تحلیل ایرانی
بررسی و تحلیل
مرضیه ضیغمی

اندر حکایت فساد مالی

یادداشتی با موضوع فساد مالی

0

اندر حکایت فساد مالی

بنام خدا

فساد را می‌توان به دو دسته کلی اخلاقی و مالی تقسیم بندی کرد و در این مجال قصد داریم به اختصار به فساد مالی بپردازیم.

صد البته آنکس که به فساد مالی دست می‌زند حتما قبل آن دچار فساد اخلاقی شده است چرا که وقتی ارزش‌های والای الهی و انسانی و اخلاقی کنار گذاشته می‌شوند؛ سرکشی و طغیان آدمی نیز سر از ناکجا آباد در می‌آورد.

انسانی که چشم ناپاک ؛ فکر ناپاک دارد و حرف ناپاک می‌زند قطعا آمادگی و جسارت بیشتری برای بده بستانهای ناپاک مالی هم پیدا کرده و به هر شکلی تلاش می‌کند تا دایره قدرت نمایی و مال اندوزی و خواسته ها و خواهشهای ریز و درشت خویش را برطرف و ارضاء نماید.

برای پیشگیری از فساد مالی قدر مسلم  آن است که  ما در وهله اول شدیداً نیازمند یک سامانه یکپارچه جامع آماری هستیم که داده ها و اطلاعات آن بدقت و صحت و درستی بارگذاری و تامین شده باشد.

وجود انواع و اقسام سامانه های آماری جزیره ای و دستگاهی باعث شده که نتوانیم خروجی یکدست و مناسبی از آنها برای تصمیم سازی‌ها و تصمیم گیری ها داشته باشیم. مثلا ما هنوز بطور یکپارچه نمی‌دانیم در این کشور چه کسی چه چیزی دارد یا ندارد ؟  فقیر است یا ثروتمند است؟ سالم است یا مریض است؟ بیسواد است یا باسواد است؟ و دهها فاکتور و شاخص کلی و جزئی آماری که در صورت داشتن یک سامانه یکپارچه درست و حسابی بتوان به محتویات آن استناد قانونی و عقلانی داشت.

وقتی چنین سیستم آماری جامعی وجود نداشته باشد طبیعی است که راه های فرار از قانون هم در این وضعیت بسیار است. این را باید درست کرد. از سوی دیگر ما سیستم کنترل و نظارت جامع و یکپارچه نداریم که بدرد همه مراجع و مراکز ذیربط بخورد.

فرض کنید یک نفر چک برگشتی دارد یا یک نفر در دوره دبیرستان ترک تحصیل کرده یا یک نفر عمل جراحی قلب داشته و… خوب اگر بجای مراجعه به این همه نهاد و سازمان و پرونده؛ فقط یک سامانه جامع همه چی تمام وجود داشته باشد که همه این اطلاعات را بتوان یکجا در آن یافت؛ ملاحظه خواهیم کرد که چقدر جلوی بسیاری از اتلاف وقت ها و هزینه ها و رفت و آمدها و اختلافات و تعارضات و… گرفته خواهد شد.

بنابراین وقتی سامانه جامع آماری و سامانه جامع کنترل و نظارت نداریم؛ صحبت از پاسخگویی و شفافیت و مبارزه با فساد کم فایده است.

از سوی دیگر؛ خود فساد دو جور است: یا فردی است و یا گروهی ( سازمان یافته). فساد فردی تکلیفش معلوم است و ساز و کار خاص خود را دارد مثل یک کارمند بانک که شخصا مبادرت به سوء استفاده از موقعیت اداری و شغلی خود می‌نماید. اما فساد گروهی وقتی است که افراد فاسد با طرف هایی از سازمان‌های ذیربط مورد هدف و به شکلی هدایت شده؛ با نقشه؛ با هماهنگی و به عبارتی سازمان یافته مبادرت به سوء استفاده و اختلاس و… می‌کنند.

اما چرا در کشور ما که مسلمان و شیعه و مدعی الگو بودن برای جهانیان هستیم دزدی و اختلاس و فساد رخ می‌دهد؟ بدون شک؛ دوری از خدا و فراموش کردن و زیر پا گذاردن امر و نهی های خداوند است که باعث می‌شود ما مرتکب گناه و خطا بشویم. در این میان؛ فقدان عدالت واقعی و همه جانبه در جامعه و توزیع ناعادلانه ثروت؛ بازدارنده نبودن قوانین و مقررات و… باعث سوء استفاده و زیاده خواهی دیگران می‌شوند.

از طرف دیگر؛ حقیقت آن است که شیوه و سبک زندگی فردی و سازمانی مسئولان و مدیران جامعه در پیدایش و گسترش فساد حائز اهمیت است. اگر مردم ببینند که مدیران جامعه حرف و عمل شان متفاوت است و آنچه را که می‌گویند؛ خودشان عمل نمی‌کنند؛ اینجا همان گلوگاه کار است که علاوه بر ایجاد بدبینی سبب برخی برداشت ها و قضاوت ها و سوء استفاده ها می‌تواند بشود.

ادامه دارد…

دکتر حسن خسروی.

مدرس دانشگاه و متخصص امور برنامه و بودجه کشور

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.