‌طرف می‌سپارند، مکانیسم ماشه به یک‌سویه‌گرایی آشکار مبتلاست: هر عضو دائم شورای امنیت می‌تواند ایران را به نقض تعهدات متهم کرده و تحریم‌ها را «ماشه‌وار» بازگرداند.

امروز، با مطرح شدن دوباره مکانیسم ماشه در فضای دیپلماتیک و رسانه‌ای جهان، به‌ویژه با زمزمه‌های فعال‌سازی آن از سوی کشورهای اروپایی، پرسش‌های مهمی درباره اصل این مکانیسم، نحوه گنجاندن آن در متن برجام، اهداف طرف‌های غربی، و نهایتاً پیامدهای واقعی آن بر اقتصاد ایران مطرح شده است.

تعریف مکانیسم ماشه (Snapback)

مکانیسم ماشه به سازوکاری در قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل گفته می‌شود که در صورت ادعای نقض تعهدات برجامی از سوی ایران، تحریم‌های چندجانبه سازمان ملل که پیش از توافق لغو شده بودند، بدون نیاز به رأی‌گیری مجدد، دوباره برقرار می‌شوند. این فرآیند «بازگشت خودکار» یا Snapback نام دارد، به این معنا که تحریم‌ها مانند یک فنر فشرده به حالت اولیه خود بازمی‌گردند.

از منظر حقوق بین‌الملل، این مکانیسم نوعی انحراف از قاعده کلاسیک تصمیم‌گیری در شورای امنیت (یعنی اجماع یا رأی‌گیری) محسوب می‌شود. چرا که با ادعای تنها یک عضو دائم، تحریم‌ها می‌توانند بازگردند مگر آنکه یک قطعنامه جدید در مخالفت با آن صادر شود، که خود نیازمند اجماع است. همین ساختار ناعادلانه، آن را به ابزاری سیاسی و نابرابر تبدیل کرده است.

منشأ حقوقی مکانیسم ماشه در قطعنامه ۲۲۳۱

قطعنامه ۲۲۳۱ که پس از توافق برجام در سال ۲۰۱۵ به تصویب شورای امنیت رسید، چارچوب حقوقی بین‌المللی توافق هسته‌ای را تثبیت کرد. در پیوست B این قطعنامه، به صراحت روند حل‌وفصل اختلافات و سازوکار بازگشت تحریم‌ها آمده است. اگر یک عضو مدعی نقض تعهدات شود و این اختلاف در کمیسیون مشترک برجام یا سازوکارهای داوری حل نشود، می‌تواند موضوع را به شورای امنیت ارجاع دهد.

از لحظه ارجاع، شورای امنیت ۳۰ روز فرصت دارد تا قطعنامه‌ای برای ادامه رفع تحریم‌ها تصویب کند. اگر چنین قطعنامه‌ای تصویب نشود، تحریم‌ها به‌طور خودکار بازمی‌گردند. نکته خطرناک اینجاست که در این مرحله، حتی یک وتو از سوی عضو دائم می‌تواند جلوی تصویب ادامه تعلیق تحریم‌ها را بگیرد و Snapback را فعال کند. بنابراین عملاً قدرت یک‌جانبه کشورها در ساختار شورای امنیت نهادینه شده است.

مکانیسمی برای زیاده‌خواهی غرب، نه ضمانت حقوقی متقابل

یکی از موارد اختلاف‌برانگیز در مذاکرات برجام، اصرار طرف‌های غربی بر گنجاندن سازوکاری برای بازگرداندن سریع تحریم‌ها بدون سازوکار اجماع یا داوری بی‌طرف بود. این خواسته، برخلاف رویه‌های حقوق بین‌المللی بود که عموماً حل اختلافات را نیازمند بررسی کارشناسی و رأی‌گیری در نهادهای بین‌المللی می‌دانند.

اما غرب، به‌ویژه آمریکا و فرانسه، با تصور «ریسک‌پذیری بالای ایران»، خواستار آن بودند که بتوانند در صورت بروز کوچک‌ترین اختلاف، تحریم‌ها را سریعاً برگردانند. در واقع، مکانیسم ماشه بازتاب بی‌اعتمادی ساختاری غرب و زیاده‌خواهی آن‌ها در مذاکرات بود.

این موضوع در داخل ایران هم مورد انتقاد جدی قرار گرفت. بسیاری از حقوقدانان و نمایندگان مجلس هشدار دادند که این بند، یک امتیاز نابرابر و ناهم‌تراز است که در آینده می‌تواند برای اعمال فشار سیاسی یا امتیازگیری اقتصادی مورد استفاده قرار گیرد. اگرچه تیم مذاکره‌کننده ایران تلاش کرد آن را به سازوکاری مشروط و چندمرحله‌ای تبدیل کند، اما اصل تهدید همچنان باقی ماند.

واکنش ایران در مذاکرات به گنجاندن Snapback

در زمان مذاکرات، ایران با درک مخاطرات این بند، بارها بر ماهیت سیاسی و خطرناک آن تأکید کرد. با این حال، برای جلوگیری از بن‌بست در مذاکرات، نهایتاً پذیرفت که سازوکاری برای حل اختلافات وجود داشته باشد. شرط ایران این بود که مکانیسم ماشه تنها در صورت طی کامل فرآیند بررسی اختلافات در کمیسیون مشترک، هیئت وزرا و حتی مراجع داوری، قابل فعال‌سازی باشد.

تیم ایرانی با افزودن مراحل متعدد داوری تلاش کرد «سرعت فعال‌سازی ماشه» را کُند کند و زمینه را برای حل سیاسی اختلافات فراهم کند. اما ساختار خودکار بازگشت تحریم‌ها در صورت عدم تصویب قطعنامه تمدید، دست کشورهای قدرتمند را برای فشار سیاسی باز گذاشت. ایران در آن مقطع این امتیاز را برای رسیدن به مزایای فوری برجام پذیرفت، اما خطر استفاده ابزاری از آن همچنان پابرجا باقی ماند.

تفاوت Snapback با تحریم‌های کلاسیک سازمان ملل چیست؟

تحریم‌های کلاسیک سازمان ملل مانند ممنوعیت فروش سلاح، محدودیت سفر برخی مقامات، ممنوعیت فعالیت‌های موشکی یا هسته‌ای، و محدودیت‌های مالی بود. این تحریم‌ها در بازه زمانی ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ علیه ایران تصویب شده بود و با برجام تعلیق شد. مکانیسم ماشه، در صورت فعال شدن، همه این تحریم‌ها را یکجا و به شکل خودکار بازمی‌گرداند.

تفاوت اصلی اینجاست که برخلاف روند عادی که برای تصویب هر تحریم نیاز به ۹ رأی موافق و عدم وتوی اعضای دائم است، در Snapback نیازی به رأی‌گیری نیست. یعنی کشور مدعی (مثلاً آمریکا) می‌تواند تحریم‌ها را بازگرداند مگر آن‌که همه کشورها با او مخالفت کنند. این روند، مفهوم عدالت و توازن در تصمیم‌گیری بین‌المللی را زیر سؤال می‌برد.

مراحل حقوقی فعال‌سازی مکانیسم ماشه

فرآیند Snapback با ارائه شکایت رسمی از سوی یک عضو برجام به کمیسیون مشترک آغاز می‌شود. پس از ۱۵ روز گفت‌وگو، اگر اختلاف حل نشد، موضوع به وزرای خارجه ارجاع می‌شود. در صورت تداوم اختلاف، شاکی می‌تواند موضوع را به شورای امنیت گزارش دهد. در آن مرحله، یک فرآیند معکوس رخ می‌دهد: باید طی ۳۰ روز قطعنامه‌ای تصویب شود که مانع بازگشت تحریم‌ها شود.

در این مرحله، حتی وتوی یک کشور (مثلاً آمریکا) کافی است تا هیچ قطعنامه‌ای تصویب نشود و در نتیجه، تحریم‌ها خودکار برگردند. این ساختار باعث می‌شود Snapback ابزار یک‌طرفه‌ قدرت‌های غربی برای فشار دیپلماتیک باشد، نه یک سازوکار متوازن برای رسیدگی منصفانه به اختلافات.

تجربه فعال‌سازی یک‌جانبه مکانیسم ماشه توسط ترامپ در سال ۱۳۹۹

دولت ترامپ در شهریور ۱۳۹۹ (سپتامبر ۲۰۲۰) با وجود خروج رسمی از برجام در سال ۱۳۹۷، به‌طور یک‌جانبه اعلام کرد مکانیسم ماشه را فعال کرده است. این اقدام در سطح بین‌المللی واکنش منفی گسترده‌ای را به همراه داشت؛ حتی متحدان اروپایی آمریکا (آلمان، فرانسه، بریتانیا) اعلام کردند که چون آمریکا دیگر عضو برجام نیست، نمی‌تواند ماشه را فعال کند.

این شکست دیپلماتیک نشان داد که Snapback صرفاً یک ابزار حقوقی نیست، بلکه نیازمند مشروعیت سیاسی نیز هست. اما در عین حال، اقدام آمریکا یک سلف‌پرکتیس (رویّه مقدم) خطرناک بود که می‌تواند در آینده نیز توسط دیگر بازیگران تندرو مورد استفاده قرار گیرد.

مواضع اعضای باقی‌مانده در برجام نسبت به مکانیسم ماشه

کشورهای باقی‌مانده در برجام، به‌ویژه چین و روسیه، به‌طور رسمی با استفاده ابزاری از مکانیسم ماشه مخالفت کرده‌اند. آن‌ها تاکید دارند که این سازوکار فقط زمانی معنا دارد که اختلاف به صورت واقعی و از مسیرهای قانونی بررسی شده باشد. اروپا نیز هرچند در موضوعات دیگر با ایران اختلاف دارد، اما در مورد ماشه همواره با اقدام یک‌جانبه آمریکا مخالفت کرده است.

این تجربه نشان داد که اجماع جهانی برای بازگشت تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران وجود ندارد، حتی اگر ابزار حقوقی آن فراهم باشد. بنابراین، Snapback بدون پشتیبانی سیاسی، صرفاً یک تهدید رسانه‌ای باقی می‌ماند و قدرت اجرایی آن بسیار محدود است.

آیا Snapback برجام را به‌طور کامل نابود می‌کند؟

در ظاهر، فعال‌سازی مکانیسم ماشه به معنی بازگشت رسمی تحریم‌های سازمان ملل است، اما به‌تنهایی به معنای مرگ برجام نیست. ایران می‌تواند در پاسخ، اقدامات جبرانی انجام دهد، سطح تعهداتش را کاهش دهد یا از برخی مفاد توافق عدول کند، بدون آنکه رسماً از برجام خارج شود.

در واقع Snapback بیش از آن‌که توافق را نابود کند، فضای اعتماد را تخریب می‌کند و روند مذاکرات و بازسازی تعاملات را متوقف می‌سازد. به همین دلیل، بسیاری از ناظران بین‌المللی معتقدند که استفاده ابزاری از این مکانیسم، حتی برای غرب نیز هزینه‌زا است.

مکانیسم ماشه تهدیدی قدیمی با اثری محدود

مکانیسم ماشه، یک ابزار فشار سیاسی و حقوقی است که از ابتدا در دل برجام وجود داشت و اتفاق تازه‌ای نیست. تجربه آمریکا در سال ۱۳۹۹ نشان داد که استفاده از آن با مخالفت جهانی مواجه می‌شود و در عمل تأثیر چندانی بر اقتصاد ایران ندارد، به‌ویژه وقتی کشور تحت تحریم‌های ثانویه بسیار شدیدتر از سوی آمریکاست.

در شرایط کنونی، Snapback بیشتر جنبه روانی و سیاسی دارد تا اقتصادی یا اجرایی. اقتصاد ایران در مواجهه با سناریوهای سخت‌تر از این مکانیسم، تاب‌آوری نسبی نشان داده و مسیر تعامل با کشورهای غیرغربی نیز دست‌کم در سطح منطقه‌ای، از این سازوکار مستقل است. #

برچسب ها :

«پست قبلی

پست بعدی»

مقالات مرتبط

راه اندازی صندوق ارزی

در شرایطی که کشور درگیر تورم است، واکنش طبیعی مردم برای حفظ قدرت خرید خود، خرید دارایی هایی است که ارزش آنها بیشتر از نرخ رشد تورم؛ رشد نماید. از جمله این دارایی ها طلا، جواهرات، ارز، زمین، مسکن و خودرو است. در این شرایط، مردم به جای این که منافع خود را همراستا با منافع جامعه دنبال کنند به صورت انفرادی برای حفظ قدرت خرید خود اقدام می‌کنند.

7 بهمن 1404

چرا بازار اعتراض می کند؟

امیرعباس هویدا سال ها قبل از نخست وزیری نیز، وزیر دارایی بود و آشنای به اقتصاد، با تمام تلاشی که در مبارزه با گرانفروشی کرد.اما تورم مهار نشد! تا این که در ۱۶ مرداد ۵۶ دولت را تحویل دکتر جمشید آموزگار (اقتصاددان) داد.به گفته آموزگار او دولت را با ۳۵درصد تورم تحویل گرفته است! در حالی که آمار بانک مرکزی برای سال ۱۳۵۶(۲۵ درصد) تورم را اعلام می‌کند.

26 دی 1404

چرا نهادهای توسعه‌ای در شروع طرح های سرمایه‌گذاری مشارکتی خنثی عمل می‌ کنند؟

در حالی که جامعه این روزها به دنبال حفظ قدرت خرید خود از طریق سرمایه‌گذاری در طرح‌ها و پروژه‌های اقتصادی است و نیاز به ابتکار عمل نهادهای توسعه‌ای برای شروع طرح‌ها و پروژه‌های بزرگ اقتصادی و مشارکت دادن مردم در این طرح‌ها و پروژه‌ها دارد، این نهادها در جامعه هیچ تحرکی ندارند.

26 دی 1404

دیدگاهتان را بنویسید