دسته: ادبیات کهن

⚘عشق در دیوان حافظ . 212

⚘عشق در دیوان حافظ . ۱۶۹⚘

برخی…، ازل را زمانِ بی ابتدا معنا کرده اند و برخی دیگر نیز معتقدند که ازل، هیچ ربطی به زمان ندارد…، بلکه فوقِ زمان است…!

از عقوبتش، ترسان

عیبِ نهانی

🖊وجودِ عیوبِ ریز و درشت در میانِ فرزندانِ آدم…، چه خواسته باشد و چه ناخواسته…، به میزانی فراگیر است که از دلِ آن، ضرب المثلِ مشهورِ “گُلِ بی عیب خداست” بیرون آمده است…!

29 خرداد 1401 1 دیدگاه
از عقوبتش، ترسان

🌛زندگانیِ ما نیز…، جاودانی نیست…!🌜

📚کسی…، مژده پیشِ انوشیروانِ عادل آورد، گفت…؛ شنیدم که فلان دشمنِ تو را…، خدایِ عزّوجلّ برداشت…!

28 اردیبهشت 1401 0 دیدگاه
⚘عشق در دیوان حافظ . 212

🌿عهدِ اَلستِ من…، همه با عشقِ شاه بود…!

🖊در این بیت که در میانه ی غزلی شخصی و در مدح منصور ابن مظفر واقع شده، سه رکنِ اساسی وجود دارد، که بسیار رندانه به نظر می رسد…؛

27 فروردین 1401 0 دیدگاه
از عقوبتش، ترسان

رحمت نیاوردند

🖊حکایت بیست و هفتم از باب سوم گلستان سعدی…؛ درباره بی رحمیِ مردم روزگار…!🖊

            🍀قسمت هشتم🍀

21 فروردین 1401 0 دیدگاه
از عقوبتش، ترسان

آزار…، در دل بِمانَد

🌛آزار…، در دل بِمانَد…!🌜
🖊حکایت بیست و هفتم از باب سوم گلستان سعدی…؛ درباره طمع و مکر و حیله…!🖊
🍀قسمت هفتم🍀

18 فروردین 1401 0 دیدگاه
حکایت های گلستان

نتوان رفت به زور

🖊آنچه گذشت…!
مخالفتِ پدر، بی اثر بود و پسر به رغم اینکه آهی در بساط نداشت…، به اتکایِ زورِ بازو، راهی سفر شد…!
🖊ادامه ماجرا…!
اولین تحقیر پسر در مسیر…، در کنار رودخانه یا دریا اتفاق افتاد؛ چون پولی برای سوار شدن به قایق نداشت…، اجازه سوار شدن ندادند و زورِ بازوی او نیز موردِ تمسخر قرار گرفت…!

حکایت های گلستان

رزق…، مقسوم است…!

🖊آنچه گذشت…؛
⬅️مخالفت پدر با مسافرت پسر…، موجب شد تا پسر فوائد سفر را بگوید…؛ ولی پدر این فایده ها را مخصوص پنج گروهِ تجّار . عالمانِ شیرین سخن . خوب رویان . افرادِ خوش صدا و پیشه وران دانایِ فن دانست…!
🖊ادامه ماجرا…؛
⬅️به رغم این…، پسر باز هم استدلال کرد که گرچه رزق مقسوم است، ولی برای به دست آوردن آن باید تلاش نمود و ضمن مطرح نمودن قدرتِ بدنی خود، راهیِ سفر شد…!

⚘عشق در دیوان حافظ . 212

🌿عشق…، دُردانه‌ است و…، من…، غوّاص و…، دریا…، میکده…!

🖊در این تشبیه سه گانه…، مروارید و دریا محکم و استوار در جایگاه خود قرار دارند و غواص نیز، اگر در پیِ مروارید است، چاره ای جز اینکه دل به دریا بزند، ندارد…!

حکایت های گلستان

پینه دوز، مَلِکِ نیمروز

⬅️پدر…، در ادامه، صاحبانِ صوتِ خوش و افرادِ کاردان و دارایِ حرفه را نیز در ردیفِ چهارم و پنجم اهلِ سفر قرار داد…!